کد خبر: ۲۹۸۵
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۲-30 September 2018
والاترین انفاق‌ها، انفاق از بهترینِ داشته‌هاست. خداوند بهترین مخلوقاتش رو برگزید برای بهترین قربانی‌ها و مقدس‌ترین اندوه‌ها. خداوند حسینش رو غرقه‌ در خون،بر سر نیزه می‌پسندید.
عصر اسلام: دکتر حمیدرضا قادری در متنی نوشت:
من، آقای مجلسی نیستم
اما مگر چندبار در عمر یک روضه‌خوان، تولدش می‌افتد به عاشورا؟ شاید یک‌بار. آن‌یک‌بار هم کربلا باشد و آقای کاروان مردمانی عامی که اشکشان دم مشکشان است. کنجی دنج جمعشان کنی و برایشان روضه بخوانی چنین:
-«مومن، به دادن خمس، زکات،فطره و صدقه کارش تموم نمیشه رفقا!»
و این رفقا را که می‌گویم،جوان‌ترها بیشتر انس می‌گیرند با آقای منبرشان:
-«ما چیزی داریم به نام انفاق. انفاق یعنی بی‌حساب ببخشی. چون خدا دوست داره. از پل گذشت هرکی که؟...»
و پیرمرد همیشه‌حاضر منبرهایم، بلند بگوید:
-«از پول گذشت».
پنکه‌های آب‌فشان بین‌الحرمین کار می‌کنند ولی زورشان به گرمای شهریور کربلا نمی‌رسد، اطفال شیرخوار در آغوش مادرانشان به شیر می‌رسند و زنان عبایه‌پوش مخدره، دامن‌کشان در رفت‌وآمدند بی‌هیچ هراسی. سلام‌های ناحیه مقدسه یک‌به‌یک به ذهنم هجوم می‌آورند:
-«انفاق حد اعلای کَرمه و سالار کریمان، خداست. هیچ نیکی‌ای نیست که ما به‌ش امر شده باشیم مگر خدا در انجامش پیش‌قدم شده باشه».
خادمی میان کاروان آب توزیع می‌کند:
-«والاترین انفاق‌ها، انفاق از بهترینِ داشته‌هاست. خداوند بهترین مخلوقاتش رو برگزید برای بهترین قربانی‌ها و مقدس‌ترین اندوه‌ها. خداوند حسینش رو غرقه‌ در خون،بر سر نیزه می‌پسندید».
مجلس به سرازیری قتلگاه رفته، زن‌ها پیش‌قدم گریه‌اند:
-«عاشورا، رستاخیز انفاق بود رفقا!»
در برابر چشمانم، بُریر و زهیر و حبیب را می‌بینم غرقه در خون به‌زانو برابر حسین نشسته‌اند و می‌گویندش:
-«کاش هزار جان داشتیم باز تقدیمت می‌کردیم آقای ما!»
و آن‌سوتر مادر وهب سر پسرش را پس می‌فرستد و می‌گوید:
-«چیزی که دادیم رو پس نمی‌گیریم».
اشک پرده می‌کشد برابر چشمانم:
-«زینب پسرانش را انفاق کرد».
میان کاروان مادرشهیدی است که چادر به صورت کشیده و گریه می‌کند:
-«تا نوبه به انفاق حسین رسید؛ هرچه داراتر، انفاقت سخت‌تر».
و در ذهنم حسین را می‌بینم سوار بر ذوالجناح ایستاده برابر خواهرش زینب و مکرر زیر لب برای خواهر مضطرش قرآن می‌خواند:
-«یا زینب! قال الله تعالی فی محکم کتابه:
لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حتی تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون»
و مِمّا تُحِبّونِ حسین، علی اصغر بود، علی اکبر، عباس.
به بغض که راه گریستن می‌جوید نشانی چشم را می‌دهم و به حزن می‌گویم:
-«زینب ندید جز انفاق. ندید جز زیبایی».
*
این شهریور
بر من، سی‌وشش محرم سپری شد؛ سی‌وشش‌تای دیگر که بیاید و برود، من ۷۲ساله‌ام با محاسنی سپید که نیکوست وقت مرگ به خون خویش خضاب شده باشند.
که مرگ در بسترف رسم کریمان نیست.
آمین
*
به عدد دست‌های تشنهٔ در طلب آب، سلام بر حسین...
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان