کد خبر: ۳۱۳۳۵
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۱-04 July 2022
من سری کتب خاطرات هاشمی رو خریدم برای ایده فیلمنامه کمدی. واقعا جوابه.
مثلا خاطرات چرچیل رو که میخونی توی هر عبارتش یه تمثیلی، نکته نغزی، کنایه‌ای، درسی چیزی پیدا میکنی. مثلا یه جا میگه روزی سوار تاکسی شده بودم تا به دفتر BBC برای مصاحبه بروم.  هنگامی که به آن جا رسیدم به راننده گفتم آقا لطفا نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم. 

راننده گفت: نه آقا! من می خواهم سریعا به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم. من از علاقه‌ی این فرد به خودم خوشحال شدم و یک اسکناس ده پوندی به او دادم. راننده با دیدن اسکناس گفت: چرچیل کیه ولش کن اگر بخواهید تا فردا هم اینجا منتظر می‌مانم. 

حالا خاطرات روزانه هاشمی رو که میخونی انگار داری گل‌آقا میخونی… مثلا نوشته: رفتم خانه. عفت قیمه پخته بود. نخوردم. فائزه نق میزد. به محسن گفتم برایش کارتون بگذارد. صبح  جلسه داشتم. رادیویی که حافظ اسد برایشان اورده بود را تحویل دادم. خوشش آمد. برای افتتاح ساختمان جدید وزارت کشور به خیابان فاطمی رفتیم. پلاکارد زده بودند. قشنگ بود. عصر خبر دادند که هواپیمای اقای بابایی را اشتباهی زده‌اند. گفتم شب در اخبار بگویند عراق زده تا روحیه مردم خراب نشود. اقای موسوی هم موافق بود. شب به خانه برگشتم. عفت همان قیمه‌ها را اورد سر سفره. باز هم نخوردم. فردا اقای ناطق از تقلب در انتخابات گله میکرد. گفتم زیاد نق نزند. انشالله دور بعدی.

صالح بهشتی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان