کد خبر: ۳۱۲۸۵
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۴۰۱ - ۱۲:۵۶-29 June 2022
به این جمله از بیان‌الصناعات تفلیسی عنایت بفرمایید: «اگر خواهد که ریش سیاه کسی‌که مست باشد سپید کند، روغن یاسمین در ریش او درمالد و گوگرد دود کند» (۱).
بحث من دربارۀ نحوۀ سفید کردن مو و ریش نیست. در یادداشت دیگری به آن پرداخته‌ام (اینجا). از این جمله چنین برمی‌آید که انگار سپید کردن ریش سیاه مرد مست رواج داشته است.  پرسش این است که چرا باید «ریش سیاه کسی را که مست باشد، سپید کنند»؟ 

فکر می‌کنم که این موضوع برمی‌گردد به اینکه گاهی برخی مستان در غلبات مستی با ریش حریفان شراب و معاشران شوخی می‌کردند. یا بعضا شوخی‌شوخی کار جدی‌ می‌کردند و به گردن شراب می‌افگندند. 

به شواهد زیر توجه کنید:

۱. در تاریخ سیستان آمده که ماکان کاکی «آخر شب شراب خورد و تافته گشت و فرمان داد تا  ریش وی [=رسول امیر ابوجعفر] بستردند. دیگر به هشیاری زان پشیمانی خورد و رسول را خلعت‌ها داد و عذرها خواست». امیر ابوجعفر هم به مکافات، وقتی بر ماکان کاکی دست یافت «به مستی بر او خویشتن متغیر گردانید و بفرمود تا ریشش بستردند. دیگر عذرها همی‌خواست» (۲).

 می‌بینیم که امیر بوجعفر خود را به مستی زد و فرمان داد ریش ماکان را بسترند.

۲. حکیم سوزنی سمرقندی وصفی از تجربت خویش فرموده است:

روزی ز روزها به سر کوی او گذر 
کردم به رسم و سیرت هر مرد رهگذار

او مست بود و دست به ریشم دراز کرد 
برکند تاه‌تاه و پراکند تارتار 

چون روی ریش شد ز وی و کنده ریش من
او گشته خشم‌خواه و مرا کرده خشم‌خوار 

اینجا سخن از تارتار کندن ریش است و پراکندنش که منجر به زخم شدن رخسار نورانی حکیم شده. و این بیت روشنگر که تصریح می‌کند «تعامل» بدمستان با ریش دیگران، به‌حکم مست بودم اگر فلان کردم، تا حدودی معذور داشته می‌شده:

گویند خورده بود می  آن عیب او نبود
بر من چه جرم باشد اگر خورد زهر مار (۳)

اینکه عبید در وصف محافل اکابر از «برکندن ریش» گفته (اینجا) ظاهرا به همین موضوع مربوط است.

۳. در جامع‌التواریخ آمده:

 «[قبل‌خان] روزی سرمست بود، دست‌زنان و پای‌کوبان در پیش آلتان‌خان رفت و ریش او بگرفت و با وی مذلت کرد. چون امرا آن جرأت و انبساط دیدند، گفتند این چه استخفاف است که با پادشاه ما می‌کند و قصد قبل‌خان کردند. او به تلطف پیش آمد و گفت: گستاخی کردم و جرأت نمودم... اختیار از دست من برفت کار و حرکتی که کردم». (۴)

آلتان‌خان چون «عاقل و متحمل» بود، به‌خاطر این «خرده» قصد قبل‌خان نکرد.
 
همچنین ریش کسی را گرفتن، در برخی مواقع، نوعی از گستاخی و خوارداشت تلقی می‌شده‌است: 

«اول كسى كه قصد عثمان كرد محمّد بن ابى‌بكر بود كه او را ريش بگرفت. عثمان گفت پدرت با همه فضايل ريش من به دست نگرفتى. محمّد شرمسار شد او را رها كرد». (۵)

۴. امیر خسرو دهلوی گفته:

گرچه بدمستی است عیب حریف
کندن ریش محتسب هنر است (۶)

می‌گوید این درست که بدمستی فی‌نفسه از عیوب حریف شراب است اما وقتی این بدمستی، کندن ریش محتسب باشد، هنر است. کندن ریش حریف باده را بدمستی خوانده.

۵. مولانا عبید زاکانی گفته:  

در مستی اگر میان ریشت ریدم
سرّی‌ست در این‌ میان که مستان دانند (۷)

قلم اینجا رسید و سر بشکست...

۶. در تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی آمده:

گویند که [سلطان محمد بن بایسنغر] در مستی بر ریش شیخ‌زاده قوش رباطی که از امرا و تربیت‌یافتگان او بود، بول کرد و امرا از او نفور گشتند». (۸)

ایضا قلم اینجا رسید و...

۷. این فایده را هم برای ریش در مجلس شراب و غایت مستی نوشته‌اند:    
«مجلس به جایی رسیده که شراب کمی کرده در تگ شیشه‌ها لای مانده می‌خواهند آن را صاف کنند و چیزی نمی‌یابند برای صاف کردن. خطیب محاسن خود را گرفته که: سال‌هاشت این را به صابون شست‌وشوی می‌دهم و پاکیزه می‌سازم. مولانا پارسا دست دراز کرد و ریش خطیب را گرفت و در تگ آن جام بداشتند و آن شراب را صاف کردند». (۹)

و خدای از حال خوش آن خطیب ما را کرامت کناد.

بنابراین در برخی مجالس شادخواری اتفاق می‌افتاده که بدمستان، از روی خوش‌باشی و طیبت یا جدی در نقاب مستی پوشانده‌شده، ریش حریف شراب و مجلسیان را «می‌گرفتند» یا «می‌ستردند» یا «می‌کندند» و ای بسا بر آن «بول می‌کردند» یا در میان آن «می‌ریستند».

«سپید کردن ریش سیاه کسی‌که مست باشد» نیز ظاهرا در همین چشم‌انداز و از مطایبات برخی مجالس شراب بوده است.


میلاد عظیمی

پانوشت
۱. تصحیح افشار، فرهنگ ایران‌زمین،ج۵، ص۴۱۹.
۲.تاریخ سیستان، تصحیح بهار، کلاله خاور، ص۳۱۵ و ۳۱۶.
۳. دیوان سوزنی، ۱۳۳۸، ص۴۲. با قدری اصلاح.
۴. جامع التواریخ، تصحیح روشن و موسوی، البرز، ج۱، ص۲۵۲.
۵. جامع‌التواریخ (تاریخ ایران و اسلام)، تصحیح روشن،  ج۲، ص۱۱۵۶.
۶. دیوان امیرخسرو، تصحیح روشن، نگاه، ص ۱۸۵.
۷. کلیات عبید، تصحیح محجوب، ص ۲۱۱.
۸. تصحیح براون، اساطیر، صص ۴۱۰- ۴۱۱.
۹. بدایع الوقایع واصفی، بنیاد فرهنگ، ج ۱، ص۴۴۰.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان