کد خبر: ۳۰۳۰۰
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۲۳-08 May 2022
بحران نان در دوره قاجار چندین بار شکل گرفت، در این بلواها زنان دارای نقشی برجسته بود‌ه‌اند، این نقش برجسته باعث شده است تا برخی زنان را پیش‌قراول اعتراضات اجتماعی در ایران دوره‌ی قاجار بدانند.
اینبار همه چیز از ظهر ۲۰ اسفند ۱۲۳۹ خورشیدی شروع شد، وقتی که ناصرالدین شاه پس از چند روزی که به قصد شکار به جاجرود رفته بود، باز می گشت، حدود شش هزار زن در حالی که مانند مراسم عزا به روبندهای خود گل زده بودند جلوی محافظان و فراشان ناصرالدین شاه را گرفتند.

شاه در ابتدا ترسیده بود و دستور حرکت به درون کاخ را داد و از این رو فراش‌ها مجبور شدند که با خشونت زنان را کنار زنند، اما قدرت زنان بیشتر بود، آنان با سنگ و چوب بر قدرت شلاق فراشان فائق آمدند و کالسکه سلطان صاحبقران در انبوه زنان معترض گیر کرد.

زنان که حالا شاه وحشت‌زده را در نزدیکی خود می‌دیدند به کالسکه نزدیک شدند و اعتراض خود را با عصبانیت بسیار بیان کردند، هینریش بروگش سفیر وقت پروس در ایران نقل میکند که: "زنان فریاد می‌زدند که ما و بچه‌هایمان گرسنه‌ایم و چند روز است که نان نیست و جای نان آشغال و کثافت می‌خوریم ...

...ناصرالدین شاه قاجار که سخت نگران شده بود تنها توانست با وعده رسیدگی فوری به شکایت زنان راه را برای خود باز کند تا کالسکه به سرعت به درون قصر وارد شود.

اما همراهان شاه که به دنبال کالسکه سلطنتی در حرکت بودند این شانس را نداشتند که از دست زنان به سلامت بگذرند، در این میان وضعیت کامران میرزا که وزیر جنگ و فرزند شاه بود از همه بدتر به پایان رسید.

معروف بود که کامران میرزا انبارهای بزرگی مملو از گندم دارد و در این انبارها را بسته است که قحطی شود و گندم خود را گران‌تر بفروشد. همین شهرت کافی بود که زنان تهران وزیر جنگ دربار را از اسبش به زمین بیاندازند و او را مفصل کتک بزنند. وزیر جنگ توانست با سر و صورت خونین به دربار باز گردد. همراهان شاه و فراشان که وضع پذیرایی بانوان را از وزیر جنگ دیدند، فرار از میدان اعتراض را بر قرار ترجیح دادند.

روز بعد، آتشی که زنان تهران در انداخته بودند شعله‌ی بیشتری گرفت، جمع بسیاری از مردان و زنان از صبح شروع به اعتراض کردند و از ظهر به سوی ارگ سلطنتی راه افتادند، فراشان نتوانستند مانع از ورودشان به کاخ شوند، در این روز نیز زنان مثل روز قبل در صف نخست اعتراض بودند.

مردم حالا در میدان بزرگ وسط ارگ بودند و اعتراض خود را فریاد می‌زدند تا مگر به گوش صاحبقران برسد، نتیجه‌ی اعتراض، اعدام محمودخان نوری؛ کلانتر تهران بود و دستوراتی از سوی شاه برای پایین آوردن قیمت نان(قیمت نان در ابتدا ۵شاهی بود که بعد از قحطی به ۲۰شاهی رسید، بعد از دستور ناصرالدین شاه قیمت به ۱۶شاهی کاهش یافت اما در واقع وزن نان نیز به ۳چارک کاهش پیدا کرد) که البته باز هم تاثیری مقطعی داشت و قحطی دیگری مدتی بعد دوباره فرا رسید.




کانال مشروطیت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان