کد خبر: ۳۰۷۲۹
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۹:۲۵-02 June 2022
تمام دین‌داران و آنان كه داعیه طرفداری از دین را دارند، معتقد به معاد و بازگشت انسان برای حسابرسی و رسیدن به عقاب و ثواب می‌باشند و معاد یكی از اصول مهم هر دین می‌باشد. با این همه برخی از اینان قائل به معاد روحانی هستند، برخی دیگر معاد را جسمانی می‌دانند.
معاد به معناى بازگشت انسان به حیات و زندگى جدید، یکى از ضروریات و اصول دین اسلام است. اسماعیلیه از جمله مذاهب نادری هستند كه قائل به معاد روحانی هستند یعنی اعتقاد دارند كه در قیامت فقط روح انسان عودت خواهد كرد.(۱)

معاد روحانی

بر پایه اعتقادات اسماعیلیه مردگان، بدون پوست، گوشت و استخوان دنیایی و با جوهر حقیقی، یعنی روحِ خویش، پاداش و كیفر می‌بینند. گویا آنان حقیقت و هویت واقعی انسان را در این دنیا همان روح و جوهر باقی می‌دانند كه كیفر و پاداش سرانجام به آن تعلق می‌گیرد.

در باور آنان ثواب و عقاب نیز روحانى است. آنان پاداش و کیفر اخروى را تأویل مى کنند و مى گویند تشنگى و گرسنگى خاص عالم مادى است و در جهانِ معنا مفهومى ندارد.ناصر خسرو که یکی از افراد فرقه اسماعیلیه است ، احساس نیاز در بهشت را نفى مى کند و مى گوید هر کس به اندازه شایستگى خود بى این که از مرتبت دیگرى آگاه باشد از ثواب الهى بهره مند مى گردد. (۲)

اسماعیلیان معتقدند که دوزخ و بهشت حقیقى داراى اوصاف جسمانى نیست، اما کسانى که از تأویل آیات آگاهى ندارند نعمات بهشتى را مانند نعمت‌هاى دنیوى مى‌پندارند. راحت و آسایش و درد و رنج این سراى فانى، چاشنیى از لذّت و عذاب سراى جاوید است. فضایل و رذایل اخلاقى معلول بهشت و دوزخ اند و راحت و لذّتى که در این عالم هست از بهشت مى آید.

ناصرخسرو دوزخ را کنایه از جهل و بهشت را کنایه از دانش کامل مى انگارد که بر اثر کسب تعالیم آیین اسماعیلى حاصل مى شود. هر کس از امام حق پیروى کند به بهشت مى رسد؛ بنابراین بهشت حقیقى،عقل و حضرت رسول، درِ بهشت و کلمه شهادت، کلید درِ بهشت است.(۳)

اسماعیلیان معاد را فقط روحانی می دانند و در این مسأله از اندیشه افلوطین تأثیر پذیرفته اند؛ بدین ترتیب ثواب و عقاب را نیز روحانی می دانند و آنها را به تأویل می برند؛ اما این عقیده با نص صریح آیات قرآن منافات دارد.

ادله اسماعیلیه بر معاد روحانی

حمیدالدین کرمانى در «راحة العقل» مى نویسد: «نشأه آخرت نشأه خلق ارواح به دست روح القدس است و چون در جهان از رتبه عقلى ترقى کرده و با عالم معقول متصل شده است، براى ادامه مسیر احتیاج به بدن ندارد و این روح است که ادامه مسیر داده و از تن جداست...» (۴)

در این مسأله اسماعیلیه از اندیشه افلوطین تأثیر پذیرفته است. روح وقتى از تن آزاد شود، روز آزادى و جشن اوست. او به جهان زیرین آمده بود و در وقت مردن از تن خارج شده، به جایگاه اصلى خود باز مى گردد. در نگاه افلوطین روح همیشه زنده است و فنا ناپذیر. افلوطین با نگاه خود به مسئله روح و تن به شدت منکر معاد جسمانى است، زیرا اگر اینگونه باشد روح همیشه اسیر تن خواهد بود.(۵) ادله اسماعیلیان بر روحانی بودن معاد عبارتند از:

۱ـ اگر معاد جسمانی باشد چگونه احکام تکوینی این جهان به آن جهان راه می یابد و اگر این چنین باشد باید مرض و مرگ نیز به آن جهان راه یابد. پس باید معاد جسمانی باشد.

۲ـ بنابر دیدگاه قائلین به معاد جسمانی لازمه اش تبدیل بدن های پوسیده به بدن های جدید است و این بدن های جدید باید عذاب شود و این بدن های جدید چه گناهی مرتکب شده اند که لایق عذاب باشند.

۳ـ خداوند برای عذاب نیاز به بدن ندارد و قادر به عذاب گنهکاران از درونشان است پس نیازی به معاد جسمانی نمی باشد.

۴ـ خانه آخرت تغییر و تحول ندارد ولی بدن دارای تغییر و تحول است.

ناصرخسرو دوزخ را کنایه از جهل و بهشت را کنایه از دانش کامل مى انگارد که بر اثر کسب تعالیم آیین اسماعیلى حاصل مى شود. هر کس از امام حق پیروى کند به بهشت مى رسد؛ بنابراین بهشت حقیقى،عقل و حضرت رسول، درِ بهشت و کلمه شهادت، کلید درِ بهشت است.

اما این عقیده با نص صریح آیات قرآنی و احادیث اسلامی منافات دارد و هیچ دلیل نقلی و عقلی بر آن وجود ندارد. در قرآن كریم می‌فرماید: «امروز (روز قیامت) بر دهان آنها مهر می‌نهیم و دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به كارهایی كه انجام داده‌اند شهادت می‌دهند.» (۶) این آیه و آیات دیگری چون فصلت ۲۰ و ۲۱؛ حاقه ۱۹ و ۲۵ می‌باشد. 

هم‌چنین در جای دیگر می‌فرماید: «... و گفت: چه كسی این استخوان را زنده می‌كند در حالی كه پوسیده است، بگو: همان كس آن را زنده می‌كند كه نخستین بار آن را آفریده و او به هر مخلوقی آگاه است» (۷) خداوند در این آیه از زنده شدن دوباره استخوان‌های پوسیده خبر می‌دهد كه نص بر معاد جسمانی است.

کلام آخر:

اسماعیلیان معاد را فقط روحانی می دانند و در این مسأله از اندیشه افلوطین تأثیر پذیرفته اند؛ بدین ترتیب ثواب و عقاب را نیز روحانی می دانند و آنها را به تأویل می برند؛ اما این عقیده با نص صریح آیات قرآن منافات دارد.


پی نوشتها:

۱ـ المذاهب الاسلامیه، ص ۲۷۵.

۲ـ خوان الاخوان, ص ۱۸. (جهت مطالعه عقاید اسماعیلیه درباره حشر و نشر ر. ک: خواجه نصیر طوسى، روضة التسلیم، ص ۷- ۴ ـ ۸۴ و نیز ایران و یمن سه رساله اسماعیلى،ص ۱۱۶ به بعد.)

۳ـ وجه دین، ص ۳۳ ـ ۳۴.

۴ـ راحة العقل، ص ۵۰۲ ـ ۵۰۵، (با دخل و تصرف).

۵ـ درسنامه تاریخ و عقائد اسماعیلیه، مهدی فرمانیان، ص ۲۱۴.

۶ـ یس/۶۵.

۷ـ یس/۷۸ و ۷۹.

منبع: تبیان

***

اسماعیلیه بر پایه چه عقایدى استوار است؟

اسماعیلیه معتقدند که زمین هرگز خالى از حجّت که مظهر تمام ربوبیت است نمى شود و حجت خدا بر دو گونه است:  ناطق و صامت، و اساس حجت، روى عدد هفت مى چرخد و محمدبن اسماعیل را وصی هفتمین محمد(ص) می دانند. اسماعیلیه معتقدند که علاوه بر حجت خدا، پیوسته در روى زمین دوازده نفر نقیب که حواریین و خواص حجت اند وجود دارد.

تفاوت اساسی زیدیه و اسماعیلیه با امامیه

تفاوت اساسی فرقه زیدیه و اسماعیلیه با امامیه چیست؟

زیدیه و اسماعیلیه، مثل امامیه از فرقه هاى شیعى است با این تفاوت که امامیه، امامت را بر اساس نصّ نبوى براى دوازده امام می داند ولی زیّدیه، نص بر امامت را تنها براى على و امام حسن و امام حسین(ع) مى دانند و رهبرى پس از آن بزرگواران از آنِ هر هاشمى است که قیام مسلّحانه کند و به امامتِ خودش دعوت کند. اسماعیلیه امامت را تا امام صادق(ع) قبول دارند و پس از او به امامت فرزندش اسماعیل معتقدند و استمرار آن را در فرزندان او مى دانند.

برزخ در نزد اسماعیلیان

آیا اسماعیلیه به برزخ معتقدند؟

اسماعیلیان معتقدند نفس همه انسان ها پس از مرگ، در مکانى به نام اعراف جمع شده و در انتظار قیامت به سر می برند. اما  با وجود باور به معاد روحانى، نمى توان معتقد به وجود برزخ بود، چون با جدایى نفس از بدن، قیامت نفس شروع شده و لذت و حزن معنوى آغاز می گردد. ممکن است اسماعیلیه به سبب تصریح قرآن به برزخ، تأویلاتى را بیان کرده باشند.

اسماعیلیه و عدم اعتقاد به تناسخ

آیا اسماعیلیان به تناسخ معتقدند؟

اسماعیلیه به شدت تناسخ را انکار کرده اند. تناسخ یعنى  روح پس از جدایى از بدن، به دنیا بازگشته و به بدن دیگری تعلّق بگیرد. بزرگان مذهب اسماعیلیه معتقدند؛ تناسخ رجوع به قهقرا است و امکان وقوع ندارد. زیرا نفس در حرکت استعلایی به رتبه عقلی رسیده و اگر دوباره با ماده یکی شود اصل معاد انکار می شود.

باطنی گری و تأویل گرایی در مذهب اسماعیلیه

جایگاه و تأثیر «باطنی گری» در مذهب اسماعیلیه چگونه است؟

یکى از اساسى ترین ویژگى هاى اسماعیلیه، تأکید فراوان آنها بر باطن دین است، به نحوى که یکى از معروف ترین نام هاى آنان باطنیه است. آنان معتقدند کسى که باطن شریعت را نداند، نه تنها از دین بى بهره است، بلکه مورد بیزارى رسول خدا(ص) نیز مى باشد. تأکید اسماعیلیه بر تأویل هاى نامناسب و بدون ضابطه، باعث تکفیر آنان از سوى مسلمانان شده است.

مسأله شرّ در عقائد اسماعیلیه

 عقیده اسماعیلیه در مسأله شرّ چیست؟

به نظر اسماعیلیه شرّ در ابداع، ریشه و اصلى ندارد و شرور عالَم به خاطر حضور ماده است و بالعرض پدیدار گشته است و خداوند خیر افاضه مى کند و شرّ به عرض در راه‌ها مى آید.

سلسله مراتب دعوت نزد اسماعیلیه

سلسله مراتب دعوت نزد اسماعیلیه، چگونه است؟

اسماعیلیان با ایجاد سازمان دعوت، جهان اسلام را به دوازده جزیره تقسیم کردند و براى هر جزیره یک داعى به عنوان رهبر دعوت قرار دادند. حجت، به عنوان بالاترین مرتبه دعوت، در کنار امام قرار داشت. داعی الدعات، در رتبه دوم و داعی بلاغ در رتبه سوم به عنوان منشى و نگارنده اوامر داعى الدعات قرار دارد. در رتبه چهارم، داعی مطلق با دو دستیار قرار دارد که وظیفه اصلی دعوت در هر منطقه را بر عهده دارد و پژوهش گران مذهب اسماعیلی را، مکالب، مکاسب و مستجیب می نامند.

معاد و روح از دیدگاه اسماعیلیه

دیدگاه اسماعیلیه دربارۀ معاد و روح چیست؟

اسماعیلیان در بحث معاد اندیشه فلوطین را گرفته اما به دنبال مخالفت با برخی از مباحث آن، اندیشه جدیدی را بنا نهادند. در نگاه آنان، در ابتدا نفس ناطقه، بالقوه محض است و سپس با کسب از معلم روحانى که همانا انبیاء و اولیاء الهى هستند، استعداد استفاده از نیروى معنوى را پیدا می کند، امام نیز علوم توحید و معاد را در نفس انسانِ مستعد تعلیم می دهد، و او را براى حضور در عالم بالا آماده مى سازد. نفس ناطقه به خاطر خصلتى که خداوند به او داده و از آثار عقول است، مثل عقول، باقى است و فنا در آن راه ندارد... .

معاد جسمانی یا روحانی در عقائد اسماعیلیه

معاد در نزد اسماعیلیه جسمانی است یا روحانی؟

معاد به معناى بازگشت انسان به حیات و زندگى جدید، یکى از ضروریات و اصول دین اسلام است و همه مذاهب اسلامى به آن اعتقاد دارند، ولى در جسمانی یا روحانی بودن آن اختلاف دارند. اسماعیلیه با تأثیر از اندیشه فلوطین، معاد را روحانی دانسته و جسمانی بودن آن را بی معنا می دانند. در نگاه آنان روح همواره زنده و فناناپذیر است.

ادله اسماعیلیه بر جسمانی نبودن معاد

اسماعیلیه چه ادله ای را برای معاد روحانی ارائه می کنند؟

اسماعیلیه معتقدند: معاد تنها روحانی است نه جسمانی، زیرا ۱- اگر جسمانی باشد، باید احکام تکوینی مانند: بیماری و مرگ و... در آن جهان نیز وجود داشته باشد. ۲- در معاد جسمانى، بدن ها پوسیده و تبدیل به بدن هاى جدید می شود و این بدن جدید باید عذاب بچشد، در حالی که  بدن جدید گناهى نکرده است. ۳- با وجود آن که عذاب دورنى سهمگین تر از عذاب بیرونى است، چه نیازى به ایجاد یک بدن جدید است. ۴- خداوند فرمود: شهدا نزد وى روزى مى خورند در حالی که بدن هایشان پوسیده است. بنابراین معاد جسمانى امکان ندارد.



منبع: وبسایت آیین رحمت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان