کد خبر: ۳۱۲۴۸
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۲-26 June 2022
الان که شعله‌های جنگی غیرخاورمیانه‌ای کمی بالا گرفته و رفتارهای دوگانه‌ی غربی‌ها توی چشم می‌زند، خیلی‌ها رگ غرب‌ستیزی‌شان گل کرده و افتاده‌اند به لغزخوانی برای غرب.
و باز هم مثل همیشه چیزی نمانده که انبار باروت احساساتِ پاک خلایقْ شعله‌ور شود و آتش در هست و نیست‌ زند. جالب‌اش این است که خیلی‌ها از میان همین جمعِ پریشان و دل‌نازکْ منتقدِ سرسخت غرب‌ستیزیِ روشنفکران و مردم در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی‌ هستند و مدام طعن می‌کنند که دردِ بی‌درمان این‌ها چه بود؟ خب یکی از دردها همین حس عمیق تحقیری بود که حالا امروز شما قطره‌ای از آن را چشیده‌اید و ‏افتاده‌اید به تولید مانیفست برای بزرگداشتِ خویشتن.

فکر می‌کنید از شریعتی و جلال تا کربن و فردید چرا برای خواننده‌ی آن دوران جذاب می‌نمود؟ چون آنها همه خنگ و پخمه و بی‌سواد بودند، اما حالا ماشاءالله چشم دشمن کور همه نخبه و خودآگاه شده‌اند؟ خیر دوست گرامی! 

گفتمان بازگشت به خویش و رنسانس و احیاء جذاب بود چون پاسخی می‌داد به‌درد تحقیر درازمدتِ پس از شکست‌های ایران از روسیه، پس از تقسیم شمال و جنوب ایران بین روس و انگلیس، پس از اشغال وطن در جنگ جهانی، پس از سرکوب اراده مردم در ۲۸ مرداد. 

این تحقیر را از کارگران پالایشگاه‌های نفتِ ‏آبادان تا کارمندان رده‌های میانه‌‌ی ساکن شهرهای بزرگ و حتی وزرای مملکت حس می‌کردند. دل دادن به این حس تحقیرشدگی بدون برخورد نقادانه و عقلانی با موضوعْ روشنفکر و عامی را در نقش قربانی فروبُرد و مقصد عبارت شد از واژگون کردن نظم تحقیرآمیز به‌هر قیمتی. 

این تحقیر در لفافه‌ای از احساسات مبهم و گنگ خود را در بالا و پایین کشور تکثیر کرد، در اقتصاد تبدیل شد به جزوه‌های دو خطی برای تحقق آرمان‌شهرِ سوسیالیستی، در فلسفه تبدیل شد به تقدیس سنتِ آسیایی علیه نیلهیسم غربی و بازی‌های بوالهوسانه و من‌درآوردی با کلمات و زبان، ‏در فرهنگ تبدیل شد به ضدیت با مدرنیته و پرستشِ سنّت، در آموزش تبدیل شد به شبکه‌سازی و تربیت سربازِ متعهد انقلابی به‌جای تمرکز بر آموزشِ دانش. و سرانجام در سیاست تبدیل شد به دموکراسیِ متعهد و نظریه امت و امامت. 

اما آیا آن حس تحقیر و خواری یکسره غلط بود؟ البته که نه! ما واقعا نسبت به غرب‌ عقب‌ مانده‌ بودیم و هنوز هم خیلی فاصله داریم، علتی که مایه‌ی ‌تحقیر ما بود واقعا وجود داشت، اما خطای عظیم جایی رخ داد که فکر کردیم چون علت واقعا وجود دارد پس بر اساس احساس واقعیِ تحقیر و خشم ناشی از این سرخوردگی هر تصمیمی هم که بگیریم مجاز و صحیح است. ما در خشم خود برحق بودیم، اما خطا و مغالطه اینجا بود که فکر کردیم این برحق بودن حتما هر واکنش و انتخاب ما را هم جایز می‌کند. ما می‌دانستیم که باید از زیر سلطه‌ خارج شویم و از این خشمگین بودیم، اما فکر کردیم این خشم از جایی که هستیم لزوما درستیِ مقصد را هم تضمین می‌کند.

اما چه باید می‌کردیم؟ 

کار درست‌تر احتمالا این بود که صبور و آهسته و متأمل و فکور باشیم. به‌جای اینکه هر عملی بر مبنای خشم درست‌مان را درست بدانیم، به‌این فکر می‌کردیم که مشکلِ اساسی چیست و راه‌حل حقیقی چه؟

در آن‌صورت شاید پی می‌بردیم که خشم ما از غرب نباید باعث شود خود را از گنجینه‌ی عظیم و گران‌بارِ انسانیت محروم کنیم، توجه می‌کردیم که دشمنی با و ترس از دیگری نباید به‌زندانی خودساخته تبدیل شود و ما را اسیر کند، می‌فهمیدیم که با یا بدون دشمنی با غرب بر هستی و زندگی قوانینی حاکم است و برای رسیدن به مقصد باید به این قواعد تن دهیم. در این صورت شاید زودتر از اینها می‌دانستیم که ما هم انسانی هستیم میان دیگر انسان‌ها و نمی‌توانیم تاریخ را دور بزنیم و از روی آن بجهیم.

حالا اما بعدِ این همه سال هنوز هم انگار از تجربه‌ی فاجعه‌آمیزِ عمل برمبنای احساسات درس نگرفته‌ایم و مسیری را می‌رویم ‏که پیش‌تر گذشتگان رفته‌اند. هنوز هم با یک غوره سردی و با یک مویز گرمی‌مان می‌شود. حالا چون بعضی‌ غربی‌ها اوکراینی‌ها را آدم‌تر از خاورمیانه‌ای‌ها می‌دانند ما عَلَم ستیزه بلند کرده‌ایم که اصلا باید برگردیم به مبانی خودمان و در نتیجه هرکاری که علیه غرب بکنیم و هر کاری که برمبنای همین خشم و حس تحقیر انجام می‌دهیم درست است. 

دوگانه‌ای می‌سازیم و در در این دوگانه زندگی و منابع‌مان را مصرف می‌کنیم. غافل از اینکه می‌شود بیرون از این دوگانه‌های کاذب فکر و عمل کرد، می‌شود جورِ دیگری دید و خود را به عشق و نفرت نسپرد. 

ما باید خودمان را پیدا کنیم! این پیدا شدن با خود را به طوفان عواطف سپردن به‌دست نمی‌آید. دیر یا زود، بخواهیم یا نخواهیم، حقیقت بر سر ما آوار می‌شود و شعارهایمان را به‌فراموشی خواهد سپرد.

اگر به‌دنبال کسب عزت هستیم باید برای به‌دست آوردن‌اش بکوشیم و عرق بریزیم، به‌ عقلانیت تن دهیم و البته از دوگانه‌ی عشق و نفرت خارج شویم.


علی مسعودی


کانال آسیمگی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان