کد خبر: ۳۰۱۳۹
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۸:۲۳-24 April 2022
سوال : آیا شاه ( بعد از خروج از ایران ) نسبت به کسانی که در ایران رها کرده بود احساس شرمندگی داشت یا نه ؟
سید حسین نصر : ... بعد از خروج شاه از ایران ، من ایشان را در ۳ جا دیدم : مراکش و بعد مکزیک و آمریکا .این ۳ جا وضع به این صورت بود که آدم حس می کرد که شاه خودش را در یک وضعیت عاجزانه می بیند ، یعنی احساس عجز می کند و به همین جهت امکان اینکه همه را نجات دهد برایش نیست.

یک عده ای انتقاد می کنند که چرا ایشان زودتر اعلام نکرد که می خواهد از ایران برود و اطرافیان هم مثلا موقعیت داشته باشند که فرار کنند و یا حتا کسی مثل نصیری ( رئیس ساواک ) که در خارج از ایران بود ، به اینها بگویند که بر نگردند.....من نمی دانم پشت پرده چه بوده ..ولی شاه فکر می کرد اگر از ایران بیاید بیرون ، ارتش خودش از ایران و وحدت و امنیت ایران مواظبت می کند . آن افرادی که در ایران ماندند همین فکر را می کردند . از مرحوم هویدا و روحانی و نیک پی و خیلی از افرادی که در آن دولت ها بودند و از بین رفتند و اعدام شدند همین فکر را می کردند ..

به نظر من شاه آن جور احساس گناه نمی کرد که چرا من همه همراهانم را با خودم نیاوردم ..چنین چیزی را من نه هیچ وقت حس کردم و نه شنیدم . اما احساس حزن خیلی زیادی در شاه بود... من وقتی رفتم مکزیک ایشان گفتند من وقتی خبر کشته شدن هویدا را شنیدم ، ۲۴ ساعت نخوابیدم . شهبانو هم این حرف را زدند که اصلا شاه از اتاق بیرون نیامدند برای ۲۴ ساعت ، نه صبحانه خوردند ، نه ناهار و نه شام ...به من گفتند مثلا افراد مختلف مثل علامه وحیدی که خیلی مسن بودند و معمر .. این ها را کشتند. خیلی حالت حزن در او بود ولی حالت اینکه چرا من اینکار را نکردم ، نبود . چون فکر کنم ایشان می دانست که نمی تواند کاری بکند...

 آن چند نفری هم که آمدند بیرون بدون شک گرفتاری برایشان پیدا میشد ... من فکر می کنم ایشان به دلایلی که برای من روشن نیست نمی توانست کاری بکند . حالا چرا ایشان نمی توانست به ۲۰۰-۳۰۰ نفر یواشکی بگوید که من دارم می روم و اگر شما خواهید این طیاره هست ، نمی دانم ... بسیاری افراد در خانه هاشان نشسته بودند و می گفتند که من کاری نکردم . ( به خانه هایشان رفتند ودستگیرشان کردند ) مثل عباسعلی خلعتبری وزیر خارجه ، مرد خیلی نجیب و افتاده و از خانواده های معروف ایران هم بود .. اعدام شد چون وزیر خارجه بود ...

آنهایی که در فلسفه سیاسی کار کرده اند .. اینها می گویند که مسئولیت یک شاه یا رئیس دولت این است که همیشه به فکر منافع حکومت باشد .. نه به فکر وفاداری و دوستی .. نمی خواهم بگویم که شاه هیچ جنبه سپاسگزاری نداشت ، نمی شود این حرف را زد . شاه از کسانی که واقعا خادم مملکت بودند سپاسگزاری می کرد ..سپاسگزاری این نبود که مثلا هر سال خلعت بفرستد برایشان ، مثل احمد شاه که هر سال برای پدر من خلعت می فرستاد چون طبیب دربار بود . ولی بالاخره یک توجهی داشتند ، اگر آن شخص مشکلی داشت ، کاری داشت .. دستور می دادند که این ها حل شوند.و اصولا من شاه ایران را کمتر از روسای جمهور آمریکا سپاسگزار نمی بینم ...شما به سلاطین بزرگ ایران هم نگاه کنید .. اینها همه شان دنبال منافع مملکت بودند نه اینکه پشتیبانی کنند از فلان شخص یا وزیر...
.
کتاب : حکمت و سیاست - مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر
خاطرات دکتر سید حسین نصر - ناشر :سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان