کد خبر: ۳۰۲۰۰
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۱:۰۶-29 April 2022
با این سوال شروع کنیم که چرا باید در مورد چنین موضوعی حرف بزنیم؟ آیا صحبت در مورد این چیزها نوعی ترویج خرافه نیست؟‏
مرگ یکی از مهمترین موضوعات زندگی بشره... صرف نظر از اعتقادات دینی، هر فهمی از مرگ می‌تونه زندگی در این جهان رو عمیقا تحت تاثیر قرار بده (چنانکه بسیاری بعد از این تجربه‌ها دچار تحولات جدی شدند). هیچ انسان عاقلی نمی تونه در مقابل چنین ادعاهای بزرگ و مهمی بی‌تفاوت باشه.

آیا چنین چیزهایی نوعی کلاهبرداری نیست؟

تعداد این گزارش‌ها اونقدر زیاده که عملا باید فرضیه ساختگی بودن اونها رو کنار گذاشت. کلیت وقایعی که در زمان‌ها و مکان‌های متفاوت برای افراد مختلف (از یک قرون وسطایی تا یک بازیگر امریکایی تا یک زن هندی...) اتفاق افتاده نمی‌تونه ساختگی باشه.‏

علم پزشکی چه موضعی دارد؟

فیزیکالیست‌ها معتقدند چنین اتفاقاتی محصول کمبود اکسیژن در مغز هستند. اونها دیده شدن تونل نور و احساسات افراد را با واکنش‌های بیوشیمی توضیح می‌دهند. با این حال چنین نظراتی یک نقص بزرگ دارند: موادی مثل «اندورفین» نمی‌توانند از زمان و مکان دیگر خبر دهند.‏

اگر چنین تجریباتی حاصل بیوشیمی مغز نیستند پس چرا داروهای روانگردان تجربیات مشابهی خلق می‌کنند؟ فیزیکی بودن بخشی از یک رفتار لزوما جنبه متافیزیکی اون رو نفی نمی‌کند. مثلا می‌توان گفت چنین موادی باعث غیرفعال شدن بخش‌هایی از مغز و کاهش وابستگی روح به بدن می‌شوند.

‏آیا چنین تجربیاتی نشانی از حقانیت مذهب شیعه نیست؟

افراد مختلف با ادیان و عقاید گوناگون تجربیات متفاوتی داشتند و با چهره‌های مختلفی صحبت کرده‌اند. (ولی برنامه به این موارد نمی‌پردازد!). بعضی بودا را دیده‌اند برخی مسیح و برخی خود خدا! بعضی از شفاعت می‌گویند و معدودی نیز از تناسخ.

اگر تجربه هر شخص متناسب با شخصیت و هویت اوست آیا می‌توان آنها را خواب نامید؟

خواب افراد عموما شخصی است ولی عمده این تجربیات ساختار مشابهی دارند. ضمن اینکه توصیفات تجربه‌گران چنان دقیق جزیی و همراه با روابط علی و معلولی است که اونها رو از خواب و توهمات آشفته متمایز می‌کند.

در این صورت آیا می‌توان چنین تجربیاتی را محصول ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها دانست؟

بله اما مشروط به اینکه بتوان توجیه قانع کننده‌ای برای چگونگی اطلاع افراد از زمان و مکان‌های دیگر ارائه داد. در حال حاضر چنین توضیحی وجود ندارد.‏

چرا برخی روحانیون با چنین تجربیاتی مشکل دارند؟

اگر چه کلیت این تجربیات دینی است ولی انطباق دقیقی با اعتقادات هیچ دینی ندارند. طبیعی است که روحانیون نگران زیرسوال رفتن عقاید و روایات خود هستند. بااین حال صدها شاهد زنده حتما به اندازه روایات هزارساله و بعضا جعلی ارزش بررسی دارند.‏

چرا برخی دانشمندان با چنین ادعاهایی مشکل دارند؟

به طور مشابه آنها نیز نگران زیرسوال رفتن چارچوب‌های فکری خود هستند. نگاه ماتریالیستی اگر چه برای بسیاری از پدیده‌ها جواب قابل قبولی داشته ولی در اینگونه موراد (رویاهای صادقه، تجریبات نزدیک به مرگ) فعلا پاسخ قانع‌کننده‌ای ندارد.

‏آیا اساسا می توان از علم تجربی انتظار توضیح چنین پدیده‌هایی را داشت؟

علم تجربی ماهیتا در تایید یا رد قطعی متافیزیک ناتوان است. اما این به این معنی نیست که نمی‌تواند هیچ شاهدی جهت اثبات یا رد ادعاهای ادیان (که حالا جنبه‌های تجربی قابل بررسی هم دارند) ارائه کند.‏

‏حرف آخر؟
به نظر می‌رسد هر سه رویکرد مادی، ‌روانشناختی و دینی تنها بخشی از مسئله را توضیح می‌دهند و از توضیح بخش دیگر عاجزند. هر چند رویکرد دینی اندک شرایط بهتری دارد اما باید توجه داشت که کلیت دین در این فضا با آنچه به نام دین می‌شناسیم تفاوت‌هایی دارد: 

دین در اینجا نه یک دین ماشینی و فقهی در انحصار یک گروه یا فرقه خاص بلکه دینی عمیقا انسانی است که با درونی‌ترین نیات افراد سر و کار دارد... چنین دینی را می‌توان تجلی مفهوم «خوبی» با همه گستردگی معنایی آن دانست. 

حسن جهان

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان