کد خبر: ۳۱۴۰۶
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۳۵-11 July 2022
مشکل کجا است و چه باید کرد؟
[این یادداشت در واکنش به دیدن بخش‌هایی از فیلمی دل‌خراش از تنبیه فیزیکی یک کودک دانش‌آموز توسط معلم‌اش نوشته شده است. از زمان و مکان این فیلم خبر ندارم و شاید اهمیت اصلی را هم نداشته باشد، اما تکرار این موارد و اخبار به ما یادآوری می‌کند که نباید و نمی‌توان بر آن‌ها چشم پوشید و هر کدام‌مان به فراخور جایی که در آن ایستاده‌ایم و به میزان تخصص و مسؤولیت و اختیاری که داریم، در قبال‌شان مسؤول‌ایم.]

با گسترده شدن امکان انتشار اخبار و گزارش‌ها در فضای مجازی، از بعضی پدیده های اجتماعی که کم‌تر به چشم می‌آمد مطلع‌تر شده‌ایم.

یکی از این پدیده‌ها خشونت و بدرفتاری فیزیکی و روانی کودکان در مدارس است. گرچه این پدیده موضوعی نوظهور نیست، اما هم تداوم آن ناپذیرفتنی است و هم احتمال تشدید آن تحت تأثیر عوامل کلان‌تر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی وجود دارد.

انتشار فیلم‌های مختلف از بدرفتاری و خشونت بدنی، یا آزار و بدرفتاری کلامی یا تنبیه‌های تحقیرکننده‌ای مانند زدن موی سر دانش‌آموزان، نشان می‌دهد که متأسفانه، این پدیده‌ها که باید در گذشته‌ای دور کنترل و محدود می‌شد، هم‌چنان ادامه دارد.

تردید نمی‌توان داشت که این تجربه‌ها اثراتی ماندگار و ویرانگر بر کودکان دارند، و نیز می‌توان حدس زد که خود این بزرگ‌سالانی  که امروز چنین رفتارهایی می‌کنند، زمانی خودشان قربانی بدرفتاری در خانواده، مدرسه، یا محله و جامعه بوده‌اند.

گرچه توجه به ویژگی‌های فردی مرتکبان اهمیت دارد و باید در گزینش افراد برای برعهده گرفتن شغل معلمی یا مسؤولیت‌های دیگر در مدارس و نظارت بعدی بر عمل‌کرد آنان توجه بیش‌تری داشت، اما نمی‌توان این پدیده‌ی اجتماعی را صرفن به عوامل و مشکلات فردی مرتکبان فروکاست.

از سویی باید با درک واقعی جایگاه حساس معلمان در جامعه، بهترین شرایط برای این شغل ایجاد و شرایطی فراهم شود تا توانمندترین افراد جامعه جذب این شغل شوند و بتوانند در آسایش کافی و بدون دغدغه‌های درهم‌شکننده‌ی معیشتی به شغل پراهمیت و حساس خود بپردازند؛ و از سوی دیگر، نمی‌توان عوامل کلان اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و حتا -یا شاید به ویژه- شیوه‌ی حکم‌رانی در جامعه در بروز، تداوم و تشدید این معضلات را نادیده گرفت.

فشارهای روانی-اجتماعی ناشی از عوامل مختلف، و به‌ویژه در این روزها فشار اقتصادی توأم با نبود چشم‌انداز روشن و مشخص از رفع آن‌ها در آینده، موارد متعدد تخلفات و فسادهای مالی هنگفت که به زعم تعداد کثیری از افراد جامعه مرتکبان در ابتدا از رانت و توجه ویژه برخوردار بوده‌اند و بعد هیچ وقت به آن‌ها رسیدگی درست نشده، وجود تبعیض‌های فراوان که باعث می‌شود بخش بزرگی از جامعه احساس حذف‌شدگی و بیرون گذاشته شدن از زیر چتر حمایت اجتماع را داشته باشند، تبعیض‌های مختلف و شکاف اقتصادی انکارناشدنی و ناپذیرفتنی، رفتارها و برنامه‌های قیم‌مآبانه برای تعیین جزییات زندگی شخصی شهروندان و توسل به اجبار و زور و حتا گاهی خشونت برای اجرای آن‌ها، از دست رفتن و کاهش اعتماد اجتماعی و تردید یا باور نکردن قول و وعده‌های مسؤولان، انکار یا کوچک شمردن مسایل معیشتی اولیه‌ی بخش بزرگی از جامعه توسط آنان که باید این مسایل را حل کنند.

نداشتن چشم‌انداز درازمدت مثبت در کارمندان و فرهنگیان با دیدن دردمندی بازنشستگانی که هنوز نتوانسته‌اند مسؤولان را به شنیدن و فهمیدن حق آنان برای داشتن زندگی با کرامت و آسایش در این سنین وادار کنند، احساس بی‌توجهی به زندگی و آسایش بخش بزرگی از جامعه در سیاست‌های کلان خارجی و داخلی در کشور، و شنیدن اخبار روزمره از اقدامات متعدد برای کنترل رفتار مردم در شرایطی که حقوق اولیه‌ی آنان -حتا حداقل‌های معیشت و زندگی جسمی‌شام- کم‌اهمیت انگاشته می‌شود، و ازدست‌رفته دیدن قدرت اثرگذاری و عاملیت اجتماعی برای تعیین سرنوشت خود برخی از عوامل مهمی‌اند که امروز جامعه‌ی ما با آن مواجه است.

انکار این واقعیات راه به جایی نخواهد برد و فقط منجر به از دست رفتن شالوده‌ی اجتماع و سست شدن حس تعلق و مسؤولیت اجتماعی، و قطع پیوند شهروندان با دولت خواهد شد. در این شرایط، نباید انتظاری جز این داشت که مشکلات و اختلالات روانی، آسیب‌های اجتماعی، فسادهای اقتصادی، سرقت، خشونت، خودکشی، و مهاجرت‌های ناخواسته و تحمیلی برای به دست آوردن حداقل آسایش و شرایط زندگی کرامتمند افزایش پیدا کند. آمارها و اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی سال‌های اخیر هم به وضوح چنین روندی را تأیید می‌کنند.

راه‌حل این مشکلات نه پند و نصیحت است، نه انکار و کم‌اهمیت انگاشتن مشکلات، و نه تقلیل دادن آن‌ها به مشکلات فردی و حاکم کردن دیدگاه روان‌شناسانه/روان‌پزشکانه و متمرکز کردن توجه به فرد مرتکب و احیانن اکتفا کردن به درمان یا مجازات او.

شرایط امروز جامعه‌ی ما ایجاب می‌کند که در هر تصمیم‌گیری کلان به تأثیر آن بر سلامت شهروندان و زندگی سعادتمندانه‌شان توجه شود.

مگر نه این است که وظیفه‌ی نهایی حاکمان و حکومت‌ها فراهم کردن بستر زندگی سعادتمند برای شهروندان است؟

و مگر جز این می‌بینیم که از دست رفتن بستر اجتماعی سالم برای حیات دنیوی انسان‌ها آنان را به سمت جرم و جنایت و تخلف و فساد و ظلم به دیگران سوق می‌دهد؟ 

شرایط ناسالم اجتماعی نه به آسایش دنیوی راه می‌برد و نه حتا می‌توان در این شرایط مردمی  را که به سمت جرم و تخلف سوق داده می‌شوند، به سعادت اخروی وعده داد و رهنمون شد.

سلامت و سعادت امروز مردم و جامعه در گرو تصمیمات کسانی است که -دست‌کم به اسم- مسؤول‌اند و در قبال مردم مسؤولیت دارند.


سامان توکلی، روان‌پزشک


١۵ تیرماه ١۴٠١


کانال تلگرامی سلامت روان و جامعه

.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان