کد خبر: ۲۹۹۴۲
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۶:۴۳-11 April 2022
برخی هم‎وطنان که از ناکارآمدی دولتمردان و فشار اقتصادی و سیاسی ناراضی‌اند، به روح «رضاشاه» رحمت می‎فرستند که گویی دوران او، ایران بهشت برین بوده است!
شگفت که اگر به «خودکامگی، کمبود عدالت و آزادی، اعمال فراقانونی و غارت بیت ‎المال» معترضیم، چطور به رضاشاه داریم؟ هم‎زمان با رضاخان، شخصیت ملی دیگری داریم که در شرایطی مشابه او می‌زیسته، اما رویکردی کاملاً متفاوت داشته است: «ستارخان». 

وقتی انقلاب مشروطه به پیروزی رسید، رضاخان ۲۹ ساله و ستارخان نزدیک چهل ساله بود. هر دو از طبقه محروم روستایی برخاسته و به شهر آمده بودند، ستّار از قره داغ آذربایجان بود و رضا از آلاشت سوادکوه مازندران. هر دو به خاطر فقر، سختی‎های زیادی کشیده بودند، هر دو از سواد کلاسیک بی‌بهره بودند؛ بنابراین تقریباً در شرایط و زمانه‌ای همسان می‎زیستند، اما مسیر زندگی، نقش و عملکرد آنان بسیار متفاوت بود. 

رضاخان پیش از انقلاب مشروطه به خدمت نیروی قزاق درآمده بود: نیرویی روسی در خدمت شاه مستبدّ قاجار و مقابل مشروطه‌خواهان؛ که محمدعلی شاه با همین نیرو به فرماندهی لیاخوف روسی، مجلس را به توپ بست. با پیروزی انقلاب اکتبر روسیه، این نیرو رها شد و انگلیسی‌‎ها با ترفندی آن را در اختیار گرفتند و رضاخان به خاطر قلدری و قد رشیدش، مورد توجه افسران انگلیسی قرار گرفت. او که شجاعت کم‎ نظیری داشت، مدتی محافظ فرمانفرما، وزیر جنگ کابینه حسن مستوفی بود و در سفر به کرمانشاه در گردنه زاگرس، با اشرار درگیر شد و با مسلسل ماکسیم آن‎ها را تار و مار کرد که به او لقب «رضا ماکسیم» دادند و چون مسئول نگهداری شصت‎ تیرها بود، «رضا شصت‎تیر» هم خوانده می‌شد. 

رشادت‎های او در راستای مأموریت‎‌های واگذار شده از سوی فرماندهی قزاق بود و هرچه موفقیت بیشتری کسب می‎کرد، خوی نظامی‌‎گری و قدرت طلبی‌اش نهادینه‌تر می‎شد. از مأموریت‎های او سرکوب جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان بود. بعد از سرکوب جنگل، با صلاح‎دید ژنرال آیرون ساید و همراهی سید ضیاء، به قصد کودتا عازم تهران شدند و پایتخت را اشغال و حکم صدراعظمی سید ضیاء را گرفتند و رضاخان وزیر جنگ شد. 

بعد هم با کنار زدن قاجار، دوباره سلطنت مطلقه را بنا گذاشت و حکم به نابودی مخالفانش حتی کسانی که واسطه رسیدن او به قدرت بودند مثل داور، تیمورتاش، نصرت‏‌الدوله فیروز، اسدی و ...، کرد و آنان را کشت. او تربیت‎ یافته نیروی قزاق بود و راه حل همه مسائل را تنها نظامی‌گری، زور و قدرت می‌دانست و اعتقادی به انتخابات، قانون و مجلس نداشت و مجلس را طویله می‎نامید.

اما ستارخان از دوره نوجوانی تا میان‎سالی با بحران و گرفتاری زندگی ‌گذراند. او هم عامی و بی‌سواد بود، اما شعور اجتماعی بالایی داشت به همین خاطر عضو انجمن حقیقت تبریز و حامی جنبش مشروطه‎خواهی گشت. در دوره استبداد صغیر محمد علی شاهی که همه تسلیم شدند، او با هفده نفر از یارانش به میدان آمد و پرچم‌‌های سفید تسلیم را از در خانه‌ها و بام‌ها برچید و اعلام مقاومت کرد و در نبرد با قوای دولتی پیروز شد و بار دیگر امید را به مردم برگرداند. با پیروزی آنان در تبریز، سایر نقاط کشور نیز به جنبش درآمدند که سرانجام به فتح تهران و استقرار دوباره مشروطه و فرار محمدعلی شاه و لیاخوف انجامید. 

کسروی در تاریخ آذربایجان می‎نویسد: «ستارخان به اندازه دلیری خود، فروتن و بی‌آزار بود و هرگز از قانون یا از فرمان والی سرپیچی نمی‎کرد». نایب محمد امیرخیزی از خویشان ستارخان، فرماندهی یک کلانتری را بر عهده داشت و در حال ‎ مستی، زنی را با گلوله کشت. به خاطر وابستگی او به خان، از تعقیب وی خودداری کردند، اما وقتی خان متوجه شد، کسانی را فرستاد تا او را پیدا کنند و به زندان نظمیه سپردند تا حکم قانون در موردش اجرا شود و گویا به دار آویخته شد. با اینکه پیروزی مشروطه‌خواهان مدیون و مرهون فداکاری او در درجه اول و بعد باقرخان و یارانشان بود، ولی آن‎ها هیچ چشم‌داشتی نداشتند. 

چندی بعد به دعوت نمایندگان مجلس شورای ملی به عنوان ارج‎گذاری به تهران دعوت شدند و برخلاف میل خود و از سر صدق و کرامت، به این دعوت تمکین کردند. در تهران در پارک اتابک مستقر شدند و با تصویب مجلس، مقرری مختصری دریافت می‎کردند و زندگی محقری داشتند، تا این که در اثر حوادث ناگوار بعدی، حکم خلع سلاح آنان صادر شد و در یورش یپرم خان مجروح شد و در اثر همین جراحت از دنیا رفت. 

ستارخان و رضاخان هر دو رشادت و شهامت به خرج دادند، اما یکی برای نجات مردم و دیگری برای حفظ و تثبیت قدرت حاکم و امروز باید به «رضاخان» بنازیم یا به «ستارخان»؟

مهدی غنی (خلاصه یادداشت «روحت شاد! رضاخان یا ستارخان؟» ، ماهنامه چشم‌انداز ایران)
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان