کد خبر: ۳۰۰۷۸
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۸:۱۶-20 April 2022
سیره حضرت امام علی (ع) بعد از رحلت رسول الله (ص) نشان دهنده ورود او در مباحث سیاسی و بازبرخورد او در شرائط سخت است.
او کامل‌ترین تربیت یافته مستقیم شخص خاتم الانبیاء (ص) است که بوسیله خدای متعال ادب و اخلاق آموخته که فرمود : من ادب یافته خدایم هستم ". دستور زیبا و موفقیت آمیز "دین خاتم" که با هرعقل و تجربه‌ای هم هماهنگ است در این نکته است که؛ در ورودها "شجاعت" لازم است و درباز برخوردها "حلم" نیاز مبرم شمرده شده است.

مواضعِ ظهورِ شجاعت
 
گرچه ظهور اصلی شجاعت، در میدان جنگ است و آدم شجاع در آن موطن میدان دار است. اما مهم ؛ داشتن شجاعت در تمام مواضعی است که به نوعی ؛ ترس بر نهان آدمی مستولی می‌شود.

از این رهگذر قرآن؛ هر میدانی که خوف زخم دیدن برود ؛ چه زخم شمشیر و چه زخم زبان که منتهی به آبروی آدمی شود، آنجا را میدان نمایش شجاعت و سلحشوری معرفی نموده:《مجاهده در راه خدا دارند از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه آن را به هر‌كس بخواهد [و شايسته ببيند] مى‌دهد؛ ..  یجاهدون فی سبیل الله لایخافون لومه لائم -  مائده ۵۴》

امام علی (ع) در جریان جنگ جمل این آیه را تلاوت نمود و فرمود : "به خدا قسم، با اهل این آیه تا امروز جنگ نشده است!" (الافصاح/۱۲۵) و البته امام باقر (ع) این آیه را منطبق بر سه جنگ حضرت علی (ع) دانسته و فرمود : آن‌ها [که در آیه مطرح هستند]  امیرالمؤمنین علی (ع) و یارانش هستند، زمانی که با گروه‌های ناکثین، قاسطین و مارقین جنگید. (تفسیر البرهان)

باری؛ مهم ترین مانع ظهور شجاعت ؛ زخم زبان است که در رابطه حضرت امیر (ع) ذره ای تاثیرگذار نبود.

مهمترین نمادهایِ شجاعت

۱- شجاعت در گفتار

بیان پیامبر(ص) چنین است که سخن عادلانه در برابر حاکمان و رهبران ظالم جهان ، والاترین جهاد مقدس در راه خداست : "افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر".
واین همان سیره مشترک همه ائمه (ع) است. امام علی (ع) این را وظیفه دانسته و نامه های شجاعانه ان جناب به معاویه گوشه ای از شجاعت او در برابر قدرت نامشروع سیاسی است.

۲- شجاعت درانتخاب حق و عدالت 

صدالبته که در اینجا ؛ خیلی از دوستی ها و بیعت ها و یا هم حزبی بودن ها، به مخاطره می افتد! نمونه اش برنامه و روش سیاسی اجتماعی امام علی (ع) در دوران خلافت بود که چون فقط حق را میدید و عدالت را زمزمه میکرد ؛ طلحه و زبیرها بر سر بیعت خود نماندند ، و بعد از آن خوارج هم در مقابل امام با شمشیر و نیزه به صف شدند.

بله؛ وقتی پوششِ حکومتیِ علی (ع) بر این وزان باشد که دانه ای از دهان موری نگیرد؛ یعنی ساده ترین و بی کس ترین شهروندان جامعه در آرامش کامل ازهمه امکانات بهرمند باشند ، و از سوی دیگر اجازه ماندن یک نفر از کارگزاران فاسد و اختلاس گر عثمانی را در پست و مدیریت ندهد ! خوب روشن است که اینجا عرصه ای است که شجاعتی بیش از شجاعت در میدان جنگ را می‌طلبد. امام علی این را داشت و عالَم و آدم نظاره کردند و ستودند...

شجاعت حکومت علوی (ع) درست برعکس آن حکومت هائی است که ضعیفان متخلف (به تخلف های ناچیز)را به بند می کشد ولی جرات نزدیک شدن به سگ های گرگ دیده فاسد و اختلاس گر را ندارد!

۳- شجاعت در "سکوت "

امام علی (ع) با اینکه محرک های قومی مانند ابوسفیان ها تا ابن عباس ها دارد که پیشنهاد خروج بر خلیفه میدهند ، و نیز عوامل خانوادگی مانند ناراحتی همسرش دختر پیامبر ،(ص) را بهمراه دارد و میتواند از این ابزار نهایت استفاده را نموده و بر رقیب فائق آید ! ولی با شجاعت تمام برای "حفظ دین"؛ سکوت می‌کند! این سکوت را استاد مطهری؛از جنگیدن در میدان سخت تر وکاهنده تر معرفی نموده است.

حلم‌؛ ضرورتِ دیگرِ زمامداری

حلم ؛ بمعنای بُردباری است و در علم اخلاق به "مالکیت بر نفس" که همان مدیریت خویشتن است ، تفسیر شده و چنین آمده ؛ "الحلم بمعنى انضباط النفس و الطبع عن هیجان الغضب و عن الإحساسات، و حصول حالة السکون و الطمأنینة فی مقابل ما لا یلائم الطبع". 

پس آرامش در برابر احساسات و هیجانات و هر بد اخلاقی ، خصوصا در جائی که توان تقاص و انتقام باشد ، جائی است که ؛ "حلم" معنا عینی پیدا میکند. قرآن کریم از پیامبر رحمت (ص) و نیز ابراهیم خلیل (ع) و حضرت اسماعیل به عنوان شخصیت هائی که حلم را به زیبایی نمایان کردند یاد میفرماید : "إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ ؛ همانا ابراهیم داراى صفت حلم و... بود".(هود/۷۵) وبشارت خدا به ایشان درباره فرزندش اسماعیل با این وصف آمده؛ «فبشرناه بغلام حلیم»(صافات/۱۰۱)
و درباره حلم و نرمش پیامبر (ص) هم فرمود؛ «فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك...»(آل عمران /۱۵۹)

ضرورت ویژه حلم

گرچه برای هر انسان پاکی "حلم" وصفی شامخ و اخلاقی است ، اما برازندگی این مقام، برای سه گروه است ؛  قاضی یان ، تاجران و بزرگان جامعه. در فقه ؛ضرورت حلم و خوددار بودن، برای اهل قضاوت و اهل تجارت مطرح است و مرحوم صاحب جواهر در جلدبیست ودوم الجواهرالکلام ، به این ضرورت تصریح نموده است.

و علماء اخلاق نیز؛ برای بزرگان جامعه و حتا رئیس قوم ، حلم را لازم دانسته اند. چراکه صاحب شآن سیادت ؛ با حلم و گذشت و خودداربودن خود، میتواند نسبت به فرد فرد جامعه و یا احزاب و یا  اقوام و یا هر  مجموعه ای که مدیریتش را به عُهده دارد ، موفق باشد.

ضرورت "حلم" برای حاکمان حکومت

 
اگر حلم که همان منش "آرامش وگذشت" است برای رئیس یک قبیله ضرورت دارد، پس حتما برای مسئولان و مدیران و حاکمان و رهبران جامعه ؛ بسیاربسیار ضروری تر و واجب تر است. امام علی (ع) بعنوان والاترین حاکم برحق ، مثال والگوی روشن برای حاکمان و رهبران است. او بر اساس جای جای نهج البلاغه که از چگونگی حلم و خودداری امام علی (ع)  گزارش نموده، مطلقا اجازه فحش و ناسزا به دشمن را نمیدهد. و مطلقا اجازه حریم شکنی فرماندهانش به حقوق شهروندی را نمی‌دهد. و مطلقا اجازه برخورد با خوارج را تا زمانیکه اسلحه بدست نگرفته اند را نمیدهد.

ثمره سیاست‌های بُردبارانه در حکومت

گذشت و عفو ؛ مهمترین ثمره حلم است. در بیان امام علی(ع) ؛ "عفو بی انتهای خدا" نسبت به بندگانش ؛ بر اساس "عظمت حِلم" اوست ؛ آن عظمت عفو و رحمت در گرو این عظمت حلم است : 《 الذی عَظُم حلمه فعفا..》(نهج ، خ ۱۹۱).

در حکومت های بشری ، امیرالمومنین (ع) کمترین خاصیت خوددار بودن حاکمان و مسئولان و کارگزاران را ، در این نکته دانسته است که درصورت خویشتن داری مسئولان جامعه، افکار عمومی به سمت وسوی آن مسئول هدایت خواهد شد و دیری نگذرد که مورد اقبال عمومی و ایجاد یک نیروی کاریزماتیک در میان جامعه میشود :《اول عوض الحلیم من حلمه ان الناس انصاره علی الجاهل..》 (نهج ؛ حکمت۱۹۷).
و این برای مدیریت شهروندان ، نعمتی بی بدیل است.

راه وصول به مقام حِلم
 
در بیان امیرالمومنین در نهج البلاغه ؛ "حلم" ریشه در "علم و درک" دارد و طبعاً ؛ انسان با ارزیابی سطح حلم افراد، میتواند توانائی دانش و دریافت فکری آنان را اندازه گیری نماید ؛ 《 یخبرکم حلمهم عن علمهم ..》 (نهج ، خ/۲۳۹) لذاست که وقتی ما با مراتب بالای "حلم اهل بیت(ع)" در برابر انواع هجمه ها مواجه میشویم ، متوجه میزان آگاهی ودرک آنان نسبت به شرائط و دریافت صحیح فکری شان شده و بدون درنگ  نسبت به "علم و حلم" آن ذوات مقدسه ، اعلان ضعف میکنیم.

درنتیجه هرچه درک و شعور و دریافت شخص از جامعه و مردم بالاتر باشد ، قدرت خویشتن داری او در طوفان های اجتماعی و توقعات شهروندان و انتقادات تند اجتماعی و سیاسی ، افزون تر خواهد شد. در احادیث ، "علم و حلم" ؛ دو وصف کمالی انسان معرفی شده که در کنار یکدیگر قرار دارند. این هماهنگی و ارتباط حتما دارای راز و رمزی است که باید مورد مداقّه قرار گیرد.

پس اگر شخصی ،فاقد علم و دانش و درک باشد، امیدی به بردباری و خودداری او نخواهد بود ، همانطوریکه هر چقدر درک و علم بیشتری، در کسی نهادینه شده باشد ، قطعا دارای بردباری و حلم بیشتر خواهدبود.

امید است؛ حال که رهبران و کارگزاران و مدیران جامعه ما ، که مدعی الگو پذیری از خطوط ترسیمی قرآن و اهلبیت (ع) و خصوصا حکومت علوی (ع) هستند ، در بیان صادقانه و پی گیری و احقاق حقوق شهروندی و برخورد با فساد و توجه وافر به محرومین، حقیقت "شجاعت" را نشان داده ، ونیز؛ در برابر انتقادات و احیانا امواج تند اعتراضی ، فقط شعار "حلم و خویشتن داری" نداده و به حقیقت چنان باشند که نقد و انتقاد سازنده؛ بدون لکنت زبان در برابر همه مسئولان نظام ، از کسی گرفته نشود، ان شاءالله.

هادی سروش

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان