کد خبر: ۳۱۳۲۶
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۴۰۱ - ۱۴:۵۲-03 July 2022
ظاهرش این است که سازمان صدا و سیما با معدود عاملان جذب بیننده‌اش نساخته.
نتوانسته عادل فردوسی‌پور و رک و راستی و بی‌تعارفی‌اش درباره‌ی وضع و حال فوتبال ایران یا ایرج طهماسب و حمید جبلی و عروسک‌های بازیگوش و گاه کلیشه‌شکن آنها را نگه دارد تا انبوهی از مردمان طبقه‌ی متوسط دست‌کم چند بار در کل سال برای برنامه‌های آنها (و گاهی هم برای تماشای فوتبال) چند ساعتی تلویزیون را روی شبکه‌های داخلی روشن کنند. 

مردمانی که چه بابت سطح برنامه‌سازی و چه به دلیل اخبار ناراست و موضع‌گیری سیاسی و امنیتی و ضدمردمی صدا و سیما، عطای تلویزیون را به لقایش بخشیده‌اند ‌و گاه برای آن که ناچار به تحمل آگهی‌های اغلب سخیف و بی‌ایده یا زیرنویس‌های شعاری تلویزیون نشوند، حتی همان برنامه‌های نوروزی سال‌های اخیر طهماسب/جبلی را هم بیشتر در سایت‌های مختلف اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی می‌دیدند.

اما نکته‌ی اساسی‌تر این است که رهایی از همان قیود و کلیشه‌ها و شوخی با چارچوب‌های آن، به عامل جذابیت کار همین برنامه‌سازان در بیرون از سازمان بدل شده. البته که مجموعه‌ی موسوم به ساترا، متعلق به همان سازمان معلوم‌الحال، تصور می‌کند با در اختیار داشتن صدور مجوز، همچنان محصولات شبکه‌ی نمایش خانگی را هم در چارچوبی شبیه تلویزیون محصور کرده؛ اما اگر در نظر بگیریم که مجموعه‌ی "مهمونی" با جلوتر رفتن، شیطنت‌ها و حتی بددهنی‌های نمکین بیشتری به شخصیت‌هایش بخشیده، برای پیرزن هم میدان ِ مراودات شوخ با مردان را باز کرده، گذاشته یک پشه به برهنگی آدم‌ها در ساحل یا شب زفاف اشاره کند و از تصویر اتوکشیده‌ی رایج مجری سازمان به مرد میانسالی رسیده که از عروسک‌هایش فحش می‌خورد یا برای خوشایندشان اصوات حیوانات درمی‌آورد، آن وقت خواهیم دید که پشت کردن به تلویزیون و منزه‌نمایی آن در تمام این چهار دهه و اندی، نه فقط "شیوه‌ی تولیدی" این برنامه، بلکه همچنین بستر اصلی خلق شخصیت و موقعیت در آن است.

این که گویا در تلویزیون و سریال‌هایش لمپن کم نیست و خیلی‌ها شوخی‌های -به اصطلاح رایج حضرات نظارتی- «منشوری» می‌کنند یا مجریان مسابقات یا برنامه‌های کودک، کله‌معلق هم می‌زنند تا در نظر بیننده «باحال» جلوه کنند نیاید با آنچه در «مهمونی» یا در صراحت عادل فردوسی پور طی مصاحبه‌هایش در برنامه‌ی «فوتبال ۳۶۰» یکی انگاشته شود. شیطنت پشه، کته و قیمه خانم با دید زدن خلوت عاشقانه/اروتیک آدم‌ها توسط مگسی از پشت پرده یا بددهنی بچه به سبک تمام هم‌نسلانش، ازجنس طبیعیات جاری زندگی مردم این دوران است؛ نه آلوده به آن لودگی و نچسبی و گوشت تلخی که در نمونه‌های اشاره شده‌ی تلویزیونی می‌بینیم‌.

اشاره به برنامه‌ی فردوسی پور که هنوز در نیم‌راه ثتبیت شکل خود است و شاید بشود بعدها به آن پرداخت، البته یک اشاره‌ی جانبی بود. اما اصل بحث این است که «معمونی» با گذر از نیمه فصل اول خود، دارد از همین بستری که گفتیم، به دریتی بهره می‌برد. 

نگاه‌های بهت‌آمیز ایرج طهماسب به دوربین در واکنش به آنچه همین نوع موقعیت‌های دور از کلیشه و هنجارهای تلویزیون را می‌سازد، بسیار گویاست و بیش باد. او بویژه در مواجهه با پشه، بچه و قیمه خانم، دیگر فقط آقای مجری نیست و دارد نقش آفرینی می‌کند. سبک نمی‌شود اما از چارچوب موقر مجری، به ناچار بیرون می‌اید و چه خوب. 


پی‌نوشت: راستش همواره در این نوع اشاره‌ها، از اینکه نوشته یا گفته‌هایم به نیت تراشی برای برنامه سازها بدل شود و سانسورچی‌ها ادعا کنند که آنان اصلا به همین قصد، چنین برنامه‌ای ساختند، پرهیز دارم. بابت همین، سعی کرده‌ام پیش از نمایش یا پخش عمومی، به این نکات فرامتن نپردازم. چرا که در هر حال، اینها برداشت و بحث‌های ماست و نباید گزکی به دست عاملان سانسور بدهد. 


امیر پوریا

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان