کد خبر: ۳۰۳۶۰
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۰-13 May 2022
شیرین ابوعاقله، هاله‌ای از مهربانی بر شخصیتش سایه داشت.
بی‌اندازه انسانی، در گیرودار یک وضعیت غیرانسانی. او گزارش‌گری پرشور و حرارت است، و شور و شوقش انعکاس آمیزه‌ای رشک‌انگیز از عشق و درد برای وطن رنجیده‌ی خود است.

 به نقل از سرویس ترجمه شفقنا، مروان بشارة در نوشتاری در الجزیره انگلیسی با عنوان« شیرین: صدای قربانیان بی‌صدا» این گونه آورده است:

آمادگی ندارم که درباره شیرین با افعال زمان گذشته حرف بزنم. امروز نمی‌توانم. شاید هیچ‌گاه نتوانم. شیرین ده‌ها سال است که وحشی‌گری اشغال‌گران اسراییلی را گزارش کرده است، و سر آخر قربانی جنون خون‌بار همین اشغال‌گران شد؛ جنونی که عمرش را صرف افشای آن کرد.

نام خانم أبوعاقله در همه‌جای جهان عرب آوازه دارد. دور بود ولی از رباط تا ریاض خانه‌ای نبود که خالی از حضورش باشد. او خبرنگار کارکشته‌ای بود که بانگ شجاعانه خود را از فلسطین در سراسر جهان طنین‌انداز می‌کرد. گزارشگران فصلی می‌‌آیند و می‌روند، ولی او شبانه‌روز حضور داشته است، سال به سال، رویاروی اشغالگران وطنش، و صدای فلسطینیان بی‌صدا بود.

شیرین همیشه آن بیان قرص و محکم خود را داشت، یک بیان مطمئن و معتبر. همیشه متین، خوددار، و حواس‌جمع، حتی وقتی با دهشت‌انگیزترین شرایط و خون‌بارترین صحنه‌ها روبرو می‌شد. که افسوس بیش از آنچه تصور شود با چنین شرایط و صحنه‌هایی روبرو می‌شد.

قدم‌ زدنش در خیابان‌های فلسطین و عبورش از میان پس‌کوچه‌های اردوگاه‌های پناهندگان، گفتگویش با جهان که آن اندازه فصاحت، آن قدر شفافیت و صمیمیت داشت، فروتنانه اما جادویی می‌نمود. همیشه دنبال واقعیت و همیشه واقع‌نگر. و بله، همیشه حساب‌شده. هیچگاه عنان از کف نمی‌داد.

شگفتا اگرچه خبرنگار جنگ بود، هاله‌ای از مهربانی بر شخصیتش سایه داشت. بی‌اندازه انسانی، در گیرودار یک وضعیت غیرانسانی. او گزارش‌گری پرشور و حرارت است، و شور و شوقش انعکاس آمیزه‌ای رشک‌انگیز از عشق و درد برای وطن رنجیده‌ی خود است.

چه برازنده که شیرین در قلب فلسطین به دنیا آمده است، در قدس، درست پس از حمله و اشغالگری اسراییل در سال ۱۹۶۷. او که در میان خانواده‌ای مسیحی از اهالی بیت‌لحم رشد یافت در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل کرد، ولی ابتدا در «آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی» (انوروا) و سپس در سازمان «مفتاح» برای ترویج گفتگو و دموکراسی فعالیت کرد، و در نهایت مشغول روزنامه‌نگاری تمام‌وقت شد.

شیرین در سال ۱۹۹۷ خودش را وقف خبرنگاری کرد، یک الجزیره‌ای شد، و به مدت ربع قرن بر برهه‌ای تاریک از تاریخ نور افشاند، و همیشه وقت خود را سخاوتمندانه صرف می‌کرد و از هیچ چیز مضایقه نمی‌کرد.

او که پای ثابت فضای رسانه‌ای عرب‌زبان بود و همیشه در صف مشاهیر حرفه‌ی خودش به شمار می‌آمد، کسی بود که الجزیره را الجزیره کرد، و فضای گزارش‌گری از قلب جهان عرب را فراهم ساخت.

شیرین یک خبرنگار جنگی بوده است، بله، ولی ده‌ها سال است که یک خبرنگار کاونده هم بوده است و درباره صحنه‌های جرم گزارش داده است، مدرک جمع کرده است، سرنخ به دست آورده است، و مجرمان را برملا کرده است.

شبیه خواب و خیال است دیدن فیلم‌های قدیمی شیرین جوان که با اطمینان و آرامش حرف می‌زند و پا به سن گذاشتن زیر سایه اشغال، یا بلکه باید بگویم، بر فراز یک اشغال‌گری را شرح می‌دهد؛ یک اشغال وحشیانه که هم الان بیش از نیم‌قرن به درازا کشیده است و هیچ پایانی هم نمی‌نمایاند.

کاش نگذاریم خاطره‌ی شیرین با کلیشه‌ها و گمان‌پردازی‌ها درباره مرگش کدر شود. شیرین کلیشه‌بردار نیست. او قربانی اشغال‌گری اسراییل است، فارغ از اینکه چه کسی یا کدام سرباز ماشه را کشیده است. انگار که قتل او در بامداد بس نباشد، قوای امنیتی اسراییل بعدازظهر به خانه‌اش یورش برد. چرا؟ چون ذاتشان همین است. تا جایی که به ما هوادارانش، دوستان و خویشانش مربوط است، بیایید او را همانطور عزیز بداریم که ما را عزیز می‌داشت، باشکوه و پرمهر.

شیرین، در عربی، یعنی «جمال پرطراوت». همینطور هم بوده است. امروز به سوگ شیرین نشسته‌ایم، فردا قاتلانش را خوار خواهیم داشت.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان