کد خبر: ۳۱۲۱۵
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۱ - ۱۶:۵۰-22 June 2022
ساد یا شاد؟
در اوایل داستان بیژن و منیژه، هنگامی که اِرمانیان در برابرِ هجومِ گرازها، نزد کیخسرو می‌آیند و از او یاری می‌جویند، دربارۀ گزندرسانی گرازها به درختانشان، در پیشگاهِ شاه ایران چنین شکوه سر می‌دهند: درختان که کِشتن نداریم یاد/ به دندان به دو نیم کردند ساد
دربارۀ ضبط و مفهوم ساد، مصححان و شارحان شاهنامه اختلاف کرده‌اند. از میان نسخه‌های ۱۵ گانۀ استاد خالقی مطلق، ضبط ساد در چهار نسخۀ س، ق، س ۲، لن آمده و در بقیۀ نسخه‌ها، از جمله فلورانس ۶۱۴ (ف) و لندن ۶۷۵ (ل) و سن‌ژوزف (ژ، اواخر قرن هفتم یا اوایل هشتم) ضبط شاد دیده می‌شود. در یک بیت دیگر نیز واژۀ ساد به کار رفته است. فرشیدوردِ تورانی نیزۀ گیو را به دو نیم می‌کند:

ابر نیزۀ گیو تیغی چو باد / بزد، کرد نیزه به دو نیم ساد 

گذشته از برخی نسخه‌های شاهنامه سه منبع زیر نیز ضبطِ ساد را در بیت بیژن و منیژه تأیید می‌کنند:

۱. لغت فرس: ساد ساده بود: درختان که کِشته نداریم یاد/ به دندان به‌ دو نیمه کردند ساد . 

۲. معجم شاهنامه: ساد: برابر؛ درختان که کشتن نداریم یاد / به باغ اندرون جمله گشتند ساد  

۳. لغت شهنامه: ساد به معنی ساده و بی‌نقش است، از این معنی تجاوز کرده به معنی هموار و برابر هم اطلاق شده است (شاهد: همان بیتِ شمارۀ ۲) 

از آنجا که برخی نسخه‌های شاهنامه و نیز کهن‌ترین فرهنگ فارسی و فرهنگ تخصصی شاهنامه ضبط ساد را در بیتِ بیژن و منیژه تأیید می‌کنند و ساد دشوارتر و غریب‌تر از شاد نیز هست، استاد خالقی به درستی آن را در متن نهاده است، ولی در تصحیحات دیگر شاهنامه که نگارنده از نظر گذرانده، از جمله چاپ‌های ژول موهل، مسکو، مصطفی جیحونی و جز آنها همگی ضبط سادۀ شاد آمده است.

در لغت‌نامۀ دهخدا این معانی با شواهد برای ساد آمده است: خوک نر؛ ساده و بی‌نقش و نگار؛ دشت و بیابان؛ مخفّف سائیده؛ بی‌ریش؛ ابله، ساده‌دل. از آن میان، معنی خوک نر را که بر اساس برخی فرهنگ‌ها از جمله برهان قاطع و فرهنگ جهانگیری با همان شاهد بیت بیژن و منیژه آمده است، باید به یک سو نهاد؛ زیرا استنادِ فرهنگ‌نویس فقط به همین بیت شاهنامه است. بی آنکه به شواهد دیگر و اشتقاق ساد توجه شود. 

نظر پژوهندگان را به ترتیب تاریخی می‌آوریم (برخی نظرات را پیشتر غفوری آورده بود):

۱. شاد: گرازان، درختان را شادی و بازی‌کنان و به آسانی به دندان به دو نیم کردند(نوشین)  .
۲. ساد: برابر که در معجم شهنامه آمده بهتر می‌خورد: گرازها درختان را با دندان به دو نیمۀ برابر بریدند، یعنی آنها را از میانه به دو نیم کردند(خالقی مطلق) .
۳. شاد: گرازان درختان را چنان دو نیم کردند و خوردند که انگار از آغاز نبوده و یا ما به یاد نداریم(جوینی) .
۴. شاد: درختانی که آنچنان کهن‌اند که زمان کِشتنشان را به یاد نداریم، گرازان، به‌آسانی با دندان به دو نیم کردند(کزّازی) .
۵. غفوری در پژوهش خود  -که یگانه پژوهش مستقل دربارۀ این واژه محسوب می‌شود- بر اساس شواهدی از برخی منظومه‌های پهلوانی بعد از فردوسی مانند برزونامۀ کهن، شهریارنامه و جز آنها و چند بیت از شاهنامه به درستی دریافته است که شاد در این شواهد به معنی «تند و شتابان و با‌سرعت» است که این معنی در هیچ فرهنگی نیامده است. دو شاهد شاهنامه عبارت است از: 

الف) اسفندیار پس از تصرّف رویین‌دز به فرزندان خود می‌گوید:
به راه ار کسی سر بپیچد ز داد / سرانشان به خنجر ببرّید شاد 
ب) در پادشاهی خسروپرویز پس از بیدادگری‌های او، پیری به زادفرّخ  می‌گوید: با بودن خسرو بر تخت شاهی، ایران ویران می‌شود، پس شایسته است که یکی از فرزندان او را برگزید و:
ورا شاد بر تخت باید نشاند / بر آن تاج، دینار باید فشاند 
ج) در نبرد خسروپرویز با بهرام چوبین، بهرام بر اسبی بی‌برگستوان و کمانی در دست بتاخت و:
چو خسرو چنان دید برگشت شاد / دو زاغ کمان را به زه بر نهاد 

درست است که «به‌سرعت، باشتاب و فوراً» برای سه بیتِ بالا معنی مناسبی است، ولی اشکال اینجاست که غفوری با گزینش ضبط «شاد» به جای «ساد» همین معنی را به دو بیت موردِ بحث ما، یعنی بیتِ داستان بیژن و منیژه و  دو نیم شدن نیزۀ گیو – نیز که در صدر نوشته آمده - تعمیم داده است. حال آنکه برای بیت بیژن و منیزه،  و نیز بیت دیگر، گزینش ساد و معنی «به سادگی، به‌آسانی و بی‌رنج و زحمت مناسب‌تر است.

به گمانِ استاد خالقی منظورِ مؤلف معجم شاهنامه از معنی «برابر» برای ساد، مساوی است، حال آنکه، این معنی برای درختان بریده شده تعبیر جالبی به نظر نمی‌رسد و اساساً برای نشان دادن شدت آسیب‌رسانی به درختان، دونیمۀ مساویِ آنها، اهمیت چندانی ندارد. گرازان چگونه می‌توانند درختان را به دو نیمۀ مساوی ببرند؟! به گمان من، این مفهوم نه در ذهن شاعر بوده و نه حتی در ذهن مؤلّف معجم شاهنامه.

منظور مؤلّف معجم شاهنامه از برابر گویا ساده، صاف و هموار بوده است؛ یعنی گرازان درختان را چنان بریدند و بر زمین افگندند که درختانِ افکنده، برابر با زمین شدند یا زمین‌هایی که قبلاً درختان بر روی آن، سربرکشیده بودند، در اثر حملۀ گرازان، بر زمین افتادند و با آن برابر شدند. معنی هموار و صاف در بیت زیر از شاهنامه، آنجا که بهرام گور یک سروی (شاخِ) شکار را با تیر می‌زند، برای واژۀ ساده به کار رفته است:

  هم‌ اندرزمان نرّ چون ماده گشت/ سرش زآن سروي سيه ساده گشت 

معنی «هموار و برابر» در لغت شهنامۀ عبدالقادر بغدادی (نک بالاتر) نشان می‌دهد که او هم از مفهوم برابر برای ساد همین را دریافته است، نه دو نیمۀ برابر و مساوی درختان. 
حاصل سخن اینکه استاد خالقی مطلق تنها مصححی است که در بیت داستان بیژن و منیژه و نیز بیت مربوط به دو نیم شدن نیزۀ گیو با شمشیر فرشیدورد، به درستی ضبط دشوار و دیریاب ساد را در متن نهاده، ولی معنی ایشان برای ساد، یعنی برابر و دو نیمۀ مساوی چندان مناسب نیست و معنی «به سادگی، به آسانی و بی‌رنج و زحمت» که نوشین و کزازّی برای ضبط شاد آورده و معنی جوینی نیز نزدیک به همین معنی است، مناسب‌تر است؛ به ویژه آنکه درست در بیت بعدی، شاعر همین معنی را با تعبیر دیگری بیان می‌کند که بنابر آن، گرازان به سادگی حتی سنگ سخت را هم خرد می‌کردند:

    نيايد به دندانشان سنگ سخت/ مگرمان به‌يك‌لَخت برگشت بخت

ابوالفضل خطیبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان