کد خبر: ۳۰۲۱۲
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۲:۱۲-30 April 2022
شاهنامه پر از شخصیت است. پر از اسم های آشنا و ناآشنایی که هر کدام بخشی از داستان ها را جلو می برند و پای شما را به دنیاهای جدیدی بازمی کنند.
شخصیت های شاهنامه به نظر خیلی پراکنده می آیند اما همه آنها را می شود در پنج گروه اصلی جای داد. پهلوانان، پادشاهان، مردم عادی، ضد قهرمانان و غیرانسان ها (که شامل حیوانات، دیوها و ... می شود). با هم نگاهی می کنیم به مهمترین و اصلی ترین شخصیت های هر کدام از گروه ها.

پهلوانان

محبوب‌ترین‌های شاهنامه

پهلوانان در شاهنامه شخصیت های مورد علاقه فردوسی هستند، یعنی او تا جایی که می تواند مواظب شان است که خطا نکنند، راه درست بروند، جوانمرد باشند و ... آنها مردمدار و عاشق وطن هستند و البته زور بازویشان، جهان را خیره می کند. اگر گاهی اشتباهی هم بکنند (مثل فرزندکشی در داستان رستم و سهراب) چنان داستان رمانتیک می شود که دلتان برای رستم غنج می رود و بد و بیراه می گویید به سهراب مغرور و افراسیاب مکار!

مسلما محبوب ترین پهلوان و قهرمان فردوسی در شاهنامه خود رستم است اما به جز او افراد دیگری هم وجود دارند. گرشاسب، زال، سام، گودرز، بهرام، قارن، گیو، گردآفرید، سهراب، اسفندیار و ... همه پهلوان شاهنامه هستند.

رستم

مهمترین چهره شاهنامه، محبوب فردوسی و البته ایرانیان، معنی نامش هم پهلوان و دلیر است. در شاهنامه او را بسیار تحویل می گیرند و حتی زایش او را غیر عادی می دانند و می گویند رستم به شکلی که امروز به آن می گویند سزارین (همان رستم زای خودمان) به دنیا آمده.

نیای پدری رستم همگی پشت در پشت پهلوانان اول ایران زمین بودند، بخصوص سام بزرگ که آوازه اش جهانگیر بود. نیای مادری رستم اما چندان خوشنام نبودند! مادر رستم از نژاد ضحاک است. با اینحال رستم چنان آبرویی برای خود و خانواده اش می خرد که کسی یادی از این پیشینه خانوادگی نمی کند.

معروف‌ترین داستان‌های شاهنامه حول محور رستم است، مثل داستان رستم و سهراب که درباره کشتن فرزند نادیده رستم است یا داستان رستم و اسفندیار که درباره کشتن اسفندیار رویین تن است که با تحریک دیگران قصد کشتن رستم را می کند. هفت خوان رستم و عاقبت دردناک او که کشته شدن به دست نابرادری اش شغا است هم جزو ماجراهای رستم اند.

قارن (کارن)

فرزند کاوه آهنگر بود و بسیار دلیر، آنقدر که به او می گفتند«قارن رزم زن» به معنی کسی که دائم در حال جنگ است. قارن پهلوان سپاه ایران از فریدون تا کی قباد بود و در حمله اول افراسیاب به ایران تنها مدافع ایران. قارن دختری داشت به نام «ویس» که داستان هایش با رامین را بعدها در منظومه‌ای عاشقانه به نام «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی نوشته است.

بیژن

ویژگی اصلی اش به جز دلاوری و پهلوانی، اندکی خیره سری بود! عزیزکرده پدرش گیو هم بود. بیژن با آنکه بسیار دلاور و قوی بود ولی ذهنی عاشق پیشه و البته نه چندان باهوش داشت، به همین دلیل راحت فریب می خورد. داستان عاشقانه بیژن و منیژه شرح عاشقی بیژن است، آن هم عشق چه کسی؟ منیژه دختر افراسیاب! دشمن قسم خورده ایرانیان.

اسفندیار

او فرزند پادشاه ایران گشتاسب است. در زمان پدر او، زرتشت ظهور می کند و طی ماجراهایی اسفندیار توسط زرتشت رویین تن می شود. در شاهنامه اسفندیار و رستم چند بار به جنگ هم می روند و عاقبت رستم که پهلوان کهنسالی شده، اسفندیار جوان را شکست می دهد چون توسط سیمرغ می فهمد که چشمان اسفندیار رویین نشده و به این خاطر، تیری به چشمان او می زند و برنده میدان می شود.

ضد قهرمان‌ها

معمولا در همه داستان ها شخصیت‌هایی هستند که مقابل قهرمان یا قهرمان های اصلی قرار می گیرند و به جذابیت داستان می افزایند. در شاهنامه هم همین اصل رعایت شده و برخی از این ضد قهرمانان چنان خوب شخصیت پردازی شده اند که در ذهن خیلی ها ماندگار مانده اند. انتخاب معروف ترین ضدقهرمان شاهنامه از بین ضحاک و افراسیاب کار دشواری است، هر چند اینها رقبایی مثل سلم، تور، شغاد و ... هم دارند.

ضحاک

نماد شر و نفرت، ظلم و سیاهی و تمام آنچه بدی است! پرش مرداس تازی حاکم دشت نیزه وران بود که اتفاقا آدم بدی نبود ولی ضحاک قساوت را تمام می کند، فریب ابلیس (به عنوان شر مطلق) را می خورد و پدرش را می کشد؛ کاری بی سابقه (نماد بی حرمتی در شاهنامه). ضحاک وقتی به تخت ایران زمین می نشیند یک بار دیگر هم فریب ابلیس را می خورد و ماردوش می شود و مغز جوانان را می خورد. عاقبت هم با قیام مردمی کاوه و همراهی فریدون کارش به اتمام می رسد.

افراسیاب

او بزرگترین پادشاه توران است. افراسیاب آنقدر از ایرانیان کینه دارد که به هر بهانه ای به ایران حمله می کند. در اولین حمله اش هم نوذر پادشاه ایران را می کشد و موفق می شود بر تخت شاهی بنشیند و اگر دلاوری قارن و زال و کشواد نبود، ایران از دست رفته بود.

شغاد

او قاتل قهرمان اول شاهنامه، یعنی رستم است. شغاد نابرادری رستم و فرزند زال بود اما از مادری که کنیز او بود، متولد شد. او داماد شاه کابل شده بود ولی همیشه به پهلوانی های رستم حسادت می کرد و همین حسادت آخر سر کار دستش داد و شد قاتل رستم.

عجیب‌ترین‌های شاهنامه

موجودات غیرانسانی نقش های فرعی اما گاه مهمی در داستان ها دارند. موجوداتی مختلف، از حیوانات واقعی مثل اسب (رخش، سمند و شبرنگ) بگیرید تا دیو (اکوان دیو و دیو سپید) و اژدها (اژدهات و اژدهای هفت سر) حتی خود ابلیس و ... این موجودات معمولا نقش اول داستان را ندارند اما در برخی داستان ها در نقش هایی بسیار کلیدی ظاهر می شوند.

سیمرغ

پرنده ای عجیب، با ظاهری که ترکیبی است از بال های عقاب، چهره ای شبیه به سگ یا گرگ و پنجه شیر. او از داستان زال وارد شاهنامه می شود؛ وقتی پدر زال با بی مهری فرزندش را رها می کند، سیمرغ او را بزرگ می کند و از آن به بعد سیمرغ راهنمای زال و فرزند او رستم می شود.

سیمرغ با انسان ها صحبت می کند، با آتش زدن یکی از پرهایش پیدا می شود و محل زندگی اش هم البرز کوه است. البته در کتاب های دیگر مثل منطق الطیر عطار، سیمرغ جور دیگری ترسیم شده.

رخش

اسب مخصوص رستم. وقتی رستم به سن و سال جنگ رسید هر اسبی سوار می شد، هیچ کدام نمی توانستند وزن او را تحمل کنند اما ناگهان چوپانی پیدا شد که گفت اسبی دارد که قیمتش خاک ایران است و به شرطی اسب را به او می دهد که ایران را از چنگ تورانیان که آن زمان در اشغال افراسیاب بود، آزاد کند. اینگونه رخش شد یار و همدم رستم، تا جایی که بعضی وقت ها حتی جان او را هم نجات می داد.




کانال خردسرای فردوسی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان