کد خبر: ۳۰۰۳۶
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۶:۰۹-17 April 2022
بانو ولیه صفا ملقب به فروغ‌الملوک (آرمیده در آرامگاه ظهیرالدوله)، و دو نمونه از آثار نقاشی او؛ ولیه خانم صفا، نقاش، موسیقیدان، مشروطه‌خواه، صوفی و شاعر ایرانی اواخر عصر قاجار و اوایل عصر پهلوی، و دختر دوم زنده‌یاد علی‌خان ظهیرالدوله بود.
وی که از هنرمندان و نقاشان برجستۀ دوران خویش محسوب می‌شد، از معدود زنان و یا بنا ببرخی نقل‌ها تنها زنی بود که به شاگردی نقاش بزرگ و نامدار ایران زنده‌یاد استاد کمال‌الملک پذیرفته شد. از این بانوی ایرانی چندین تابلوی نقاشی باقی مانده که از نفایس هنری محسوب می‌شوند.
[این پُست بمناسبت سالگرد درگذشت او (اردیبهشت 1323 خورشیدی) منتشر می‌شود. توضیح اینکه تاریخ عکس ضمیمه: 22 رجب 1329 قمری برابر با سه شنبه 26 تیرماه 1290 خورشیدی است و زنده‌یاد بانو ولیه صفا در این عکس 28 ساله بوده است و تابلوهای نقاشی بدست آمده از او نیز بنا به تاریخ درج شده در کنار امضای "ولیه" در فاصلۀ همین سال تا سال 1336 قمری خلق شده‌اند]

زندگینامه

ولیه خانم صفا در سال 1300 هجری قمری (معادل با 1262 خورشیدی) در تهران بدنیا آمد. پدر وی علی خان قاجار ظهیرالدوله معروف به ظهیرالدوله صفا (جانشبن صفی علیشاه و بنیان‌گذار انجمن اخوت) بود که البته قوام و دوام گورستان ظهیرالدوله به خاطر اوست. مادرش نیز، خانم "توران آغا" نخست ملقب به فروغ الدوله و سپس ملقب به ملکه ایران بود، که یکی از دختران تحصیل‌کرده و آزادیخواه ناصرالدین‌شاه قاجار (گویا دختر هشتم وی) به حساب می‌آمد.

گفتنی است که بانو فروغ الدوله در سال 1313 قمری ملقب به ملکه ایران شد، و از این سال به بعد لقب او به دختر بزرگ او و علیخان ظهیرالدوله، یعنی زنده‌یاد بانو  قمرتاج_صفا (متولد 1260 خورشیدی) رسید که قبلن لقب عزیزالملوک داشت و از این زمان به بعد به لقب مادرش فروغ الدوله ملقب گردید. [بانو قمرتاج صفا یعنی خواهر بزرگ ولیه خانم]

همچنین در همین زمان دختر دوم او، یعنی ولیه صفا (متولد 1262 خورشیدی) به لقب فروع الملوک ملقب شد.

ضمنن سومین و آخرین دختر این خانواده یعنی خواهر کوچک ولیه خانم نیز زنده‌یاد ملکةالملوک یا ملک‌الملوک صفا (متولد 1264 خورشیدی) بود، که او نیز همچون دو خواهر بزرگش در آرامگاه ظهیرالدوله آرمیده است.

[پیش از این عکس معروفی از همسر علی‌خان ظهیرالدوله یعنی ملکۀ ایران با دو تن از دخترانش یعنی: فروغ الملوک و ملک الملوک در حالی که هرسه لباس دراویش پوشیده‌اند، در همین گروه منتشر شده است]

امّا ولیه خانم صفا از کودکی تحت تعلیم پدر خود و معلمین خانگی، ضمن یادگیری خواندن و نوشتن به آموختن هنرهای مختلف نیز اشتغال یافت و از جمله ضمن آموختن خوشنویسی، به همراه برادر بزرگ خود یعنی زنده‌یاد #محمدناصر_صفا ملقب به ظهیرالسلطان [آرمیده در کنار گنبد جبلیه در شهر  کرمان]، به شاگردی استاد کمال الملک پذیرفته شد.

ولیه صفا که از نوجوانی لقب فروغ الملوک یافته بود، گرچه نوۀ ناصرالدین شاه قاجار محسوب میشد، امّا از آنجا که پدر و مادر او در انقلاب مشروطه شرکت داشتند، از جوانی همچون دیگر اعضای خانوادۀ خود، افکار مشروطه طلبانه و آزادی خواهانه یافت و به انجمن اخوت پیوست. چنانکه به هنگام به توپ بسته شدن مجلس ملی، و زمانی که مستبدین به تخریب و غارت خانۀ علی‌خان ظهیرالدوله اقدام کردند، فروغ الملوک نیز در کنار مادر و خواهرانش در منزل حضور داشت و بنا به کتاب "اسناد و خاطرات ظهیرالدوله" [اثر زنده‌یاد استاد #ایرج_افشار]، و منابع دیگر در این واقعه و وقایع پس از آن رنجهای بسیاری متحمل شد.

[در صفحات متعددی از کتاب مذکور و منابع دیگر به فروغ الملوک ولیه صفا و احوال او در آن ایام اشاره شده که بسیار جالب و خواندنی هستند، اما برای جلوگیری از اطالۀ کلام در این پست، از نقل آنها صرفنظر شد، امّا به حول و قوّۀ الهی بعدها این مطالب را جداگانه منتشر خواهم کرد].
امّا با اینکه زنده‌یاد معیرالممالک در یادداشت‌های خویش نوشته است که: «فروغ الملوک هرگز ازدواج نکرد»، و همچنین در برخی منابع دیگر آمده است که: «او را در نوجوانی به عقد سالارالسلطان کرمانشاهی درآوردند»، اما صحیحترین قول، قول گروه دیگری از منابع است که نوشته اند:

«فروغ الملوک ولیه صفا ابتدا با مصطفى خان فروهر دوام السلطنه، فرزند [میرزا محمدعلی‌خان] قوام الدوله ازدواج کرد و حاصل این ازدواج عباس فروهر ملقب به دوام الدوله بود که او نیز از صوفیان پیرو ظهیرالدوله و البته نوۀ او محسوب می‌شد».

[زنده‌یاد #عباس_فروهر ملقب به "دوام الدوله" نیز در گورستان ظهیرالدوله آرمیده است. او که فرزند فروغ الملوک ولیه صفا، و نوه ظهیرالدوله بود و نورچشمی پدربزرگ خویش بحساب می‌آمد در کنار مقبرۀ علی‌خان ظهیرالدوله، در مرکز گورستان یعنی در قطعۀ D، به خاک سپرده شده است].
گفتنی است که مصطفی فروهر، ملقب به دوام‌السلطنه، فرزند قوام الدوله و شوهر نخست ولیه صفا، جد "فروهرها" به شمار می‌رود و از جمله او پدر زنده‌یاد "جهانگیر فروهر" هنرمند برجستۀ تئاتر و سینمای ایران و پدربزرگ بانو "لیلا فروهر" خوانندۀ مشهور ایرانی است.

امّا ولیه خانم صفا پس از چند سال زندگی از همسر اول خود جدا شد و سپس به زوجیت عطاءالله پالیزى وکیل الدوله کرمانشاهى در آمد. گرچه این ازدواج وی نیز دوامی نداشت و وی پس از مدتى با شوى دوم خود نیز متارکه نمود و تا آخر حیات خویش دیگر شوهر اختیار نکرد.

لازم به اشاره است که ماجرای مربوط به یکی از دو طلاق بانو ولیه صفا، با توجه به دامنه‌دار بودن این ماجرا در برخی منابع تاریخ معاصر مورد توجه قرار گرفته است و بعنوان نمونه زنده‌یاد استاد باستانی پاریزی در کتاب خود با عنوان "سنگ هفت قلم"، در همین باره نوشته است:

«ما می دانیم که بعد از مشروطه فروغ الملوک دختر ظهیرالدوله شاهزاده قاجار و پیر صوفیه، با اینکه خود شاهزاده خانم مقتدری بود و هم آزادیخواه و هم تار می زد و خانه آنها در نزدیک گورستان فعلی ظهیرالدوله در شمیران یک پارک بود که امروز دهها خانه از شکم آن خارج شده است، آری این خانم فروغ الملوک نقاش چیره دست برای اینکه از چنگ شوی نابکاری که بر او تسلط یافته بود، نجات پیدا کند نه تنها از مهر و صداق و جهیز و حق و حقوق همه جانبه خود گذشت، بلکه سالها دوندگی کرد و قریب سیصدهزارتومان اواخر عصر قاجاریه هم روی آن گذاشت و به شوهر داد تا راضی به طلاق شد و فروغ الملوک را آزاد کرد. این تازه نتیجۀ مشروطه ای بود که خود و پدرش در راه بدست آوردن آن خانمانسوز شده بودند و در عین حال کسوت فقر و روحانیت عارفانه نیز داشتند...»

امّا پس از طلاق، ولیه خانم بیش از پیش به عوالم صوفیانه و عارفانه روی آورد و از این پس او با پدر خود در خانقاه ظهیرالدوله (در همین محلی که گورستان ظهیرالدولۀ امروزی از بقایای آن بشمار می‌رود)، مقیم شد و زندگى صوفیانه در پیش گرفت. باستانی پاریزی در این مورد نوشته است:
«فروغ الملوك ولیه دختر ظهیرالدوله که از طرف پدر به مقام ارشاد رسید، پس از متارکه با شوهرش تا آخر حیات خود لباس درویشی در بر میکرد و در كسوت درویشى بسر مى‏برد و شعر نیز مى‏سرائید»
در همین ارتباط برخی از مورخین تاریخ صوفیه نیز نوشته‌اند:

«ولیه خانم صفا در سیر و سلوک به درجات بالا رسید و در مقام پیر (مرشد) به ارشاد نوآموزان طریقت می‌پرداخت».
امّا چنانکه آمد: فروغ‌الملک ولیه صفا همچون پدر و مادرش شعر نیز می‌گفت و در این عرصه تخلص "ولیه صفا" را برای خود برگزیده بود (تخلص شعری مادرش، ملکه ایران: "صفا" بود)
این دو بیت از مشهورترین سروده‌های بانو ولیه صفا بشمار می‌روند:
دم به دم، دم به هواى تو غنیمت شمرم
حبّذا شام خوش و روز نکودم بدمم
دم و دودم بتو گرم است، دم از هجر تو سرد
بارالها تو به پا دار همى دود و دمم!
فروغ الملوک ولیه صفا تا پایان حیات خود در كسوت درویشى بسر مى‏برد و مقیم خانقاه پدرش بود.
وی سرانجام در اردیبهشت ماه سال 1323 خورشیدی و در سن 61 سالگی در تهران درگذشت و در جوار مقبرۀ پدر بزرگوارش (در قطعۀ D، شمارۀ 18) به خاک سپرده شد.
بر سنگ قبر او جز نشان کشکول و تبرزین یا آرم انجمن اخوّت این مندرجات به چشم می‌خورد:
«هوالباقی، ولیه صفا فروغ الملوک دختر ظهیرالدوله، تولد: 1262، وفات: اردیبهشت 1323 [خورشیدی]»
نکاتی دربارۀ او و نقاشی‌های او
زنده‌یاد بانو ولیه صفا ملقب به فروغ‌الملوک (یا در برخی منابع: فروغ‌الملک)، که در شعر نیز ولیه صفا تخلص می‌کرد، چنانکه ذکر شد زنی هنرمند، عارف و مشروطه‌خواه بود که در کنار پدر و مادر و برادرانش عضو انجمن اخوت و طرفدار ازادیخواهی و بویژه آزادی زنان بشمار می‌رفت.
در واقع همانطورکه از زندگینامۀ او برمی‌آید و آنطورکه نویسندگانی: چون بدرالملوک بامداد، پوران فرخزاد، بنفشه حجازی و... نیز اشاره کرده‌اند، وی را می‌توان از پیشگامان نوگرائی و مطالبۀ حقوق برابر برای زنان در ایران محسوب نمود.
در این زمینه وی حتی با دو خواهر دیگر خود (یکی بزرگتر و دیگری کوچکتر و هردو چنانکه آمد آرمیده در آرامگاه ظهیرالدوله)، تفاوتهای بارزی داشت و شاید حتی بتوان با توجه به پایدار ماندن ازدواجهای دو خواهر دیگرش (فروغ الدوله و ملک‌الملوک) با شوهرانشان، و ناپایداری ازدواجهای او، راز ناسازگاری او با هر دو شوهرش را در روحیات آزادیخواهانه و برابری‌طلبانۀ ولیه خانم جستجو کرد که در جامعۀ بسته و محیط مردسالار روزگار خود، ظلم به زنان را تاب نمی‌آورد.

امّا چنانکه اشاره کردم، بانو فروغ الملوک افزون بر این که در سیر و سلوک عرفانی مقام مرشدی داشت و در شعر، موسیقی و نوازندگی تار چیره‌دست بود، بطور مشخص در عرصۀ #نقاشی در روزگار خود بانویی برجسته و شاخص محسوب میشد و بویژه در #نقاشی_آبرنگ، فن پرداز بود.
فروغ‌الملک که نقاشی را نزد کمال الملک آموخته بود، چندین تابلوی نقاشی خلق کرده بود که اغلب در نوع خود از شاهکارهای هنری اواخر عصر قاجار و اوایل عصر پهلوی محسوب می شدند و برخی از این تابلوها تا به امروز برجای مانده اند.

از جملۀ این نقاشی‌ها پُرتره هایی از چهرۀ افراد مختلف (از جمله پرترۀ خواهر و برادرانش) است که اغلب به سفارش افراد و خانواده‌های مختلف خلق می‌شدند و نمونه‌هایی از آنها هنوز هم در خانواده‌های ایرانی باقی مانده‌اند. بعنوان مثال باستانی پاریزی نوشته است:

«بنده یک تابلو از ولیه صفا در خانۀ آقای غلامرضا فولادوند دیده ام که تصویر پدر فولادوند است. این بانو خواهر ظهیرالسلطان نقاش که در کرمان به فقر مُرد بود و هردو شاگرد کمال الملک بوده اند».
همچنین یکی دیگر از این تابلوها، تابلوی آبرنگی از چهره برادر بزرگ او، محمدناصرخان صفا ملقب به ظهیرالسلطان بود که اهل فن شیوۀ چهره‌پردازی آن را شبیه به سبک دیگر نقاش برجستۀ عصر قاجار صنیع الملک می‌دانستند. این نقاشی که همانند برخی دیگر از نقاشی‌های بانو ولیه صفا، امضای: «ولیه ۱۳۳۶» را با خط ریزی در گوشۀ خود داشت و زیر نقاشی با خطی درشت‌تر، عبارت: «ظهیرالدوله محمدناصرخان قاجار ایشیک آقاسی‌باشی» نوشته شده بود، در سال 1989 میلادی در حراج کریستی لندن با قیمت سرسام آوری فرخته شد

فاطمه قاضیها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان