کد خبر: ۳۱۱۵۹
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۹:۱۳-20 June 2022
حکومت به عنوان یک سازمان سیاسی فراگیر در جامعه برای مانایی خودش و پیشبرد منویاتش، نیاز به این دارد که اقلیتی سازمان یافته و موثر، کاملا ایجابی از آن دفاع کنند...
... و اکثریت جامعه که  بدون سازمان دهی اند و  تقید ایدئولوژیک به حکومت یا مخالفلنش ندارند، صرفا با حکوت مخالفت موثر نکنند و اقلیت مخالف حکومت به گونه ی مداوم سرکوب شوند.برقراری این تعادل،نظام سیاسی را مستحکم نگه می دارد و از آن در برابر طوفان حوادث خارجی و داخلی محافظت می کند.کودتای هفتم ثور در افغانستان از جمله مثال های بر هم خوردن این تعادل در یک کشور و خالی شدن پشت حکومت افغانستان از حامیان ایجابی است.

حال پرسش اینست،چگونه محمد داودخان(رئیس جمهور وقت افغانستان) به گونه ای عمل کرد که بی پشتوانه شود؟برای پاسخ به این پرسش می باست تاریخ روابط او با گروهای اسلامی و کمونیست را از سال ۱۳۵۲ (هنگام قدرت گرفتن و کنار زدن ظاهرشاه از قدرت) تا سال ۱۳۵۷ (به هنگام کودتای هفتم ثور و کنار رفتن داود خان از قدرت) بررسی کنیم.

پیش از کودتای داود خان بر علیه ظاهر شاه در ۱۳۵۲،افغانستان برای جلب حمایت برای خود به دلیل درگیری با پاکستان (به عنوان یک متحد اساسی قدرت های غربی در جنوب آسیا) بر سر منطقه ی پشتونستان ،ناچارا به قطب شرق گرایش پیدا کرد و کالاهای خود را به شوروی صادر نمود و پروژه های عمرانی بسیاری نظیر راه سازی را به آنها واگذار کرد و همچنین آموزش کادر نظامی و تهیه ی تجهیزات نظامی را به شوروی سپرد.

این نزدیکی به شوروی باب نفوذ کمونیسم را در افغانستان گشود و کمونیست ها را صاحب مقامات دولتی و نظامی کرد . به سبب همین داود خان که درده سال پایانی حکموت ظاهر شاه از قدرت کنار گذاشته شده بود(سابقا به مدت ده سال نخست وزیر بود) با کمک کمونیست ها ظاهر شاه را در سال ۱۳۵۲ با یک کودتای نظامی سرنگون کرد و خودش به قدرت رسید.این به قدرت رسیدن او مواهب زیادی برای کمونیست ها داشت.

برای نمونه سهم کمونیست ها از اولین کابینه ی بعد از کودتا، هفت وزیر از مجموع سیزده وزیر بود حال بگذریم از اینکه کمونیست ها در ارتش و دانشگاه ها نفوذ فراوانی داشتند.به همین سبب پایگاه حکومت داودخان کمونیست هابودند.به دلیل نزدیکی وی با کمونیست ها اعتراض جریان ها اسلامی بالا می گیرد و نادر شاه در سال ۱۳۵۳ به سرکوب آنها می پردازد و به همین سبب بسیاری از سران نهضت اسلامی افغانسیتان نظیر گلبدین حکمتیار احمد شاه مسعود، مولوی حبیب الرحمن و... به پاکستان مهاجرت کردند و دولت پاکستان رادیویی در کویته به آنها داد و در ایالت پنجاب به آموزش نظامی این مهاجرین پرداخت (به همین دلیل نهضت اسلامی افغانستان در دامان پاکستان افتاد).

این حمایت ها سبب دو شورش مسلحانه در پنجشیر توسط احمد شاه مسعود و در لغمان توسط مولوی حبیب الرحمن می شود که داود خان هر دو را سرکوب می کند منتها این سرکوبی بخش قابل توجه ی از جامعه را نسبت به حکومت بی رغبت می کند و پایه ی حکومت کمی سست می شود.از طرف دیگر داودخان که مدت ها هوا خواه شوروی بود بدلیل فشار نهضت های اسلامی و ترس از اینکه کمونیست ها همه ی قدرت را قبضه کنند به ناگهان از روابط خود را پاکستان و ایران بهبود داده و کمونیست ها را از دولت اخراج می کند و به همین دلیل کمونیستها هم به عنوان اصلی ترین پایه ی قدرتش از او دور شده و دشمن وی می گردند.

در چهار ثور ۱۳۵۷ کمونیست ها در مراسمی که به مناسبت  ترور یکی از سرانشان برگزار کرده بودند هشدار دادند که انتقام خون آن فرد را خواهند گرفت.به همین سبب داود خان ببرک کارامل و نور محمد تره کی از سران کمونیست ها را بازداشت می کند منتها این بازداشت حکومت او را نجات نمی دهد و  سه روز بعد در هفث ثور ۱۳۵۷ به وسیه ی افسران کمونیست ارتش افغانستان علیه او کودتا شده و حکومتش ساقط میشود.

سرنوشت داود خان آینه ی تمام نمای نکاتی است که در ابتدای وجیزه نوشتیم؛حکومت به حامیانی جدی در جامعه و بدنه‌ی خود نیاز دارد اما وقتی داود خان هم کمونیست‌ها  هم نهضت‌های اسلامی را بر علیه خود کرد، وضع حکومتش به سان کشتی‌ای شد که لنگری برای جلوگیری از تلاطم های دریا ندارد و اسیر دست طوفان زمانه می شود چنانکه شد...


شیخ باقری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان