کد خبر: ۳۰۶۹۶
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۷:۰۴-31 May 2022
تا بحال بارها از رکود بزرگ در ١٩٢٩ شنیدید من امروز می‌خواهم داستان این رکود را با یک روایت تطبیقی از وضعیت جهان و کمی ایران برای شما تعریف کنم، تا بهتر متوجه تغییرات عظیم اقتصادی در آن سالها شوید.
‏این یکی از مناقشه برانگیزترین اتفاقات جهان معاصر است و بسیاری از اقتصاددانان و مورخان در مورد ریشه های آن نظرات متفاوت و متضادی دارند، طبیعتاً من آن روایتی رو تعریف میکنم که خودم باور دارم، ولی تنها روایت موجود نیست.

رکود بزرگ از نظر بسیاری از مورخان یکی از دلایل اصلی صعود فاشیسم در اروپا و آغاز جنگ جهانی دوم هم بود شاید بنظرتون عجیب باشه ولی این چند ده توییت نگاه شما رو کاملا تغییر خواهد داد.

‏خیلی از افرادی که در اون زمان زندگی میکردند دوران ١٩٢٠ را طلایی‌ترین دوران زندگی خودشون میدونستند، زمانی که پر بود از موقعیت‌های تجاری و شغلی و جهان بخصوص آمریکا سرشار از مهمانی‌های باشکوه و عجیب و غریب شما هم این دوران را در کشورمان با دوران پرشکوه سازندگی و پیشرفت در ابتدای ١٣٠٠ تا ١٣١٠ شمسی خواندید و شنیدید که بخش زیادی از آن تاثیر جو مثبت جهان بخصوص در پایان جنگ جهانی اول بر کشور ما بود.

‏اما بذر رکود بزرگ در جهان در همین سالهای  ١٩٢٠ کاشته شد نه زمان اتفاق آن در ١٩٢٩، در اروپای تازه رها شده از بند جنگ جهانی اول، تا خرخره به آمریکا مقروض بودند و از پرداخت بدهی خود به آمریکا عاجز در ١٩٢٢ آلمان دچار ابر تورم میشه. پول به حدی بی‌ارزش شده بود که مردم با فرغون حقوقشون رو دریافت می‌کردند. در١٩٢٣ یک دلار آمریکا معادل یک تریلیون مارک آلمان میشه (امیدوارم چنین اتفاقی برای ما نیوفته) این اتفاقات بخش زیادی از آن برای فشارهای خارجی بر اقتصاد آلمان بخاطر جنگ جهانی اول بود.

در همان زمان اقتصاد آمریکا در بهترین زمان خودش بود، تولید انبوه خودرو کاملا جامعه شهری آمریکا را متحول کرده بود، هزاران شغل در کارخانه ها و راهسازی و پمپهای بنزین ایجاد شده بود. خودرو باعث شده بود، مردم راحت تر به مقصد برسند و کارهای بهتری پیدا کنند، سیستم مونتاژ خودرو که هنری فورد پایه‌گذاری کرده بود پایه الهام هزاران کارخانه دار دیگر از صنایع مختلف شد و آنها هم به سیستم تولید انبوه و سری روی آوردند.

‏رادیو و ماشین لباسشویی و ماشین تایپ در این زمان وارد زندگی مردم جهان شد ، و اکثر اینها با وام و قرض اتفاق می‌افتاد در همین زمان تمام این کارخانه ها سهامشان را در وال‌ استریت نیویورک ارائه می‌کردند و آنجا هم متبلور شد.

آسمان‌خراش‌های  امپایر استیت و مرکز راکفلر هم در این برهه زمانی ساخته شد، من خواهش میکنم لحظه‌ای چشمانتان رو ببندید و کار و پولی که به نیویورک سرازیر میشد رو تصور کنید.

تمام این اختراعات و تغییرات زندگی مردم عادی را بهبود می‌بخشد اما تغییر اصلی در زندگی ثروتمندان و صاحبان صنایع اتفاق افتاده بود، مهمانی های باشکوه و عجیب و غریبی از قبیل گتسبی بزرگ دقیقا در همین برهه از تاریخ اتفاق میوفته، و افسانه نیویورک را میسازد. در همین زمان هم مردم عادی که از رشد عمودی وال‌استریت به هیجان آمده بودند شروع به خرید و فروش سهام در آنجا میکنند، (بدون تخصص خاص تو مایه های دو سال پیش خودمون) ۱۴‏هر روز که سهام بالاتر می‌رفت جماعت بیشتری به خرید سهام می‌پیوستند حتی مردم می‌رفتند و طلا و وسایل قیمتی خود را گرو می‌گذاشتند تا وام بگیرند و سهام بخرند. از ١٩٢٢ تا ١٩٢٩ قیمت سهام ٢١٩ درصد رشد می‌کنه، بیش از ٣٠٠ میلیون سهم با وام خریده شد. 

‏از اواسط  ١٩٢۵ که قیمتها به اوج خودش میرسه یواش یواش سرعت خرید کم میشه، کالاهای لوکس آروم آروم مشتریشون کم میشه چون هر کسی قدرت خریدشان رو نداشت. بازارهای اروپایی هم یکی بعد از دیگری بخاطر فشار بدهی ها (عمدتا به آمریکا) تحت فشار قرار میگیرند و مردم در اروپا در وضعیت بسیار بدی زندگی میکردند 

‏هرچند وضع آمریکا بهتر بود ولی از اونجایی که مشتری اروپایی برای کالاها وجود نداشت بازار آمریکا هم خیلی سریع اشباع میشه .از اون طرف کشاورزی در آمریکا که بخاطر جنگ اول رشد خیره کننده ای ١٨‏کشاورزان برای مدرن کردن مزارعشون وام‌های سنگینی گرفته بودند و تا خرخره بدهکار بودند ، ناگهان برای این حجم از تولید نمی‌توانند مشتری کافی پیدا کنند (اروپا به اندازه کافی پول نداشت) یک سوم آمریکا در اون زمان در بخش کشاورزی اشتغال داشت ۱۹‏از ١٩٢۶ آرام آرام کشاورزان شروع می‌کنند به عدم پرداخت بدهی هاشون به سیستم بانکی و همین موضوع باعث نگرانی وال استریت میشه، بازار سهام به این نتیجه میرسه که قیمت بالای سهام بر اساس باد است و رشد اقتصادی براساس قیمت سهام تنها یک باد زودگذر بوده ۲۰ حتی یک سری از بانک‌ها پولهای فیزیکی سپرده گذاران رو برداشته بودند و باهاش به نام خودشون سهام خریده بودند چون بازدهی خیلی بالایی داشت.

در ٢٩ سپتامبر ١٩٢٩ شرکت انگلیسی Hatry که یونایتد استیل رو با یک سری مدارک تقلبی خریده بود ورشکست میشه و سهامدارانش میلیونها دلار می‌بازند ۲۱‏در ٣ اکتبر ١٩٢٩ فیلیپ اسنودن وزیر خزانه‌داری انگلستان از حزب کارگر اعلام می‌کنه که بازار سهام آمریکا مثل یک orgy واقعی است که همه میخوان ترتیب هم رو بدن و همین تیر آخر به اعتبار این بازار بود. غالب سهامداران بین‌المللی اعتمادشون رو به بازار از دست می‌دهند.

و اما در ٢٩اکتبر ١٩٢٩ یعنی مهرماه ١٣٠٨ تمام بازار بورس نیویورک روی سر سهامدارانش خراب میشه، نزدیک ١٣ میلیون سهم در یک روز برای فروش ارائه میشه اون هم با امکانات اون روز ،  این همان روزی است که به پنجشنبه سیاه معروف است.


‏در طول روز سه بار بازار ١٣ درصد میوفته، JPMorgan بخش عمده از سهام عرضه شده رو میخره ولی نمیتونه از سقوط جلوگیری کنه، باز هم در روز جمعه ۶ میلیون سهام فروش می‌ره ، دیگه کار از دست همه خارج شده بود.

‏در دوشنبه همان هفته ٩ میلیون سهام دیگه فروش می‌ره و این همان فروپاشی کامل بود، در روز سه شنبه با هجوم مردم به بازار ١۶ میلیون سهام دیگه با قیمتهای بسیار ناچیز و نزدیک صفر به فروش میرسه داوجونز تا سه سال بعد هم یه سقوطش ادامه میده. بسیاری از مردم عادی که در بورس سرمایه گذاری کرده بودند یا حتی حرفه ای ها در پی این چند روز خودکشی می‌کنند تقریبا ۵٠ میلیارد دلار آن زمان از بین می‌ره و بخار میشه.

از ١٩٣٠ تا ١٩٣٣ مردم عادی اعتمادشون رو به بانکها از دست داده بودند هجوم می‌آورند که سپرده های خود را بیرون بکشند و همین باعث بوجود آمدن موج جدیدی از ورشکستگی بانکها میشه، فقط تصور کنید آدم‌هایی رو که صبح می‌رفتند بانک و می‌دیدند که دار و ندارشون رو از دست دادند.

هزاران بانک کوچک ورشکسته میشن و مردم عادی پس‌اندازهای کوچک خود را از دست میدن، خیلی از کارخانه ها با عدم دسترسی به منابع مجبور به تعطیلی میشن و همین باعث بوجود آمدن موج جدیدی از بیکاری میشه.

موج جدیدی بیکاری به موج جدید گرسنگی و افسردگی در جامعه آمریکا و بعد جهان تبدیل میشه، حالا متوجه میشوید که چرا روند قدرتمند رشد اقتصادی در کشور ما بعد از ١٣١۴ (١٩٣٣) متوقف میشه و گرانی و تورم امان مردم رو بریده بود.

‏موجی از رکود و بیکاری و تورم همه دنیا رو فراگرفته بود،هربرت هوورر رییس جمهور وقت آمریکا سعی می‌کنه مشکل رو از نظر خودش حل کنه و به ارائه وام‌های کوچک (چیزی شبیه خوداشتغالی) روی میاره.

این وامها به حدی کوچک بودند که نه‌تنها دردی رو دوا نمیکنه که به موج جدیدی از تورم دامن می‌زند. او در ١٩٣٠ قانون تعرفه معروف خودش smooth Hawley tariff act رو به جهت حمایت از تولید کننده آمریکایی ابلاغ می‌کنه.

‏این باعث میشه نه‌تنها بقیه کشورهای دنیا هم چنین کاری بکنند بلکه تمام تجارت بین‌المللی به تعلیق دربیاد، در همین حال گرسنگی در بسیاری از آمریکایی های عادی شایع میشه، کشاورزان حتی پول نداشتند که محصولشون رو درو کنند.

‏زندگی در چیزی شبیه حلبی آباد ها به سرعت در آمریکا شایع میشه و مردم اسمش رو میزارند Hoovervilles  برای اینکه هوور رو مسول این اتفاقات میدونستند ولی واقعا این موج خیلی بزرگتر از قد و اندازه هوور بود.

تمام این فقط به آمریکا محدود نمی‌شود ، بحران اقتصادی باعث رشد خیره کننده حزب NSDAP یا همان نازی میشه و هیتلر در سال ١٩٣٣ به عنوان صدراعظم آلمان انتخاب میشه، که عواقب آن برای آلمان و جهان معرفی حضور همه تون هست 
‏در همان ١٩٣٣ (١٣١٢ شمسی) فرانکلین روزولت بعنوان رییس جمهور آمریکا انتخاب میشه او تنها رییس جمهور آمریکا بود که تا لحظه مرگ در ١٩۴۵ رییس جمهور میماند و یک برنامه اقتصادی جامع به نام NEW DEAL را به طبقه سیاسی و اقتصادی آمریکا معرفی می‌کنه اصلی ترین شاکله این قانون ساخت گسترده زیرساختها توسط دولت بود، با استفاده از این قانون پلها، فرودگاه‌ها و مدارس زیادی در آمریکا ساخته شد. 

دولت حتی به هنرمندان و نویسندگان هم پول می‌داد تا اثارشون رو بخره. او با این قانون موسسات جدید و حتی حمایت اجتماعی در آمریکا تشکیل میده. اینجا همان جایی است که مورخان با یکدیگر اختلاف عمیق دارند، عده ای میگن که این از خواص بحران بود و حتی بدون اصلاحات روزولت اوضاع بهتر میشد، عده ای معتقدند او خیلی در اصلاحات ثابت قدم نبود و البته مثل همیشه برای عده ای هم او خدای روی زمین و نجات دهنده آمریکا بود. 

در ١٩٣۶ همان جایی است که عشق خیلی از اساتید توییتر به میدان میاد John Meynard Keynes یا بقول کف توییتر فارسی کینز اعتقاد داشت که دولت در زمان بحران باید تمام قد. در اقتصاد دخالت کنه تا وضع به حالت عادی برگردد.

‏واقع کینز همون ایده های روزولت رو داشت اما خیلی رادیکال تر و قویتر، روزولت دوست داشت یک تعادلی بین هزینه دولت و درآمد آن ایجاد کنه اما کینز معتقد بود این محافظه کاری در دوران بحران بی‌معنی است و دولت باید با تحریک اقتصاد جامعه رو رو به جلو ببره. هنوز هم دقیقا مشخص نیست کدام حق داشتند و کدام سیاست واقعا صحیح بود ولی تقریبا همه برای دلیل پایان دوران رکود بزرگ با یکدیگر توافق دارند ... آماده اید؟ 

جنگ جهانی دوم ... بله جنگ جهانی دوم باعث پایان دوران رکود اقتصادی و سروری اقتصادی و نظامی آمریکا در سراسر جهان شد، آلمان که خودش یکی از قربانیان رکود و تورم در جهان بود شروع کننده جنگی بود که به پیروزی نظامی و اقتصادی آمریکا ختم شد. تمام کارخانه ها و تولید کنندگان آمریکایی از ١٩۴١ بطور همه جانبه مشغول تولید مایحتاج جنگ شدند و تمام تولید خود را بدون هزینه بازاریابی جرینگی می‌فروختند.

از نظر من اینجا همان‌جایی بود که آمریکا فهمید هر وقت اقتصاد داخلی اش ضعیف میشه باید رو به تجارت جنگ بیاره. ناگهان دولت از ایجاد اشتغال هم بی‌نیاز شد، چون تمام بیکاران به عنوان سرباز به جنگ اعزام شدند، غالب زنها هم در کارخانه های تولید اسلحه مشغول شدند. می‌بینید که در جنگ برای دولت آمریکا چقدر خیر و برکت بود؟ اگر جنگ نمیشد چی میشد؟

‏‏تا امروز هم بسیار بحث و جدل است که آیا واقعا سیاستهای روزولت تاثیر گزار بودند یا تنها در نقش خرید زمان عمل کردند تا جنگ، اقتصاد آمریکا را نجات دهد؟ 


بهرام‌گور

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان