کد خبر: ۳۰۵۹۵
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۲:۲۱-26 May 2022
"موقعیت مهدی" فیلم تحسین شده ای است. استقبال اولین جشنواره فجر برگزار شده در دولت تازه از این فیلم با نامزدی ها و جوایز فراوان، و همچنین فروش خوب فیلم در گیشه نشانه های این تحسین عمومی در میدان عمل هستند.
دلایل این پذیرفته شدن را اما نمی توان  منحصر در یک بُعد خاص دانست. مثلا  نام و خاطره¬ی نیک شهیدان باکری، یا کارگردانی خوب ، یا بازی های باور پذیر، یا محتوای مورد پسند سیاستگزاران رسمی هیچکدام به تنهایی عامل این موفقیت ها  نیستند. این فیلم تحسین و استقبال شد چون نمونه¬ی کاملی از یک" اثر غیرجنگی با موضوع جنگ" بود.

آثار سینمایی ژانر "جنگی" در تاریخ سینمای ایران و جهان از جمله آثار برجسته و تاثیر گذار در دوره خود به شمار می روند. آثار این ژانر را با روش ها و بر اساس نظرگاه های  مختلفی دسته بندی کرده اند. در یکی از این روشها، آثار سینمایی مرتبط با جنگ بر اساس دوری و نزدیکی به جنگی که روایت می شود  دسته بندی می شوند.

دسته¬ی اول فیلمهایی هستند که در اوایل وقوع جنگ در کشورهای درگیر آن ساخته می شوند. این فیلمها رویکرد حماسی- تبلیغی دارند و برای تهییج افکار عمومی در جهت مشارکت در جنگ و ایجاد اعتماد به نفس عمومی برای نیل به پیروزی ساخته می شوند.شخصیت پردازی در  این دسته از فیلمها سیاه و سفید است و در سیر داستان، دشمن با وجود خباثت و دنائت فراوان در نهایت با خفت و خواری شکست خورده و می گریزد. در باره ی شخصیت های خودی نیز، روایت اصلی حماسی است. مخاطب با فاتحان شجاعی رویروست که حتی کشته شدنشان نیز مرگ قهرمانانه و توام با فتح و ظفر است. از نمونه های مشهور این دسته فیلمها در سینمای ایران می توان به "کانی مانگا" و "عقابها" اشاره کرد.

دسته دوم فیلمهایی هستند که در ادامه جنگ تا پایان آن و همچنین در سالهای نزدیک به جنگ پس از پایان آن ساخته می شوند. سازندگان این فیلم ها معمولا از افرادی هستند که جنگ را تجربه کرده و در صحنه های آن حضور داشته اند. در این دسته از فیلمها، حماسه به تدریج تحت تاثیر مرثیه قرار گرفته و شخصیت های خودی  فیلم دیگر تنها قهرمانانی سربلند نیستند؛ بلکه تبدیل به شهدایی می شوند با بذل جان و فداکاری از شکست جلوگیری می کنند.

 موضوع فتح و ظفر تحت الشعاع مصیبت از دست رفتن قهرمان قرار می گیرد و وجه تراژیک ماجرا پررنگ تر از سایر وجوه است. دشمن در این دسته از فیلمها، لزوما در جنگ فیزیکی شکست نمی خورد ولی انسانیت و جوانمردی را در میدان به قهرمان خودی می بازد ولو اینکه شکست نخورد. نمونه های این دسته از فیلمها در سینمای ایران بسیارند از جمله " دیده بان" ، " مهاجر" ، "افق" و "سفر به چزابه".

دسته سوم فیلمهایی هستند که با فاصله زمانی نسبتا طولانی از جنگ و غالبا توسط فیلمسازانی ساخته می شوند که مستقیما درگیرجنگ نبوده اند. در این دسته از فیلمها، "جنگ" از موضوع اصلی به زمینه ی طرح داستان تغییر کارکرد می یابند. در این فیلمها اگر حماسه یا مرثیه ای روایت می شوند برای تعیین مصداق حق و باطل نیست.


 داستان این فیلمها در واقع داستان شخصیت های آنهاست که به عنوان انسان هایی معمولی و نه قهرمانانی ازلی، در شرایطی دشوار گرفتار آمده اند و با موضوعات بنیادین تری دست به گریبانند. در این فیلمها، کشتن دشمن برای شخصیت های اصلی چندان موضوع حل شده ای نیست، تعریف پیروزی و شکست چندان روشن نیست و عشق زمینی مجال حضور و تاثیر گذاری در سیر داستان را می یابد.

 برخی از منتقدین و  شیفتگان دسته های اول و دوم فیلمهای جنگی، این دسته از فیلمها را "ضد جنگ" می نامند که به نظر چندان منصفانه و دقیق نیست. اقتضای تغییر نسل، طرح سوال و ابهام در چرایی رفتارها و تصمیم های نسل های پیشین است. این ، لزوما ضدیت با مسایلی مانند " جنگ" نیست. از جمله فیلمهای مهم این دسته می توان به " ملکه" ، "ایستاده در غبار" و "اتوبوس شب"  و " مزرعه پدری" اشاره کرد. "موقعیت مهدی" اما دراین دسته، فیلم ممتازی است.

"موقعیت مهدی " فیلمی است که کلیت روایت  خود را برمبنای خرده روایت ها بنا کرده است. خرده روایت هایی که اگر چه از این سو و آن سو در طول سالیان شنیده شده اند اما هیچگاه دراماتیزه نشده بودند. در "موقعیت مهدی" ما با قهرمانان یا حتی شخصیت های محوری که داستان حول آنها شکل می گیرد مواجه نیستیم . مهدی و حمید باکری مانند سایر شخصیت های داستان، آدمهای معمولی گرفتار آمده در وضعیت های دشوار هستند. انسان هایی که در محاصره شرایط دشوار، تنها با اتکا به " باورها" و  نه " امکانات مادی" یا" مواهب الهی" قصه ی زندگی خود را به پیش می برند. 

و وجه تمایز درخشان " موقعیت مهدی" درست در همین نقطه از روایت به وجود آمده است.  چون فرد همواره در این بزنگاه ها با " تردیدها و باورها" ی خود تنهاست و "تصمیم" نه برآمده از شرایط جنگ بیرون که حاصل " جهاد اکبر" درون انسان است؛ فیلم در بزنگاه ها مخاطب را به " تنهایی" و " سکوت" قهرمان داستان مهمان می کند نه به شنیدن غرش سلاحش. " باور" تنها سلاح انسان مانده در برزخ تردید است.

این است که مخاطب در حین تماشای فیلم ، خود را و نه فقط باکری ها را در " موقعیت مهدی" می یابد. موقعیتی که برای تک تک انسانها تجربه شده و آشناست. شرایطی که انسان خود را نه در برابر  نور وظلمت آشکار، که روبرو با چند وضعیت می بیند که انتخاب هر کدام موجب از دست رفتن چیزها یا کسانی است که برای او ارزشمند و مهم هستند. " موقعیت مهدی" روایت می کند که آن مهدی چگونه انتخاب کرد که "مهدی باکری " شد. من و شمای مخاطب هم روزی انتخاب خواهیم کرد.

آرش رازانی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان