کد خبر: ۳۰۳۵۵
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۴:۵۸-13 May 2022
میرزا فتحعلى آخوندزاده و میرزا ملکم خان ناظم الدوله
۱. میرزا فتحعلى آخوندزاده 

بستر رشد و بالندگى فکرى

یکى از چهره هاى مشهورى که در انعقاد نطفه مشروطه غربى نقش بسزایى داشته، میرزا فتحعلى آخوندزاده است. وى به سال ۱۲۲۸ در «نوخه» یکى از محلات شکى از ایلات قفقاز، که آن روز جزو ایران بود، متولد گردید.در ۲۲ سالگى به تفلیس آمد و به عنوان وردست عباسقلى بیگ، معروف به «بکى خان»، مؤلف و نویسنده دانشمند و مترجم فرمانفرماى روس در قفقاز، استخدام گردید. در ورقه استخدامى او آغاز خدمتش به تاریخ اول نوامبر ۱۸۳۴ (پس از تصرف خاک قفقاز توسط دولت روسیه) ثبت گردیده است.

در همان مدرسه اى که میرزا فتحعلى در تفلیس زبان ترکى درس مى داد، با همکار و همفکر ارمنى اشخاچا طور ابوویان (۱۸۱۰ـ ۱۸۴۶) دوستى یافت.ابوویان، نویسنده رمان زخم ارمنستان است وى به همان اندازه که میرزا فتحعلى از مسجد بى زار بود، با کلیسا سرستیز داشت. قفقاز در آن روزگار، دروازه تمدّن غرب به ایران به حساب مى آمد; چرا که روشن فکران روسیه به شدت تحت تأثیر پیشرفت هاى غرب قرار گرفته، آثار و کتب اندیشمندان غرب را ترجمه و ترویج مى کردند و پطر کبیر، امپراتور روسیه، درصدد غربى کردن روسیه بود; از این رو، پس از فتح قفقاز توسط روسیه در خلال جنگ هاى ایران و روس، زمینه آشنایى و ارتباط نزدیک ایرانیان با روشن فکران روسیه فراهم آمد. در اثر این آشنایى، اندیشه هاى اصلاحى غربى از طریق زبان و قلم افرادى همچون میرزا فتحعلىبه مناطق داخلى ایران وارد مى شد.


میرزا فتحعلى در اثر مشاهده نابسامانى و عقب افتادگى ملت ایران از ‏قافله تمدن غربى و گرفتارى هاى ایرانیان در عصر قاجار از یک سو، و همجوارى با اصلاحگران غرب زده و سکولار روسى از سوى دیگر، در نسخه هاى به ظاهر شفابخش خویش براى پیشرفت ملت ایران، چند نکته را پیشنهاد مى کرد که در رأس همه آن ها، نفى دین از جامعه قرار داشت. وى دین را افیون دولت و ملت مى شمرد و مى گفت: «یک چند نیز خدمت معشوق مى کنیم با دین و مذهب و با اعتقاد و ایمان زندگانى کرده ایم. 

یک چند نیز براى امتحان، بى دین و بى مذهب و بى اعتقاد و بى ایمان، با معرفت و فیلسوفیت تعیّش بکنیم تا ببینیم حالت ما بدتر مى شود یا بهتر. او همچنین معتقد بود، همچنان که اروپا پس از پشت کردن به دین در عصر نوزایى، به چنین ترقّى خیره کننده اى رسید و از حضیض ذلّت به اوج عزّت نایل آمد، سعادت سایر ملت ها نیز در گرو نفى دین از صفحه زندگى سیاسى و اجتماعى شان مى باشد. از این رو، با صراحت لهجه مى گفت: الآن در کل فرنگستان وینگى دنیا، این مسأله دایر است که آیا عقاید باطله یعنى اعتقادات دینیه موجب سعادت ملک و ملت است یا این که موجب ذلّت ملک و ملت است؟ کل فیلسوفان آن اقالیم متفقند در این که اعتقادات دینیه موجب ذلّت ملک و ملت است در هر خصوص. 

مثلا می‌گفت: بناى تعزیه را روزگارى دیلمیان و صفویان به اقتضاى پولیتکاى خودشان رواج دادند. آن سبب حال از میان رفته، اما به هر کجا مى روى، تعزیه برپاست. مگر مصیبت و درد خود آدم کم است که با نقل گزارش هزارساله اوقات خود را دائماً تلخ بکند و به جهت عمل بى فایده از ‏کسب و کار باز بماند؟ از این تعزیه دارى اصلا نه براى تو فایده اى است و نه به جهت حسین.

۲. میرزا ملکم خان ناظم الدوله

زندگى فردى و سیاسى

در میان روشن فکران غرب زده،میرزا ملکم خاندر رشد مشروطه خواهى، بخصوص در میان طیف فرهنگى و اهل مطالعه آن عصر، نقش مهمى مهمی داشت. او پسرمیرزا یعقوب ارمنى و متولد ۱۲۴۹ ق بود که با حمایت پدر از ده سالگى براى تحصیل علم و دانش به اروپا رفت و در یکى از مدارس فرانسه که در آن در زمینه «پلى تکنیک» و فلسفه علوم سیاسى و مهندسى تدریس مى شد، تحصیل نمود.

وى پس از بازگشت به ایران براى نخستین بار، خط تلگراف بین مدرسه «دارالفنون» و قصر شاهى را راه اندازى کرد، مهارت هاى ویژه او مایه حیرت مردم آن عصر شد، به طورى که آدمیت مینویسد: «این آزمایش هایى که از خواص شیمیایى و فیزیکى در مدرسه و خارج مى کرد، چون براى مردم آن زمان جنبه غرابت و تازگى داشت و جز معدودى از خواص، کسى به علل و اسباب طبیعى آن ـ چنان که باید ـ آشنا نبود، براى او یک امتیاز زبردستى و تردستى و چشم بندى در اذهان ساده تولید کرد.»

اقدامات چشم گیر و قابلیت هاى ممتاز او در کشور به زودى موجب جلب نظر دربار و فرهیختگان کشور گردید. از این رو، به تدریج، با نشر اندیشه هاى اصلاحى خود زمینه مشروطیت را فراهم آورد; از جمله پس از بازگشت از پاریس، رساله اى تنظیم کرد و تحت عنوان کتابچه غیبىبه روى از آنچه در مملکت عثمانى «تنظیمات» خوانده مى شد، اصول و قواعدى براى اصلاح امور پیشنهاد کرد، و به وسیله میرزا جعفرخان مشیرالدوله به ناصرالدین گفته شد. 


‏دومین اقدام مهم ملکم تأسیس فراموش خانه بود. او براى اولین بار، بین سال هاى ۱۲۷۶ و ۱۲۷۷ قمرى نخستین لژ فراماسونرى را در ایران تأسیس کرد. گرچه پس از مدتى فراموش خانه ملکم با درخواست حاج ملّاعلى کنى از ناصرالدین شاه تعطیل گردید، ولى پس از مدتى لژ مجمع و جامع «آدمیت» بر اساس تعالیم ملکم شکل گرفت که در این میان، «جامع آدمیت»، که متشکّل از طرفداران اندیشه ملکم بود، در بسیارى از وقایع پیش از مشروطه دخالت جدّى داشت.

وى در مدتى که در ایران به سر مى برد، در انعقاد قرارداد «رویتر» نقش مهمى ایفا نمود. قرارداد «رویتر» قراردادى بود که با همکارى ملکم ومیرزا حسین خان سپهسالاربه بارون ژولیوس رویترو اگذار گردید. به موجب آن، حق بهره بردارى از مراتع، معادن، جنگل ها، اراضى حاصلخیز، گمرک هاى جنوب، انحصار کشیدن خطوط مخابرات و راه آهن و... به مدت هفتاد سال در ازاى دریافت یک وام ۲۵ ساله با بهره ۵ درصد واگذار گردید.
روزنامه قانون را تأسیس کرد و در آن به نکوهش حکومت قاجار و وزراى فاسد ناصرالدین شاه پرداخت. در طول این مدت، وى افکار خود را در روزنامه مى نوشت و راه کارهاى پیشرفت و تمدن را به ایرانیان ارائه مى کرد. از واکنش افراد در قبال سکوت یک ساله ملکم در مورد اصلاحات در ایران به دست مى آید نوشته هاى او نقش مهمى در تکوین نهضت و اندیشه هاى ترقى خواهانه بزرگان ایران داشته است.
روزنامه قانون در ایران توسط همکار ملکم، میرزا آقاخان کرمانى، توزیع مى شد.

ملکم در مقالات این روزنامه، طرح نظم نوین اداره ایران را ارائه مى کرد تا بدین وسیله، کشور از ‏عقب افتادگى و واپس ماندگى در آمده، به پیشرفت هاى غرب نزدیک گردد. نظام مورد نظر ملکم نظام سلطنت مشروطه بود. وى معتقد بود براى ترقّى ایران، چاره اى جز تغییر ساختار نظام حکومتى از سلطنتى مطلقه به مشروطه نیست; همان گونه که غرب نظام سلطنتى فئودالیته را کنار نهاد و به جایش نظام مشروطه را جایگزین کرد و در نتیجه، به تمدن خیره کننده اى دست یافت، رشد تمدن ایران نیز در گرو همین تغییر است.

نظام مشروطه مورد نظر ملکم داراى سه رکن اساسى مجلس، هیأت وزرا و شخص شاه بود که در این میان، مجلس در رأس سایر قوا بود، به گونه اى که مجلس علاوه بر وضع قانون قدرت نظارت بر اجراى قانون را در دست داشت و مى توانست وزرا را استیضاح و عزل کند. در حقیقت، وى حکومت را همچون نظام لیبرال ـ دموکراسى غرب کاملا برخاسته از رأى مردم و تمام قوّت آن را در نمایندگان مردم متمرکز مى نمود. 

وى بحث «سلطنت مشروطه» و «مجلس شوراى ملّى» را پس از ۱۳۰۰ هـ.ق ـ یعنى ۲۴ سال پیش از انقلاب مشروطه ـ بیان کرد و در سال ۱۳۰۲ ق کتابچه کوچکى در مورد «قوانین اساس دولت و قوانین اداره مملکت» نوشت که میرزا محمدعلى خان فرید الملک، منشى سفارت ایران در لندن در یادداشت هاى روزانه خود (۱۶ شعبان ۱۳۰۲) مى نویسد: کتابچه مزبور با این عبارت شروع شده بود: «[در] دول منظم دو قوانین هست. یکى قوانین اساس دولت و دیگر قوانین اداره مملکت، و پس از آن بیان سلطنت مشروطه و سلطنت مطلق بود.» 

‏ملکم قایل به دو مجلس یکى «مجلس اقطاب» و دیگرى «مجلس وکلاى ملّت» بود. از ظاهر کلامش برمى آید که وى معتقد بود: اعضاى «مجلس اقطاب» لزوماً نباید توسط ملت تعیین شوند، ولى اعضاى «مجلس وکلاى ملت»، که گاه از آن به «مجلس شوراى کبراى ملّت» یاد مى کرد، مى بایست توسط مردم انتخاب شوند. 

از این رو، در روزنامه قانون (رمضان ۱۳۰۹) مى گوید: «به اقتضاى یک قرار مطلق، تشخیص و تدوین و استقرار قوانین باید حکماً به مشورت و به تصدیق دو مجلس دوگانه باشد: یکى مجلس وکلاى ملت که خود ملت انتخاب مى کند; و یکى دیگر مجلس اقطاب که مرکّب است از فضلا و کمّلین قوم وى در روزنامه قانون (ذیحجه ۱۳۰۷) وظیفه مجلس شوراى ملّى و خصوصیات نمایندگان را چنین ذکر مى کند: «باید اقلا صد نفر از مجتهدین بزرگ و فضلاى نامى و عقلاى با معرفت ایران را در پایتخت دولت در یک مجلس شوراى ملى جمع کرد و به آن ها مأموریت و قدرت کامل داد که اقلا آن قوانین و آن اصولى که از براى تنظیم ایران لازم است، تعیین و تدوین و رسماً اعلام نمایند. 

ثانیاً، موافق یک قرار مضبوط، خود را، یعنى آن مجلس شوراى ملى را، مواظب و مراقب و موکّل اجراى قانون قرار بدهند. بدون این شرط آخرى، یعنى بدون وجود یک مجلس ملّى، که دائم مراقب اجراى قوانین باشد. بهترین قوانین دنیا بى اثر و بى معنى خواهد ماند.» وى اساساً از یک خاندان ارمنى و پرورش یافته مدارس ارامنه فرانسه به شمار مى آمد. از این رو، هیچ گونه دل بستگى به اسلام نداشت. ولى به دلیل دینى بودن جامعه ایران، صلاح نمى دید با احساسات دینى مردم روبه رو گردد.

‏او خطاب به آخوندزاده مى نویسد: «تو، میرزا فتحعلى! بدان که به دین هیچ یک از ایشان نباید بچسبى و نباید به ایشان بگویى که اعتقاد شما باطل است و شما در ضلالت هستید... تو بدین شیوه ناملایم براى خود هزار قسم مدعى و بدگو خواهى تراشید و به مقصود خود هم نخواهى رسید. هرکس از ایشان از روى لجاجت و عناد حرف تو را بیهوده و دلایل تو را پوچ خواهد شمرد و زحمت تو عبث و بى جا خواهد شد. چرا به دین ایشان مى چسبى؟ تو دین ایشان را کنار بگذار و در خصوص بطلان آن هیچ حرف مزن. از آن زمان تاکنون با کسر عظیمی از حرکت های رو به جلو، انگار که هنوز اوان مشروطه است، ما همچنان درگیر آرزوهای مشروطه به سر می بریم! قانون و تفرق قدرت! با این تفاوت که اینجا دیگر صحبت از فقدان قانون نیست، فریاد از بر زمین ماندن آن است! 

منابع : 
اندیشه هاى میرزا فتحعلى آخوندزاده/ فریدون آدمیت

تحولات فکرى و اجتماعى در جامعه فئودالى ایران / محمدرضا فشاهى

تاریخ تحوّلات سیاسى ایران / موسى نجفى و موسى فقیه حقّانى

تحقیق در افکار میرزا ملکم خان ناظم الدوله/ فرشته نورایى 



Samuel

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان