کد خبر: ۳۱۳۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۴۰۱ - ۰۸:۲۸-02 July 2022
موسم حج
"همراهی معرفتی" نوشتارهای کوتاهی است در پاسخ به لطف دوستانم که بسوی بیت الله پر کشیده و درخواست عرضه نکاتی از معارف مربوط به "حج و زیارت" را، از داشته‌اند، می‌باشد.
امیدواریم دوستان در سرزمین وحی با اطلاع رسانی به دیگران زائران، جملگی "پیک معرفت" باشند.

پیامبر؛ اصلِ همه الطاف 

در زیارت حرم حضرت رسول الله (ص)، باید متوجه این معرفت ناب بود که ؛ آنچه از اجابت دعا و قضاء حاجات و دستگیری که ما از ائمه (ع)، در طول عمر داشته و داریم ، سرمنشاء و سرچشمه همه آن کرامات "رسول الله" است و تا ایشان اذن ندهد، از  سفره کرَم معصومین، ذره ای به کسی چیزی نمی‌رسد.

" ... می‌گوید در بیرون شهر مشغول کشاورزی بودم که دوستم گفت امام رضا (ع) که در مسیر خراسان است، وارد شهر ما شده بیا تا برویم در مسجدجامع به زیارتش رفتیم و از حضرت، تقاضای یک تحفه نمودم و امام هجده خرما به من داد و من طلب بیشتر، نمودم.

امام فرمود: مگر دیشب که در خواب پیامبر (ص) را زیارت کردی بیش از هجده خرما به شما کرامت کرد؟! ما همان مقدار داده ِ پیامبر را به شما می‌دهیم."

کدام حاجت را به پیامبر(ص) بعنوان بهترین، عرضه نمائیم؟

ما در کنار حرم معصومین(ع) سخن از قضاء حاجات داریم ؛ از ایشان درمان مریض و مرحم بر زخم ها می‌طلبیم ... اما بالاترین بهره را آنان میبرند که در محضر "حضرت خُلق عظیم ، رسول الله" (ص) ، حال که تشرّف یافته اند  ، از ایشان "اخلاق" را ، بعنوان مهمترین حاجت بگیرند و باز گردند.

تا وقتی از این سفر بازگشت میفرمایند چنین باشند که خود رسول الله(ص)  سیمایشان را ترسیم فرمود: هر کس خوش اخلاق تر، نرم خوتر، به خویشانش نیکوکارتر، با برادران دینی اش دوست تر، بر حق شکیباتر، خشم را فروخورنده‌تر و با گذشت‌تر و درحال خرسندی و خشم با انصاف‌تر باشد، به من "شبیه تر" است.

زیارت حضرت فاطمه (س) و زیارت بقیع

از جای جای مدینه صدای مظلومیت امامت بلند است همانطوریکه از مسجد پیامبر (ص) صدای خطبه فاطمه (س) در دفاع و تبیین امامت می آید .
بله مرقد مطهرش مخفی است! 

در رابطه با محل دفن آنحضرت سه نظر است:

۱) در روضـه ، بـیـن قبر رسول الله (ص) و منبر قرار دارد که خود پیامبر (ص) فرمود: بین قبر من و منبر من , باغی از باغهای بهشت است.
۲) مرقد حضرت فاطمه در خانه خودش قرار دارد.
۳) قبر مطهر آنحضرت در بقیع است.

شـیـخ صـدوق گوید افضل است حضرت فاطمه در این سه مکان زیارت شود.

اما در مورد بقیع؛

أَبِی عَامِرٍ وَاعِظِ نقل میکند که از امام صادق در مورد زیارت امام (ع) و ساخت و بنا تعمیر حرم آن حضرت پرسیدم ؟ امام صادق (ع) از پدرانش تا رسول الله (ص) نقل نمود که پیامبر به امیرالمومنین (ع) فرمود: چنین فردی از مخصوصین مورد شفاعت من خواهد بود. / "أُولَئِکَ یَا عَلِیُّ الْمَخْصُوصُونَ بِشَفَاعَتِی وَ الْوَارِدُونَ حَوْضِی وَ هُمْ زُوَّارِی غَداً فِی الْجَنَّهِ...» (وسائل‏۳۸۳/۱۴)

وهابیت با عنادی که نسبت به اهلبیت (ع) دارد، اجازه ساخت و عمران قبور آنان را نمیدهد!

 اما ما می‌توانیم همانطوریکه از دیدن گنبد طلا و بارگاه امام، "اشک" بریزیم و زاویه ای دل مان را متصل کنیم ، میتوانیم دیدن "خاک و غربت" را وسیله ای برای "وصل" قرار دهیم و مهم "وصل" به ذوات مطهره است و این حقیقت چون در دسترس کسی نیست ، کسی نمی‌تواند بگیرد.

بقول علامه طباطبائی؛ امام، امام است خواه زیر گنبد طلا و خواه زیر آفتاب سوزان.

در بقیع در خاطر مبارک داشته باشید؛
امام مجتبی (ع) ؛ مرکز "احسان" است.
و امام سجاد(ع) ؛ مرکز "معنویت" است.
و امام باقر(ع) و امام صادق(ع) ؛ مرکز "علم و حکمت" می‌باشند. 

از هرمحضر هر کدام بهره خود برای تمام روزهای دنیا و تمام مواقف آخرت باید تهیه نمایید.

خروج آگاهانه و عارفانه از مدینه 

زائران آگاه و با معرفت پر و بال "محبت" پیامبر عظیم الهی را دریافته و از مدینه طیبه خارج میشوند.

نکته این سخن در اینجاست که پیامبر رحمت و اخلاق (ص) برای همگان محبت بود . اما محبت او نسبت به مومنان آنچنان عمیق بود که آنان بودند که زیر پروبال محبتش مآوای میگرفتند و بهرمند بود. در قرآن در توصیف محبت های رسول خدا چنین آمده ؛ "پر و بال محبتت را برای مومنانی که در تبعیت از شما هستند ، بگستران / وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. " ﴿حجر ۲۱۵﴾

خوشا بحال آنان که گرچه در ظاهر از مدینه خارج و بسوی مکه مکرمه پرواز میکنند ، اما جانشان ؛ برای همیشه زیر بال و پر پیامبررحمت(ص) بماند یعنی همواره شخصیت و زندگی خود را بر مدار تبعیت از فرامین و ارشادات پیامبر رحمت قرار میدهند و خود یک پارچه "محبت" بدیگران میشوند. 

بله ؛ مومن یعنی ؛ "یک پارچه ایمان" و برای "یک پارچه ایمان" شدن ، راهکار در این بیان نورانی رسول الله (ص) است که فرمود: 
"همینکه خداوند ایمان را آفرید، ایمان گفت : خداوندا تقویتم کن . خدا هم ایمان را با 'حُسن خُلق' تقویت نمود.
"لما خلق الله تعالی الایمان قال: اللهم قونی فقواه بحُسن الخلق .."

برادر و خواهر زائر ؛
حال که جسم تان از مدینه خارج میشود بیایید و روح تان را زیر سایه و به قول قرآن پر وبال پیامبر (ص) بگذارید. نشانه چنین توفیقی در تغییر اخلاق شما به فضیلت و معنویت و محبت است . و در اینصورت تردیدی نداشته باشید گرمای پر وبال محبت رسول الله (ص) از شما انسانی دیگر با رتبه های معنوی متفاوتی خواهد ساخت و نشانه این مآوای گرفتن در حریم اخلاق نبوی (ص) این است که از پدر و مادر تا فرزند و همسر ، و یکایک اقوام ، و فرد فرد جامعه که از این ببعد با شما مواجه شود اعتراف کند که در محبت و لطف و آقایی و بزرگواری یک آدم دیگری شده اید . ان شاء الله

"احرام" و ورود به حرم امن الهی...

مهمترین نکته در اینجا این است که ؛

۱) لباس دوخته را کنده و لباس سفید ندوخته باید به تن کرد و وارد بر میزبان شد .
امام سجاد (ع) از این قصه چنین رمز گشائی میکند؛《کندن لباس دوخته شده؛  یعنی خدایا من دیگر "لباس گناه" در بر نمی کنم واز هر گناهی توبه کردم. و وقتی لباس احرام بر تن می کند؛ یعنی لباس ندوخته، لباس رنگ نگرفته، لباس حلال و پاک در برمی کند؛  یعنی "جامه طاعت" در تن می کند .》

۲) حاجیان "ضیوف الرحمان" و مهمانان خدا هستند و طبیعتا هر مهمانی مورد پذیرائی میزبانش قرار میگیرد و در اینجا حاجیان توسط خود خدای متعال مورد اکرام هستند .

۳ ) "حاجی" در بدو ورود به مهمانی الهی به حالت "احرام" در آمده تا نشان دهد آمادگی لازم را برای شرکت در این ضیافت داشته و باشوق ، ونه خستگی و کسالت و بی رغبتی ، بسوی این بزم معنوی حرکت کرده .

آنانکه "حج با معرفت" دارند میدانند ؛ حال که میهمان حضرت رب العالمین شده اند ، دیگر به او نمیگویند :
"بیا از من بخواه" ، 
بلکه به ایشان میگویند:
"بیا و خواسته های عمرت را بگیر." 

۴ ) این حقائق عرفانی را شما در لحظه احرام ائمه (ع) و حرکت شان بسوی مکه میبینید .

به عنوان نمونه ؛ همسفر امام سجاد (ع) گوید :
با ایشان مُحرِم شدیم و وقتی خواستیم حرکت کنیم ، امام سوار بر مرکب شد و با گفتن اولین "اللهم لبیک" غش کرد و مدهوش روی زمین افتاد... 

با دیدن کعبه چه حاجتی را بخواهیم؟

اول توجه داشته باشیم‌ که بین کعبه و استجابت دعا یک رابطه شگفت آوری است . 
این دو حدیث را که کلینی در اصول کافی آورده ملاحظه کنید:

 از پيامبر خدا (ص)  رسیده است كه فرمود : «هر كس دنيا و آخرت را مي‌خواهد، آهنگ اين خانه كند، همانا بنده‌اي به آنجا نيامده و از خداوند دنيا را نخواسته مگر آنكه بدان دست يافته و خداوند حاجت او را برآورده ساخته است. و نيز از خداوند آخرت را طلب نكرده مگر آنكه پذيرش اين درخواست را براي وي ذخيره كرده است./ مَن اراد الدنيا و الاخرة فَلْيَؤُمَّ هذا البيت، فما أتاه عبدُ يسأل اللهَ دنيا الاّ اعطاهُ اللهُ منها، و لا يسأله آخرة إلاّ ادَّخَرَ له منها.»

در روايت مهمی از امام صادق (ع) است که فرمود: «هر كس به كعبه نگاه كند، پيوسته براي او حسنه نوشته و گناهي از او پاك مي‌شود، تا آنكه چشم خود را از كعبه برگرداند./ من نَظَرَ الي الكعبة لم يَزَل تكتب له حسنة و تُمحي عنه سيئة، حتّي ينصرف ببصره عنها.»

مهم این است چه دعایی داشته باشیم‌؟

اول؛《سلامت》است و آنچه در بُعد جسمانی و نیازهای جسمی مانند آرامش و مسکن و آبرو است. از این "مجموعه" و یا به قول امروزی‌ها " کیس"، در روایات تعبیر به "عافیت " شده است. پس باید از خدا "عافیت" خواست.

دوم؛ 《سعادت》 است. سعادت یعنی همه آن چیزی که مربوط به رشد و تعالی معنوی انسان در دنیا و آخرت میشود.

همه مقامات معنوی که بر اساس سعادت برای انسان رقم میخورد و همه ی توفیقات خدائی که خوبان و خیّرین دارند ، "سعادت" است. و بالاتر؛ همه آرامش انسان پس از مرگ ، همه اوج ها و مقامات در عالم آخرت ؛ در یک واژه بنام  "سعادت" جمع است.

و همه ی اینها که خروجی دو کلمه "سلامت و سعادت" است در این آیه قرآن جمع است؛ 

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿بقره /۲۰۱﴾.
 پروردگارا ؛ در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت نیکی کرامت فرما و از همه درد و محرومیت های عالَم آخرت محافظت فرما.

استفاده از "عرفه" 

طبق روایات حضرت آدم در این سرزمین انابه و دعا داشت و حضرت ابراهیم چگونگی مناسک حج را از جبرییل اخذ نمود و آخرین سوره قرآن بر پیامبر رحمت (ص) نازل شد.

چند نکته کوتاه و عمیق:

۱) مهم در مورد عرفه این است که ؛ روز دعاست و استغفار ، و البته زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع).

اهمیت "دعا" در چنین روزی با سخن دریابید ؛ طبق روایات معتبره ؛ "روزه در روز عرفه، کفاره و جبران ۹۰ سال گناه است". اما در دستورات دینی و احادیث ما آمده ؛ اگر بسبب روزه حال دعا در روز عرفه را از دست میدهید ، روزه نگیرید و تا توفیق دعا را از دست مدهید.

۲) دعا باید از باطن انسان برخاسته تا بتواند با عالَم ملکوت تماس برقرار کند .
پس مهم ؛ هماهنگی باطن با دعاست و هماهنگی باطن ما با عالَم دعا و مناجات در این است که ؛ دعا با "حضور قلب و توجه" باشد.

حضور قلب درباره اینکه کجا آمده ام‌؟ با چه کسی صحبت میکنم ؟ میزبانم کیست و مهمان چه کسی هستم ؟ این نقطه عمر من در این زمان یعنی روز عرفه ، و در این مکان چه بسا که تکرار نشدنی نباشد!

۳) مهم ترین نکته که "نقطه عطف دعا" شمرده میشود ؛ "ادب عرفانی دعا" میباشد. "ادب معرفتی دعا" در این است که آدمی از هر آنچه غیر خداست دست شسته و پشت سر گذارد ، و به کلی از مردم قطع امید کند ، و خود را در محضر حضرت رب العالمینی ببیند که همه چیز از آن اوست و آماده فضل و عنایت به بنده اش میباشد.

۴‌) در این سرزمین پیامبر رحمت (ص) به مسلمین فرمود:

"ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نکنم. شما به زودی بسوی خدا باز می‌گردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه می‌کنم هرکس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان‌ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اکیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می‌کنم که به زنان نیکی کنید، زیرا آنان امانت‌های الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی برشما حلال شده اند. هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیری از اموال مسلمانان بر مسلمان دیگری حلال نیست مگر این که به طیب خاطر به دست آورده باشد."

در این روزها اینگونه دعا کنید

شیخ الطائفه شیخ طوسی نقل میکند ؛ ابراهيم بن هاشم قمی که از بزرگان شیعه و منتشر کننده احادیث اهلبیت (ع) در ایران و قم است، گوید:
 من "عبدالله بن جندب" [ از اصحاب امام رضا و وکیل امام کاظم] را در موقف حج ملاقات نمودم و واقعا حال هيچ كسی را بهتر از او نديدم، چنین بود که پيوسته دست‌هاى خود را به سوى آسمان بلند كرده بود و اشک ديده‌اش بر صورتش جارى بود تا به زمين مى‌رسيد و دعا میکرد..

وقتی از دعا فارغ شد به او گفتم: 
وقوف هيچ كسی را بهتر از وقوف تو نديدم!
گفت: به خدا سوگند كه دعا نكردم مگر برادران مؤمن خود.
 
از حضرت امام موسى کاظم‌ (ع) شنيدم كه فرمود:
"هر كس براى برادران مؤمن خود در غیاب او دعا کند ، از عرش به او ندا رسد كه ؛ خدا براى تو صد هزار برابر آنانی که برایشان دعا کردی قرار دهد."

و من دیدم نباید بخاطر یک دعای برای خود كه نمیدانم مستجاب است و یا نه ، از فیض دعای صد هزار برابرى فرشتگان كه البته مستجاب است محروم مانم ! (رجال کشی /۸۵۲)

حال نام‌عبدالله بن جندب برده شد با توجه به حدیث ذیل که علامه مجلسی نقل میکند در ساعات حج تان از ذکری که امام کاظم (ع) دستور فرموده محروم نشوید:

عبدالله بن جندب گوید به خدمت حضرت ابوالحسن کاظم‌ (ع) نامه ای نوشتم و در آن عرضه داشتم كه فدايت شوم! من پير شدم و ضعف و عجز پيدا كردم از بسيارى از آنچه كه در حال قوت انجام میدادم محرومم ! فدای تان شوم دوست دارم مرا به کلامی تعليم فرمایید كه موجب تقرب من به خداوند شود و فهم و علم مرا زياد كند.
 حضرت کاظم (ع) در جواب نامه ام، فرمود: 

"بسيار اين ذكر شريف را بخوان: 
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ، لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» 
(بحار ج ۲۳ ص۳۱۲)

حاجیان عزیز؛  
میدانید چقدر حضورتان در منا؛ و انجام مناسک مربوطه از وقوف و رمی و قربانی و نهایتا عیدتان مهم است؟

استاد شهید مطهری می‌گوید:
"اگر همه جهان اسلام در روز دهم ، عید قربان میگیرند ، در راستای عید قربان شماست."

به نظرم‌؛
بله شما صاحب اصلی عیدقربان هستید و ما به عید شما ، عید گرفته ایم.
درست مانند نوجوانی که جشن تکلیف که میگیرد ؛ همگان در پناه شادی و ارتقاء روحی او، به جشن نشسته‌اند.

قدر خود را بدانید و از این "وقوف و اعمالش" بشدت مراقبت کنید و همیشه با آن ، روح تان را تر و تازه کنید و ارتقاء ببخشید .

یکم:
شما "میهمان" خدا و مورد "نداء" خدا قرار گرفتید.
از این ببعد هرگاه به این نداء فکر میکنید ، خستگی عبادت از جان شما مرخص ، و طراوت حاصل تان میشود که همین معنا در روایت امام صادق(ع) آمده :
"لَذَّهُ ما فِى النِّداءِ اَزالَ تَعَبَ الْعِبادَهِ وَ الْعَناءِ" .

دوم:
طبق مستندات روایائی شیعه، خصوصا آنچه مرحوم صدوق در کتاب کمال الدین نقل کرده؛ 
امام زمان (ع) در این سه روز در منا تشریف دارند و شاید در یکی از چادرهای مجاور شما و شاید در دورترین نقطه سرزمین منا و شاید ....
گرچه خسته اید و هوا گرم است و ضیق مکان دارید ، اما در ایام و شب هایی که در منا هستید، در لحظاتی بیرون از چادر به گمشده ما و شما که همه وجودمان از صدقه سر اوست، تامل کنید. و با او در خفای دل تان زمزمه ای عاشقانه والبته درحالتی شرمسارانه، داشته باشید. 
مطمئن باشید که؛
"او میشنود، و او جواب خواهد داد". 

سوم: 
در روایات برای وقوف در منا ؛ ذکر و دعای خاصی نیامده .
شاید بدین جهت است که آنجا جای "تفکر" است و بس.
فکر کنید؛ 
فکر کنید در محبتهای خدا، 
فکرکنید در نعمت های اعطائیش از نان و آب و بلکه بالاترش ؛ آبروئی که او کرامت فرموده. 
و بالاتر نعمت "ولایت اهلبیت".

فکر کنید؛ در معاد و در باب محشر که به سرزمین منا بسیار مشابهت دارد..
فکرکنید به رسول الله و ائمه (ع) که روح منورشان از یک مبداء نورانی و عرشی برای هدایت من و شما به زمین آمدند ، و در این مسیر چه زحمتها و چه رنجها و چه اسماعیل ها قربانی کردند!!!

فکر کنید؛
که باید از دوران مناسک حج استفاده کرد و تعلقات و دلبستگی ها را ، از اعماق دل بیرون کشید.

این جملات دکتر شریعتی را ببینید؛

《 اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای. اسماعیل توکیست و چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی‌ات؟ و …. من چه می‌دانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. آنچه تو را در راه ایمان ضعیف می‌کند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویل‌های مصلحت‌جویانه و … به فرار می‌کشاند و عشق به او کور و کر میکند ، اسماعیل تو است! 》

کندَن تعلقات و وابستگی ها در این چند روز ، در آن موطن مقدس ، راحتر و سریع تر است.

ماندن در احرام به یک معنا

قرآن می‌فرماید:

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ ۚ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ . بقره /۱۹۷

مفاد آیه این است ؛ حجّ در ماههاى معينى است و در حجّ باید از ارتباط با همسر و گناه و جدال دوری کرد ، و خدا از کارهتی خیر شما مطلع است ، و براى خود توشه برگيريد كه بهترين توشه، پرهيزگارى است، و اى خردمندان! با تقوا باشید.

پس نتیجه می‌گیریم؛ 

۱ - حاجیان در تمام تحریم هایی که در دوران حج داشته اند ، مهم ؛ به وجود آمدن روح تقوا در آنان بوده. 

۲ - کسانی میتوانند از روح تقوا بهرمند شوند که خردمند و عاقل باشند . سفیهان و نادانان و جاهلان از پیدایش روح تقوا بی بهره هستند. 

۳ - در هر تحریمی در مدت انجام مناسک حج راز و رمزی نهاده شده است که باید آن راز و رمز را شناخت و به عنوان هدیه ای از عرفات و مشعر و منا به یادگار در وجود خود نگه داشت.

مثلا اگر "صیدکردن" بر حاجیان حرام است برای این است تا اخلاق منفی و حس "شکارچی گری" و حس "آزاررسانی" را از انسان بگیرد. و یا مثلا اگر جدال و بحث را در آن زمان مشعر و منا تحریم فرمودند برای این این است که آدمی قدرت تحمل اذیت پیدا کند و حلم تجربه کند. و یا اگر ارتباط با همسر از محرمات احرام است برای مقاومت سازی انسان در برابر میل جنسی نامشروع است و نیز اگر استضلال باید ترک شود در واقع باید نازپروردگی ترک گردد. این معنایی دیگر در احرام ماندن است.

سعدی به گوشه ای از این راز رمز اشاره ای زیبا دارد:

از من بگوی حاجی مردم گزای را
کو پوستین خلق به آزار می درد
حاجی تو نیستی شتر است از برای آنک
بیچاره خار می‌خورد و بار می‌برد

۴ - از احرام و اطاعت از خدای حکیم نکته دیگر‌ را باید درس گرفت و آن ؛ تسلیم و تعبد نسبت به فرامین اوست. بله ممکن است خیلی از اسرار و علل احکام واجب خدا را بدانیم اما بخشی ار واجبات را بدون دانستن علت آن ، از روی تعبد و تسلیم در برابر ذات متعال خدا امتثال می‌کنیم.

به تعبیر استاد شهید مطهری ؛ "هر دستوری یک مصلحتی دارد و دین ترغیب به فهمیدن آن مصلحت فرموده. ولی اگر انسان به حکم تعبد و تسلیم‌ آنچه را مصلحتش را نمیداند انجام دهد با عبودیت بسیار نزدیک تر است مانند داستان ابراهیم و ذبح اسماعیل که سراسرش تعبد بخدا و تسلیم در برابر خواسته اوست."

ورود دیگر به "مکه" 

واقع این است که این شهر "مکه" یک حقیقت دیگری نیز دارد ، و باید با دقت ؛ از این "مکه" به آن "مکه " سفر کرد.

اما در توصیف "این مکه"؛
"مکه" همین ظاهری است که میبینید و یک شهر است و حرم و مسجدی دارد و زائران به زیارتش تشرف حاصل می نمایند... و صدالبته که این "ظاهر" را ، نباید کم دانست.

در مورد زائر مکه ، ملاک اسلام و ایمان است و این زیارت میتواند نقطه امید بخش برای سراسر زندگی مسافران مکه بوده و نوری پر فروغ برای برزخ و قیامت آنان باشد .

اما "آن مکه"؛
حقیقت و اصل اصلِ این مکه ای است که حجاج به زیارت اش شتافتند. 
"آن مکه" یک حقیقت باطنی است که در عالم غیب شناخته شده است. 
"آن مکه" که در ملکوت غیب الهی است و همه هویت و آبرویش ؛ به نما و ساختمان و پرده زیبایش نیست ، بلکه بر اساس آیه سوره بلد قرآن ؛ حقیقت آن به نام و حضور پیامبر (ص) استوار است.
چرا که در قرآن تصریح فرمود که پیامبر آبروی و همه ملاک این شهر است ؛ 《بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ /سوگند به اين شهر و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى》.

در "آن مکه " ملکوتی نیز ؛ کعبه اش چهار گوشه دارد. اما هر گوشه آن در عرش الهی ؛ از سنگ و آجر .. نیست، بلکه بنا فرمایش حضرت امام صادق (ع) ؛ هر گوشه اش ؛ یکی از بخش های تسبیحات اربعه است.
یعنی یک گوشه او ؛ سبحان الله است .
گوشه دومش ؛ الحمد لله است.
گوشه سوم؛ لااله الا الله است.
و گوشه چهارم ؛ الله اکبر می‌باشد.

پس با این "دید عمیق عرفانی" هر زائر بیت الله ، به مقداری که به حقیقت و معنای این اذکار نزدیک شده باشد ، گوشه از بیت الله و کعبه ای که در عرش است را ، زیارت نموده است.

برادر و خواهر زائر؛
وقتی در کنار کعبه هستی ، جانت را مسافر بسوی عرش کن تا سفرت روحانی شده و از "آن مکه " دیدن نموده و زائرش شوی. ان شاالله. آن زیارت؛ با فراهم آوردن دو حقیقت در نهان جان تان شدنی است:

اول؛ 
در زمانی که در مسجدالحرام مشرّف هستید ، با توجه و حضور قلب ذکر تسبیحات اربعه (سبحان الله و الحمدلله ولااله الاالله والله اکبر) را داشته باشید ، و این حضور قلب یعنی انسان به معنای کلمات این ذکر ؛ که تسبیح و تحمید و تهلیل و کبیر است ، در اعماق وجودش توجه پیدا کند.

دوم؛ 
باید زائر عارف، توجه کامل به حضرت خاتم الانبیاء (ص) و اظهار ارادت خالصانه به آن محضرش داشته باشد ، چرا که گفته شد ؛ همه عظمت مکه به نام نامی حضرت رسول الله (ص) است.

کعبه و کیفیت و کمیت تشرف به آن 

۱) کعبه مانند یک پرچم است البته از پارچه نیست و از سنگ است و برای همه ملت های مسلمان مقدس است ، و همانطوریکه یک ملت دور پرچم کشورشان جمع شده و حلقه میزنند تا پرچم شان برافراشته باشد ، ملل مسلمان حول کعبه حلقه زده و طواف میکنند تا به عالَم و آدم ؛ خود و پرچم و آیین خود را معرفی کنند و برافراشتگی آن را اعلام دارند . چه زیبا امام صادق (ع) فرمود : "تا کعبه برافراشته است دین اسلام برقرار است / لایزال الدین قائما ما قامت الکعبه." (وسائل الشیعه ج۸ ص۱۴)

۲) کعبه قدیمی ترین معبد جهان است ، قرآن چنین توصیف نمود ؛ "اول بیت وضع للناس" (آل عمران/۹۶)

۳) کعبه خانه پر برکتی است که منشا خیرات است ؛ "لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً" (آل عمران /۹۶)

۴) و مهم این است که به تعبیر شهید استاد مطهری ؛ آن حریم امن خدا ، مسلمین را نگه می‌دارد؛ که فرمود : جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ (مائده /۹۷)

۵) کعبه محور حج است و اصلِ حج به تعبیر علامه طباطبائی ؛ یک صورت و نماینده ای از مقامات ابراهیم است.

تشرف یافتگان آن باید با یک آراستگی در آن محضر حضور یابند .
امام باقر(ع)فرمود:كسى كه قصد اين خانه را بكند اگر سه خصلت در او نباشد اعتنائى به او نخواهد شد: ۱- پرهيزگارى تا آن حد كه از گناهان بازش بدارد . ۲- بردبارى تا آن پايه كه بر خشم خود مسلط‍‌ باشد. ۳- خوش رفتارى با رفيقان همراه . / مَا يُعْبَأُ بِمَنْ يَؤُمُّ هَذَا اَلْبَيْتَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ تَعَالَى وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ اَلصِّحَابَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ . (خصال /۱۴۸)

در تشرف به حرم، دو ملاک در نظرها قرار میگیرد:
اول؛
تعداد دفعاتی که انسان به حرم مشرّف میشود و از آن فضای معنوی بهرمند میشود .
و دوم؛ کیفیت "تشرف" که همان چگونگی "حال و نیت و حضور فلب" است.

خوب روشن است که وقتی فردی در طول عمر یک بار برایش اتفاق افتاده که با سختی و مشقت ، و نیز از راه دور ، مسافر "خانه خدا" شده ، هر چقدر بیشتر بتواند در مسجدالحرام حضور یابد و به نماز و طواف ، و حتی نگاه به کعبه فقط ، موفق شود ، به رستگاری بزرگی دست پیدا کرده و قطعا با تکرر تشرف ؛ بعد از بازگشت افسوس اینکه چرا در ایامی که در "مکه مکرمه" اقامت داشتم، بیشتر به حرم نرفتم را نخواهد داشت.
خوب ؛ این ذهنیت درست و بجای خود قابل قبول است.

اما در مقدار و دفعات تشرّف به خانه خدا، و بلکه هر زیارتی ، یک امر مهم دیگری هم وجود دارد که نباید بسبب اراده و نیت "زیادحرم" رفتن ، از آن غافل شد و آن "کیفیت تشرف" است.

در اینجا سخن از؛ "من مثلا سی مرتبه به حرم رفتم" نیست، بلکه سخن در این است که؛ من "چقدر" در زیارتم "حال و معنویت" داشتم؟
واقعیت این است که؛
گرچه "کمیت" در این راستا مهم است، ولی "کیفیت" مهمتر است ، چون کیفیت و چگونگی نیت ها و حضور قلب هاست که به اعمال آدمی "قیمت" میدهد و اثر اعمال را بر "نفس و جان" آدمی، دوچندان میکند.

این حدیث پیامبر(ص) آویز گوش جان مان باشد که فرمود : "ای علی ؛ وقتی میبینی همگان به ازدیاد اعمال و تکثیر عددی آن روی آورده اند ، شما به محتوای عمل در پاکی و نیت و حضور قلب در آن ، توجه داشته باش."

حضرت امام در کتاب آداب الصلاة می‌نویسد: 

«چنانچه اطبّا را عقیده آن است که اگر غذا را از روی سرور و بهجت میل کنند، زودتر هضم می شود، همین طور طب روحانی اقتضا می کند که انسان غذاهای روحانی را از روی بهجت و اشتیاق تناول کند و از کسالت و تکلف دوری کند، آثار آن در قلب، زودتر واقع شود و باطن قلب با آن، زودتر تصفیه شود»

نتیجه ؛ اگر کسی تعداد کار معنوی خود مانند زیارت رفتن را کمتر از دیگران کند و افراطی در این بخش نداشته باشد ، ولی بر "کیفیت و روح" آن عملش بیافزاید نه تنها مورد مذمت دین ما نیست ، بلکه مورد تشویق هم‌ قرار دارد.

پس دوستان زائر بیت الله؛
"تکرّر در تشرّف" یعنی همان زیاد حرم رفتن و یا زیاد در حرم ماندن خود را ، با "حال و حضورقلب" تان ، هماهنگ فرمایید ، تا از زیارتتان نهایت بهره معنوی را ببرید ‌. ان شاءالله.

دو نکته اساسی در ایام تشرّف

اول ؛ چه اعمالی انجام شود ؟ و دوم ؛ توجه به حقوق دیگران 

از آنجا که ما در واقع نمیدانیم از خدا چه بخواهیم ، و حداکثر خواسته های ما شاملِ زندگی و سلامت و عافیت میشود و حال آنکه ؛ من و شما از طرفی در یک جهان پر از حوادث و پیچیده زندگی میکنیم بطوریکه تشخیص سره از ناسره بشدت سخت شده، و از طرف دیگر جهان ابدی در پیش رو داریم و ضرورتا باید خواسته ها و تقاضاهای ما متناسب با آن ابدیت باشد و متاسفانه از آن عوالم و مقتضیات آن هم چیزی نمیدانیم ، پس لازم و ضروری است دعا کردن و نوع حوائج را ، از راهنمایان این راه، فرا بگیریم.

حوائج مهم در روز عرفه از دیدگاه امام سجاد(ع) ، جدا آموزنده بوده و درخور توجه است .

امام (ع) خدا را به مقربانش قسم داده و درخواست‌هایش را بیان می‌کند که بخش مهم آن چنین است:

۱. طلب نعمت "ولایت الهی" که قرار گرفتن در تحت سرپرستی خدا میباشد و ثمره اش ؛ بیرون بودن از دسترس شیطان است :
«وَتَوَلَّنی بِما تَتَوَلّی بِهِ اَهلَ طاعَتِک...»

۲. درخواست توفیقِ توبه و طهارت و دوری از گرفتاری "استدراج" است و استدراج ؛ به امید آینده بودن و مشغول بهرمندی از نعمت ها و غفلت است : 
«وَ لا تَستَدرِجنی بِاِملائِک لِی استِدراجَ مَن مَنَعَنی خَیرَما عِندَهُ...»

۳. درخواست بیداری و دوری از راه و روش زیاده خواهان غافل : 
«وَ نَبّهنی مِن رَقدَةِ الغافلینَ، وَ سِنَةِ المُسرفِینَ، وَ نَعسَةِ المَخذُولِین»

۴. طلب توجه و حضور قلبی به کمالات : 
«وَ خُذ بِقَلبی اِلی مَا استَعمَلتَ بِهِ القانِتِینَ...»

۵. درخواست دوری از هر رفتار و اخلاقی که موجب دوری از خدا میشود : 
«وَ اَعِذنِی مِمّا یباعِدُنی عَنک...»

۶. طلب تسهیل و آسان شدن همه ی ورودی های راه‌های خیری که به او منتهی میشود :
«وَ سَهِّل لِی مَسلَک الخَیراتِ اِلَیک...».

۷. نجات از فتنه هایی که در میان خانواده ها و جوامع در حالت عادی گریزی از آن نیست : 
«وَ نَجِّنِی مِن غَمَراتِ الفِتنَةِ...».

۸. حفظ و هدایت قلب ، از گرایش به زشتیها : 
«وَ اَشعِر قَلبِی الاِزدِجارَ عَن قَبائِحِ السَّیئاتِ...».

۹. پاک نمودن و زدودن باطن از دنیادوستی : 
«وَ انزِع مِن قَلبِی حُبَّ دُنیا دَنِیةٍ تَنهی عَمَّا عِندَک...».

۱۰. درخواست دوری از هر سرافکندگی هنگام ملاقات خداوند: 
«وَ لا تُخزِنی یومَ تَبعَثُنِی لِلِقائِک...».

۱۱. طلب شوق فراوان برای دیدار حق و جوار رحمت الهی: 
«وَ اجعَل رَغبَتی اِلَیک فَوقَ رَغبَةِ الرّاغِبِینَ...».

۱۲. درخواست حیات طیبه و زندگیی که منطبق بر همه خواسته های خدا باشد: 
«فَاَحینی حَیوةً طًیبَةً تَنتَظِمُ بِما اُریدُ...».

توجه به حقوق دیگران 

سفیان ثوری بر امام صادق(ع) وارد شد عرض کرد: «شنیدم که شما به هنگام طواف واجب، حجرالاسود را لمس نکردی، در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله این کار را انجام می داد! حضرت در جواب فرمود: در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله جمعیت کم بود و به راحتی می شد حجرالاسود را لمس کرد؛ اما در زمان ما، زیادی جمعیت در سفر حج، موجب می شود که لمس حجرالاسود سبب آزار دیگران گردد».(مستدرک الوسائل۳۴۸/۹)

با توجه به کثرت محیرالعقول زایران بیت الله الحرام ، نه تنها استعلام حجر سخت و یا ناممکن شود ، چه بسا طواف هم بسیار سخت باشد .

در این شرائط ؛ به نظاره نشستن کعبه و بهره ی معنوی بردن از آن نگاه معرفتی خویش که توام با تفکر و اندیشه باشد ، طعم ملکوتی نصیب میکند که تا مدتها روح و روان انسان را ارتقاء میبخشد. تفکری که بتواتد برای مسیر زندگی به انسان ، جهت جدیدی ارائه نماید.

ویا در ایام تشرف در مکه ؛ از اعمال دیگری مانند تلاوت قرآن در ساعات مختلف روز ، حتی در اقامتگاه خود ، بهره جوید.

امام سجّاد (ع) فرمودند:
هر كس در مكه ختم قرآن كند، از دنیا نمی رود تا آن كه رسول خدا (ص) را ببيند و جايگاهش را در بهشت بنگرد -  
لَم يَمُت حَتّى يَرى رَسُولَ اللّهِ (ص )، ويَرى مَنزِلَهُ فِي الجَنَّةِ . 
(من لا يحضر۲۲۷/۲)

همچنین امام باقر(ع) در مورد ختم قرآن در مکه مکرمه فرمودند:
 هر كس قرآن را در مكّه از جمعه تا جمعه يا در كمتر يا بيشتر از آن ختم كند و پايان آن را روز جمعه قرار دهد، براى او پاداش و حسناتی از اولين جمعه‏ اى كه در دنيا بوده تا آخرين جمعه‏ اى كه در دنيا خواهد بود، نوشته مى‏ شود؛ اگر در روزهاى ديگر هم ختم كند، همين ثواب را دارد (كافی۶۱۲/۲)

بازگشت از حج چگونه باشد؟

حاجیان، این مهمانان "رب کریم" به عبادتی توفیق یافتند که کمتر عبادتی به وزان آن است. اما قصه بدین تمام نمی‌شود و حاجیان باید به چگونگی بازگشت خود توجه کنند؛

اول؛ در مناسبات اجتماعی و گفتاری خود با دیگران بر "یاد خدا" تاکید ورزند و از هر سخن و رفتاری که با یاد خدا منافات دارد ، جدا پرهیز کنند . هر گونه ریا و فخر فروشی، حرام گوئی و یا حرام خوری که با "یاد وذکرخدا" منافات دارد.

این آیه شریفه سخن از نحوه بازگشت حجاج دارد؛
"فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ" (بقره /۲۰۰)

مفاد این آیه چنین است؛ هر گاه مناسک خود را تمام کردید، خدا را به یاد آورید ، همانطوریکه در جاهلیت بعد از مراسم حج ، پدرانتان را یاد می کردید ، بلکه بیشتر از آن یادکنید.

جریان اینکه حاجیان بعد از حج پدران خود را یاد میکردند چنین است که در تفسیر مجمع‌ البیان ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌(علیه‌ السّلام‌) روایت‌ است ‌که‌ فرمود:
"عادت عرب دوران جاهلیت این بوده که پس از فراغ از حج در این نقطه ای اجتماع می کردند و مفاخر پدران و اجداد خود را بر مى‏شمردند و دوران گذشته و نعمت‏هاى و قدرت‏هاى سابق خود را یادآورى میکردند ! / انّهم‌ کانوا اذا فرغوا ‌من‌ الحج‌ یجتمعون‌ هناک‌ و یعدون‌ مفاخر آبائهم‌ و مآثرهم‌ و یذکرون‌ ایامهم‌ القدیمة و ایادیهم‌ الجسیمة فامرهم‌ اللّه‌ ‌ان‌ یذکروه‌ مکان‌ ذکرهم‌ آبائهم‌ ."
این آیه طبق برخی تفاسیر دستور میدهد که بجاى یاد از پدران و آثار گذشته در اینجا بیاد خدا باشید. 

دوم؛ تجربیات معنوی و عرفانی حج را نگه داشته و از آن در طول عمر بهرمند شوند. یعنی آن عبادتها و آن حال خوب را اینقدر ادامه دهند که از عادات عمر و ملکات نفس شان شود.

طبق روایت زیبایی از حضرت صادق (ع) وقتی عملی یکسال بر آن مداومت شود در نفس آدمی رسوخ میکند و دبکر از انسان جدا نمیشود . (اصول کافی)

سوم؛ از آنجا که روشن است که فلسفه حج منحصر در عبادت نیست ، بلکه شناخت مسلمین و تجارت و دریافت تجربه های دیگران و دوستان جدید و .. از یافته های مهم حج است ، پس باید از این نعمت های گرانقدر محافظت نموده و از آن بصورت بهینه بهرمند شد . یعنی ؛ حداقل ؛ دوستان در حج را نگه داشت ، از اگاهی نسبت به وضع مسلمین جهان‌ از رسانه های مستقل استفاده کرد .  
 
این سخن مهم امام صادق به ابان بن تغلب است که فرمود : "خدا حج را برای دین شما و زندگی شما قرار داده / جَعَلَهَا اَللَّهُ لِدِينِهِمْ وَ مَعَايِشِهِمْ . (تفسیر عیاشی / ۳۴۶)

خدا یارتان . والسلام


هادی سروش

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان