کد خبر: ۳۰۱۷
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۲-01 October 2018
یکی از اصحاب رسول الله به نام "سهل‌بن‌سعد" نقل می‌کند:

عصر اسلام: وارد شام شدم و دیدم مردم جشن با شکوهی گرفته‌اند.
پرسیدم:
((امروز که عید نیست! چرا چنین جشنی گرفته‌اید؟))
پاسخ دادند:
((سر حسین ، فرزند رسول‌الله را از کوفه به شام هدیه می‌آورند.))
گفتم:
((شگفتا ! سر فرزند رسول الله را می‌آورند و شادمانی می‌کنید!؟))

یک کاروان از دروازه ساعات دمشق وارد شد. سری که شباهت بسیاری به رسول‌الله داشت را بر نیزه دیدم. پشت سر نیزه‌دار نیز اهل‌بیت حسین، بر شتران عریان نشسته بودند.
نزدیک کاروان رفتم و از یکی از بانوان پرسیدم:
((نام تو چیست؟))
پاسخ داد:
((سکینه ، دختر حسین))
گفتم :
((من از یاران جدّت؛ رسول‌خدا تو هستم. هر حاجتی داری بگو انجام دهم.))
دخت حسین فرمود :
((فقط به کسی که سر پدرم را بر نیزه دارد بگو کمی جلوتر برود تا مردم مشغول دیدن سر او شوند و ما را نبینند! ما محارم رسول‌الله هستیم.))

نزد سربازی که سر حسین را بر نیزه داشت رفتم و گفتم:
((به تو چهارصد درهم می دهم ، فقط کمی جلوتر از اهل‌بیت حسین حرکت کن.))
نیزه دار هم قبول کرد و جلوتر رفت.
ترجمه مقتل خوارزمی ، صفحه ۲۶۰
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان