کد خبر: ۳۱۲۸۲
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۴۰۱ - ۰۸:۲۶-29 June 2022
شاپور احتمالا تنها انسان در جهان بود که از دوران جنینی تا مرگ، پادشاه بود!
بعد از بنیانگذاری شاهنشاهی ساسانی توسط اردشیر بابکان، و سپس پادشاهی شاپور اول پسر اردشیر که مجموعا این دو نفر حدود ۵٠ سال ‏حکومت مقتدرانه‌ای داشتن، یه ٣٠ سالی کشور دچار عدم‌اقتدار شد و ۶-٧ نفری از نوه‌ نتیجه‌های اردشیر بابکان حکومت‌های کوتاه‌مدتی داشتن. آخرین فرد از این شاهان غیرمقتدر، آذرنرسه نام داشت که فقط ١ سال حکومت کرد و بخاطر قساوت و بی‌رحمی و عدم صلاحیت اخلاقی، به دست بزرگان کشور برکنار شد.

این وسط بزرگان کشور دیدن نمیشه یه مشت شاهزاده نالایق رو هی تاج شاهی بذاریم سرشون و دو سال بعد برکنار کنیم. باید یه فکر اساسی کرد. چه کردن؟ زن هرمز نوه شاپور اول حامله بود. تاج رو گذاشتن روی شکم زن هرمز و پسری که هنوز متولد نشده بود رو به اسم شاپور دوم، به عنوان شاه جدید ‏انتخاب کردن! بنابراین شاپور دوم تنها فرد در جهان بود که پیش از تولد رسما شاه شد!

شاپور متولد شد. تا چند سال مادر شاپور و بزرگان و درباریان کشور رو اداره میکردن تا شاپور بزرگ بشه. رسما شاه ایران بود ولی هیچ دخالتی تو اوضاع نداشت چون هنوز طفل بود! این وضعیت تا پونزده سال ادامه ‏داشت. تا این که شاپور به سن قانونی رسید (زرتشتی‌ها سن قانونی و بلوغ رو ١۵ سال تمام میدونن). و از این زمان رسما تمام اختیارات کشور رو گرفت دست خودش.

تو اولین حرکت جدی، سال ۳۲۵ میلادی وقتی فقط ١۶ سال داشت، یه لشگر برداشت رفت جنوب ایران. چرا؟ چون تو اون ٢٠ ٣٠ سالی که هرج و مرج ‏بود و کشور پادشاه قدرتمند درست درمونی نداشت، اعراب حجاز در جنوب ایران یکم شاخ شده بودن و میومدن شهرهای جنوب ایران سمت خوزستان و بصره و جنوب عراق فعلی راهزنی میکردن و مرزهای جنوبی رو دچار ناامنی کردن.

شاپور لشگر ایران رو برداشت زد به ‎خلیج فارس اول تو جزایر ایرانی بحرین و قطر، اعراب مهاجم رو سرکوب کرد. بعد رفت به شمال شبه‌جزیره حجاز چنتا قبیله عرب مثل بنی‌تمیم و عبدالقیس رو یقه کرد و بزرگانشون رو گردن زد. بعد شرق عربستان که امروز میشه کشور عمان رو گرفت و خلاصه اومد غرب میان‌رودان جایی که امروز بهش میگیم سوریه رو به توبره کشید و اعراب مهاجم و مهاجر رو قتل‌عام کرد. بر اثر حملات شاپور دوم، عده‌ای از اعراب به نواحی مرکزی عربستان رانده شدند و ناحیهٔ خلیج فارس در تسلط شاهنشاهی ساسانی باقی ماند. این بخش از سیاست کلی ساسانیان برای حفظ خلیج فارس بود.

تو این حملات شاپور یه کار جالب هم کرد. سران قبایل عرب رو گرفت ردیف ‏کرد، داد سرشونه‌هاشونو سوراخ کردن و طناب رد کردن همه رو عین قطار به هم وصل کردن! از اون موقع بین اعراب لقب شاپور شد شاپور ذوالاکتاف ینی شاپور شونه‌سوراخ‌کن!

بعد اومد یه چنتا گروه از اعراب که متمدن‌تر و بدردبخورتر بودن رو آورد جنوب ایران ساکن کرد. اینا تا چند قرن بعد ‎‏و دوران پادشاهی خسروپرویز مثل یک سد و دیوار بین ایران و بیابانگردان عرب بودن. این اعراب که به اعراب حیره معروف بودن همیشه وفادار به ساسانیان بودند.

‏جنگ با کوشانیان

شرق ایران یه حکومت بود به اسم کوشانیان. به مرکزیت شهر بلخ. اینا اصالتا آریایی و از نسل سکاها بودن. یکی دو قرن بعد از سقوط هخامنشیان به دست اسکندر، فلات ایران دست ٣حکومت بود: سلوکیان (جانشینان اسکندر) ،اشکانیان و کوشانیان.

سلوکی‌ها از بین رفتن و کل فلات افتاد دست اشکانیان به جز بخش‌های شرقی که دست کوشانیان باقی موند و تا این زمان هنوز کوشانیان اونجا حکومت میکردند. در ۳۷۵ میلادی، شاپور به سمت قلمرو کوشانیان حمله کرد. و کوشانیان رو منقرض کرد و کل اون منطقه که کوشان نامیده می‌شد تبدیل شد به یکی از ایالت‌های ساسانیان.

جنگ با روم

هفتاد سال قبل از پادشاهی شاپور و در سال ‌‌‌‌۳۱۳ میلادی، کنستانتین امپراطور روم، رسما دین مسیحی رو دین رسمی اروپا اعلام کرد. تا پیش از اون اروپایی‌ها، پیرو دین ایرانی مهرپرستی بودند. این اتفاق باعث شده بود تا ارمنستان که بخشی از خاک ایران بود، به دلیل مسیحی بودن مورد حمایت رومی‌ها قرار بگیره و جنگ‌های بسیاری بین ایران و روم سر ارمنستان پیش اومد که حتی تا پایان دوره ساسانی هم ادامه داشت. در آخرین جنگ میان ایران و روم، رومی‌ها پیروز شده بودند و ساسانیان ‏کینه بدی از رومی‌ها داشتند. 

شاپور به ارمنستان لشگر کشید و طی سلسله جنگ‌هایی حکمران ارمنستان رو سرکوب کرد و تا گرجستان، حاکمیت ایران رو تثبیت کرد. بعد به شرق کشور رفت و با قبایل بربر هون مبارزه کرد و اون‌ها رو سرکوب کرد و سپس به سرکوب ماساژت‌ها پرداخت.

‏این وقایع پنج سال طول کشید. در سال ۳۵۹ دوباره به جنگ با روم رفت. این جنگ‌های طولانی سرانجام با کشته‌شدن ژولیان امپراطور روم، با پیروزی ایرانی‌ها به پایان رسید. یوویان جانشین ژولیان با خفت و خواری معاهده‌ای با شاپور منعقد کرد که بندهای اون از این قرار بود:‏

۱- شهرهای نصیبین و سنجار و ولایات ارمنستان کوچک به ایران تعلق گرفت.
۲- قفقاز و گرجستان و آلبانیای قفقاز به از چنگ روم خارج شد و به ایران رسید. 
۳- امپراتور روم متعهد شد که در امور ارمنستان دیگر دخالت نکند.

‏این موفقیت بزرگ در سنگ‌نگاره صخره‌ای نزدیک شهر بیشاپور در پارس نشان داده شده‌است، در زیر سم اسب شاپور، بدن بی‌جان ژولیان، قرار دارد و سردار رومی که از او درخواست صلح می‌کند، امپراتور یوویان، می‌باشد. 

آمیانوس مارسلینوس مورخ رومی که شخصاً در لشکرکشی‌های روم به آسیا در سال ۳۶۳ میلادی حاضر بود، در مورد شاپور نوشته است: «شاه، قدی بلند داشت و از همه سرداران خود یک سر و گردن بلندتر بود. در لشکر شاپور نظم کامل حکمفرما بود و معمولاً در موقع فتح شهرهای دشمن، مردم را قتل‌عام نمی‌کرد.» از روایات وی بر می‌آید که شاپور دارای صفات جوانمردانه بود.

‏شاپور در سال ۳۷۹ میلادی و در ۷۰ سالگی، پس از هفتاد سال حکومت، به مرگ طبیعی درگذشت. در زمان مرگ شاپور، شاهنشاهی ساسانی از همیشه قوی‌تر بود و دشمنانش در شرق آرام بودند و ارمنستان تحت کنترل ساسانیان بود. در دوران سلطنت او شاهنشاهی ساسانی یک دوره پر رونق را تجربه کرد. دوران پادشاهی وی دوران تجدید حیات نظامی کشور و گسترش قلمرو ایران بود.

شاپور دوم سیاست سخت مذهبی را دنبال می‌کرد. او یک زرتشتی متعصب بود. در زمان فرمانروایی او، مجموعه اوستا، متون مقدس زرتشت جمع‌آوری شد. او بر مسیحیان سخت می‌گرفت چون اون‌ها رو جاسوس روم فرض می‌کرد. ولی با یهودی‌ها کاری نداشت و آزاد بودن. شاپور چندین شهر در ایران ساخت. یکی از مشهورترین این شهرها، نیوْشاپور (نیشابور) است.

نویسنده : بهمن انصاری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان