کد خبر: ۳۱۲۵۵
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۴۰۱ - ۱۶:۰۱-26 June 2022
ارتشبد فریدون جم از افسران سرشناس و برجسته در ارتش ایران بود. جم در مقطعی از زندگی نظامی خود ابتدا به عنوان جانشین و پس از وقایع ۱۳۴۸ به عنوان رئیس ستاد بزرگ‌ ارتشتاران منصوب شد.
وی در بخشی از مصاحبه خود در پروژه تاریخ شفاهی مرحوم لاجوردی بخشی از عیوب سازمانی ارتش ایران در زمان پهلوی دوم را اینطور بیان می‌کند:‏ با خود اعلی‌حضرت البته من خودم اکراه داشتم که رفت و آمد زیادی داشته باشم. برای این‌که خیال نکنند که من پس از جدا شدن می‌خواهم خودم را به دربار بچسبانم و از آنجا سوءاستفاده‌ای بکنم. به علاوه من همیشه اکراه داشتم‏. 

خودم کسب بکنم. در ستاد بودم کارها پیش می‌آمد و انجام می‌شد و از همان ابتدا در چندین مورد یک اختلاف‌نظرهایی با اعلی‌حضرت پیش می‌آمد. متأسفانه باید بگویم که در آن‌موقع روش بیشتر این بود که مسائلی که خوشایند نبود به اعلی‌حضرت گفته نشود. ولی من...
س- چه نوع مسائلی مثلاً گفته نشود؟

ج- می‌گفتند حالا چرا ایشان را ناراحت بکنیم یا مثلاً شاید از این مطلب خوش‌شان نباید چرا خودمان را بد بکنیم یا از این حرف‌ها. ولی من همیشه احساس می‌کردم که یک وظیفه‌ای نسبت به مملکت دارم در درجه یک، و یک وظیفه‌ای نسبت به پرسنل ارتش و همکارانم‏ در این مقام دارم. ولی البته یک وظیفه‌ای هم نسبت به رئیس مملکت و به‌اصطلاح فرمانده قوا دارم. یعنی حتی در موردی که یک اختلافی پیش آمد و اعلی‌حضرت قدری تندی کردند و بعد هم معلوم شد که موردی نداشته است من همان‌جا به خود شاه عرض کردم که من خدمت نظامی را نه به خاطر پول‏ و نه برای مقام پذیرفتم برای این‌که اگر کار دیگری را انتخاب کرده بودم حتماً وضع مالی آن بهتر از ارتش بود و یا در آن موقعیتی که بودم می‌توانستم در مشاغل سیویل خیلی زودتر به مقامات عالی برسم تا در ارتش که مجبور بودم پله پله پله بالا بیایم تا بعد از مثلاً سی و پنج شش سال تازه به‏ مقام ارتشبدی برسم. 

در صورتی که سیویل‌ها بعضی‌ها از توی خیابان می‌آمدند وزیر می‌شدند سفیر می‌شدند بدون هیچ سابقه‌ی خدمتی. کار من به این خاطر نبود بلکه به خاطر علاقه‌ی به خدمت بود. در همان موقع در آن روز پس از این‌که روشن شد که آن تندی ایشان بی‌جهت بود به عرض ایشان رساندم که من‏ به خاطر مقام و به خاطر پول به خدمت نظام نیامدم و به خاطر عشق و علاقه‌ای که به خدمت نظامی داشتم آمدم و به علاوه من موقعی که به سن سیر رفتم اصلاً از ارتش ایران معرفی نشدم من در فرانسه به مدرسه نظام رفتم و اظهار کردم که من احساس می‌کنم یک وظایفی نسبت به این مملکت یعنی به مردم ‏ ایران و نسبت به پرسنل ارتش دارم و این‌ها ایجاب می‌کند که همیشه این مسائل را بدون تزیین و بدون مخفی کردن به عرض شما برسانم حالا چه خوشایند است و چه خوشایند نیست من وظیفه‌ام را همیشه انجام خواهم داد. شاید هم مطبوع طبع واقع نشد. 

در مورد سیستم خرید اسلحه و وسایل اختلافاتی بود که‏ من معتقد بودم که این‌کار باید از یک مجرای صحیحی انجام بشود که از مجرای صحیحی انجام نمی‌شد و اختلافات دیگر هم بود. یک نقص عمده در کار ارتش ایران این بود که در آن‌موقع هیچ یک از فرماندهان در حیطه فرماندهی خودش از اختیاراتی که از مسئولیت ناشی می‌شود نداشت. یعنی همه مسئول بودند‏ ولی مسلوب الاختیار و باید از مقام بالاتر دستور بگیرند و نتیجه‌ی چنین ارتشی پیداست.

س- مثلاً اگر کسی به آنها حمله می‌کرد اجازه. ...

ج- نخیر برای این‌که حتی فرمانده ارتش حق نداشت بیش از یک گروهان در منطقه‌اش مصرف بکند و در تهران حتی برای عملیات شبانه باید حتماً قبلاً اجازه بگیرند.

س- عملیات شبانه یعنی؟‏

ج- یعنی آموزش‌های شب. و خلاصه همه‌چیز مستلزم گزارش شرف‌عرضی و کسب اجازه و این‌ها بود. بدیهی است یک چنین ارتشی که در زمان عادی برای نفس کشیدن بایستی انگشت بلند کند و اجازه بگیرد در موقع بحران که کسی نیست به او دستور بدهد متلاشی می‌شود.

س- همان‌جور که...

‏ج- همان‌طور هم که شد. برای من مسجل بود و شاید هم همکاران من شاهد باشند که من مکرر در آن‌موقع می‌گفتم چنین ارتشی یک‌روزی که بحران پیش بیاید دیگر کسی نیست به او دستور بدهد. در موقع عادی بله همه نشسته‌اند و منتظر هستند که دستور بگیرند اتفاقی نمی‌افتد اما موقعی که زمان تنگ است‏ و باید فوراً تصمیمی گرفت و اقدامی کرد و مسئولیتی قبول کرد آن‌موقع دیگر نمی‌شود نشست گزارش نوشت و گروهان به گردان، گردان به تیپ، تیپ به لشکر، لشکر به ارتش، ارتش به نیروی زمینی، نیروی زمینی به ستاد بزرگ ارتشتاران، ستاد بزرگ ارتشتاران به اعلی‌حضرت. این‌ها باز باید به همان مسیر‏ برگردد. و این سیستم یک سیستم فرماندهی نبود که. . .

س- در موقع بحرانی هم اجازه نداشتند مستقیماً از سطح پایین کسب اجازه از دربار بکنند؟

ج- نه، در ارتش سیستم فرماندهی دور زده نمی‌شود. نخیر به‌اصطلاح زنجیر فرماندهی وجود دارد.

س- در عمل هم رعایت می‌شد؟‏ مستقیماً تابع فرمانده لشکر هستند. ستاد در حقیقت کمک فرمانده است و کارهای فرمانده را انجام می‌دهد، ستاد برای کمک به فرمانده است. این البته درست است ولی در رده ستاد کل دیگر نمی‌شود گفت باز فرمانده کل قوا باید مستقیماً به فرماندهای نیروها دستور بدهد. یک سوء تعبیر غلطی شده بود.

‏رئیس جمهور آمریکا هم فرمانده کل قوا است، رئیس جمهور فرانسه هم فرمانده کل قوا است ولی این‌ها دیگر به تمام امور نیروهای مسلح که دخالت نمی‌کنند. وزیر دفاع دارند که عضو کابینه است، وزیر دفاع سازمان‌های فنی دارد ستاد کل، ستادهای هوایی، دریایی، زمینی این مسائل را بررسی می‌کنند‏ و کارهای‌شان را انجام می‌دهند. ولی در ایران اعلی‌حضرت به اسم این‌که من فرمانده کل قوا هستم می‌خواستند در تمام امور ارتش دخالت بکنند یعنی هیچ کس نفس نکشد و از ایشان اجازه بگیرند. 

نتیجه چنین شده بود که همه مسلوب الاختیار بودند به ویژه این اواخر که فرمانده نیروی هوایی، زمینی،‏ دریایی و ژاندارمری هم می‌خواستند ستاد بزرگ ارتشتاران را دور بزنند و به این عنوان که ما تابع مستقیم اعلی‌حضرت هستیم مستقیماً بروند از بالا دستور بگیرند و ستاد هم در جریان نباشد. در نتیجه گزارش‌های تطبیق نشده می‌رفت بالا 

ـ دستورات غیرمنطقی و بررسی نشده و تطبیق نشده صادر می‌شد‏.ض از یک طرف با اعلی‌حضرت دربیافتم از یک طرف هم با خود فرماندهان نیرو که ما را دور می‌زدند و بدون اطلاع ما همه کارها را می‌خواستند انجام بدهند. بالاخره منجر به این شد که عوض این‌که این سیستم نامطلوب را درست بکنند و یک سیستم به‌اصطلاح ساده‌تر و Streamlined فرماندهی درست بکنند.

‏به من گفتند که بلند شوید بروید به اسپانیا. مرا سفیر کردند درحالی‌که آن‌موقع ۵۷ سالم بود و برای یک نفر ژنرال چهار ستاره قبل از آن سن نه به این درجه می‌رسد و نه تجربیاتی که لازمه‌ی این مقام و این درجات است کسب کرده.‏ در موقعی که امکان خدمت و امکان به‌اصطلاح بهره دادن وجود داشت دست من کوتاه شد و گفتند بروید.

میلاد حیدری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان