کد خبر: ۳۰۵۷۲
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۱:۱۷-25 May 2022
ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور ایران درگذشت. گفته می شود وی پیش از انقلاب در محافل ایرانیان پاریس، خود را نخستین رئیس جمهور ایران خوانده بود.
این " پیشگویی" متکی بر هیچ شاهد و داده قطعی نبود، بلکه بر " سر درون " شخصی دلالت می کرد که آمال سیاسی و جاه طلبی های شخصی خود را در نظامی سیاسی می‌دید که خود فرد نخست آن باشد.

می توان حدس زد در اتمسفر سیاسی جهان دهه هفتاد میلادی و با پیشینه سیاسی و چارچوب های فکری خاص او، وی چه نوع ریاست جمهوری را مد نظر داشته است. سپهر فکری و سیاسی دهه های پایانی قرن گذشته سرشار از اندیشه هایی چون جهان سوم گرایی، عدم تعهد، انقلاب، مارکسیسم خلقی، الهیات رهایبخش و ...بود.

بنی صدر با اعتقادات مذهبی و مشی مصدقی، می توانست خود را " مصدقی پریزیدنت " و نه رئیس الوزرا تصور کند. اگر هم به نمونه های عینی تر می اندیشید، احتمالا کسانی چون، قوام نکرومه، احمد بن بلا، جمال عبداالناصر، پاتریس لومومبا و حتی هواری بومدین و قذافی را در نظر می آورد. هرچه باشد اینها سمبل های انقلابی گری و موازنه منفی در زمانه خود بودند و نمونه های مسلمانشان، تعلق خاطر رقیقی نیز به اسلام مبارز نشان می دادند.

شانس و اتفاق، لحظه تاریخی او را که در  تبعید و به دور از تحولات کشور روزگار می گذراند، با هجرت آیت الله خمینی از عراق به پاریس رقم زد.

در پاریس او به همراه ابراهیم یزدی و صادق قطب زاده به آسانی به یکی از اعضای مثلث مکلای اطراف آیت الله تبدیل شد و به زودی رقابت میان این سه تن برای تبدیل به مرد شماره یک مثلث پیشگفته آغاز شد.

مثلث مکلایان نوفل لوشاتو، در شرایطی که انقلاب نوپا هنوز دارای کادرهای سیاسی مکفی و دیپلمات های زبان دان و آشنا به زبان روابط عمومی و مطبوعات غربی نبود، نقشی مهم در شکل گیری و پی ریزی انقلابی که اینک قلب آن در حومه پاریس می تپید، ایفا نمود.

بنی صدر از "سکوی پرش" نوفل لوشاتو با پرواز انقلاب به ایران بازگشت و در ترکیب شورای انقلاب جای گرفت. هوشمندی سیاسی، مهارت در فن سخنرانی به همراه اعتباری علمی که بواسطه تالیف برخی آثار " خوشخوان " و متناسب با ذائقه انقلابی و دینی روزگار، کسب نموده بود وی را در جایگاهی برتر از رقبایش قرار داده بود. 
این عوامل در کنار وابستگی به خانواده روحانیت و پشتیبانی رهبر انقلاب، باعث شد که در نخستین انتخابات ریاست جمهوری، پیروزی خیره کننده ای بدست آورد و رویای دیرینش محقق شود.

وی توانسته بود هم حمایت طیف های مذهبی را بدست آورد، هم طبقه متوسط کم و بیش سکولار متمایل به جریانات ملی و مصدقی را.

مشکل اما درست از اینجا آغاز شد. پست ریاست جمهوری در ایران عمدتا تشریفاتی است و فاقد قدرتی که در نظام های ریاستی وجود دارد. اما وی که در رویای یک پریذیدنت قدرقدرت انقلابی نظیر همتایان بیشمار جهان سومی اش کە همزمان رهبر انقلاب/کودتای کشور متبوعشان بودند، فرو رفته بود حاضر نبود به این حقیقت ساده گردن نهد.

روزنامه ارگانش انقلاب اسلامی نام داشت، درست مانند روزنامه الثوره عراق و کتاب فلسفه انقلاب ناصر و ...

اما مشکل این بود که  رهبر راستین انقلاب کسی دیگر بود و پست ریاست جمهوری و سخنوریهای ضدامپریالیستی و اطوار انقلابی، نمی توانست وی را در جایگاه رئیس جمهور/رهیر انقلاب بنشاند.

هرچند برخی از مهمترین کلیدواژه هایش نظیر منافقین نامیدن سازمان رجوی و تز موازنه منفی به عنوان زیربنای سیاست نه شرقی نه غربی، به شیوه ای برگشت ناپذیر وارد ادبیات سیاسی نظام جدید شد.

بنی صدر سرانجام مغلوب تضاد میان واقعیت های موجود و پنداشت های خود شد و در بازی سیاست با روحانیت به آسانی عرصه را باخت، تا صعود و سقوط برق آسایش به نحوی یادآور دستور کار آشنای " سنی گتیرن سنه دییر گت" شود*

* در آخرین روزهای حکومت فرقه دمکرات آذربایجان، پیشه وری خشمگین از بی وفایی مسکو به کنسولگری شوروی در تبریز رفت و به کنسول پرخاش کرد... قلی اوف در را باز کرد و با علامت بیرون رفتن به وی گفت: سنی گتیرن سنه دییر گت! کسی که تو را آورد به تو میگوید برو!

بدون آنکه قصد مقایسه میان بنی صدر و پیشه وری را داشته باشم، این مثل تاریخی را از باب مصداقیت آن در شرایط قدرت بادآورده و لرزان، آوردم.

صلاح‌الدین خدیو
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان