کد خبر: ۲۹۷۹۸
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۱:۵۶-04 April 2022
دکتر اسماعیل مرزبان ملقب به مؤدب‌السلطنه و امین‌المُلک، و معروف به امین‌الملک مرزبان [آرمیده در آرامگاه ظهیرالدوله]؛ چشم‌پزشک مشهور و سیاست‌مدار و دولت‌مرد برجستۀ ایرانی در اواخر عصر قاجار و طی عصر پهلوی بود که بارها به وکالت و وزارت رسید
. وی همچنین از یاران و نزدیکان #علی‌خان_ظهیرالدوله و برای سالها عضو و رئیس انجمن اخوت بود. از وی در تاریخ معاصر ایران با اسامی همچون: دکتر اسماعیل‌خان مرزبان، دکتر اسمعیل خان رشتی، میرزا اسماعیل‌خان مرزبان، میرزا اسمعیل‌خان رشتی، میرزا اسمعیل‌خان کحّال، مودب‌السلطنۀ مرزبان، امین‌الملک مرزبان و... بارها و بارها یاد شده است.

وی در روز 14 فروردین‌ماه 1339 خورشیدی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و امروز سالگرد درگذشت اوست.
زندگینامه
تولد و سالهای نخست زندگی
میرزا اسمعیل‌خان رشتی که بعدها با عنوان "اسماعیل مرزبان" و القاب و عناوین متعدد دیگر خوانده شد؛ در سال ١٢۵٠ خورشیدی، در شهر #رشت به دنیا آمد[1]. خانواده وی، یکی از خانواده‌های قدیمی و اصیل گیلان بودند.
میرزا اسمعیل‌خان، تحصیلات مقدماتی خویش را در زادگاه خود، یعنی شهر رشت فراگرفت، و آنگاه برای آموختن علوم‏ متوسطه راهی تهران شد، و در کلاس طب مدرسۀ دارالفنون به کسب دانش پزشکی و هنر طبابت پرداخت.
تحصیل طبّ در دارالفنون
در دارالفنون وی به یکی از شاگردان برجسته و ممتاز راتولد فرانسوی،چشم پزشک مشهور زمان خود تبدیل شد. راتولد (در برخی منابع: رانولد) چشم پزشک مشهور فرانسوی و از معلمین دارالفنون و جرّاح بیمارستان دولتی تهران بود و کحالی را از دکتر گالزوفسکی (کالزوسکی) چشم‌‏پزشک معروف فرانسوی، مقیم پاریس آموخته بود.

میرزا اسماعیل‌خان پس از مدتی به نیت تکمیل تحصیلات طبی خود به پاریس رفت و بر معلومات خود در رشته چشم پزشکی افزود. در اروپا وی چندان در این‏ کار کوشید و رنج برد که در پاریس به حذاقت و مهارت نامور گشت.
علی‌خان ظهیرالدوله در فرازی از سفرنامۀ فرنگ خود، در یادداشت مورخه روز جمعه، اول ماه ربیع الاول 1318 هجری قمری [برابر با 8 تیرماه 1279 خورشیدی]، هنگامی که ماجرای حرکت خویش با قطار از پاریس به "کنت رکسویل" (جهت ملاقات با شاه) را شرح می‌دهد، به دیدار خود با اسمعیل مرزبان چنین اشاره کرده است:
«برای نهار خوردن ترن مکث جزئی کرد که مسافرین از کالسکه هایشان[3]پیاده شده، به کالسکۀ سفره خانه رفتند. [بین مسافران] میرزا اسمعیل‌خان طبیب را دیدم که از پاریس به کنت رکسویل می رفت. خیلی خوشحال شدم. او را به کالسکۀ خودم آوردم...»[4]
ظهیرالدوله همچنین ضمن یادداشت مورخه روز دوشنبه بیست و هفتم ربیع‌الاول 1318 هجری قمری به دیدار خود در پاریس با اسمعیل مرزبان اشاره کرده و می‌نویسد:
«میرزا اسماعیل خان رشتی که از أخوان است و تقریباً چهار سال است که به امر حضرت صدراعظم به پاریس آمده، پیش "دکتر کالزوسکی" کحّال معروف عالِمِ عالَم، تحصیل معالجات چشم را می کند، آمد. خیلی از دیدارش مشعوف شدم...»[2]
ظهیرالدوله سپس جزئیات بازدید خود از موزۀ دُمدسین (موزۀ پزشکی پاریس) به اتفاق دکتر اسمعیل‌خان را بازگو کرده است که بسیار خواندنی است.
بازگشت به ایران
میرزا اسمعیل‌خان پس از پایان تحصیلات و تجربیات طبی خود در فرانسه، و در اواخر سال 1279 خورشیدی برابر 1318 قمری به ایران بازگشت و به طبابت در شهر تهران مشغول گردید.
خبر شروع طبابت‏ او در شمارۀ 223 روزنامۀ تربیت مورخ پنجشنبه، هفدهم شوال 1318 هجری قمری (برابر با 18 بهمن ماه 1279 خورشیدی، هفتم فوریۀ ١٩٠١ میلادی) بدین شرح درج شده است:
«معتمد السلطان و مؤتمن الخاقان، میرزا اسماعیل‌خان دکتر،از اطبای فارغ التحصیل مدرسۀ مبارکه‏ دارالفنون،پس از کارهای اینجایی به فرنگ رفته، مدت چندین سال به تکمیل فنون متنوعۀ طبّیه، خاصه کحّالی و معالجۀ امراض مقاربتی و غیرها،پرداخته. این اوقات با حذق و مهارتی کامل به‏ دارالخلافه مراجعت نموده،در سر چهارراه حسن‌‏آباد،ابتدای خیابان دروازه قزوین مطب دارد و هر روز قبل از ظهر، مشغول معالجۀ امراض چشم، و بعدازظهر به مداوای ناخوشیهای مقاربتی اشتغال دارد. محض اطلاع دور و نزدیک اعلان نمود.»
در همین سالها که مصادف با دوران سلطنت مظفرالدین‌شاه قاجار بود، میرزا اسماعیل‌خان طبیب از شاه لقب "مؤدب‌السلطنه" (در برخی منابع: مهذب‌‏السلطنه) گرفت، و در زمرۀ اطباء دربار سلطنتى درآمد.
اقبال یغمایی درباره نحوه طبابت وی در این دوران می نویسد: 
«دکتر اسماعیل خان چندان به خوشرویی و مهربانی و مدارا با بیماران رفتار می‏‌کرد و چنان به مواظبت در معالجۀ ایشان می‏‌کوشید که دیری نگذشت که در سراسر ایران به حذاقت و مردمی معروف گردید.مظفر الدین شاه به او، که بر همۀ پزشکان خارجی‏ مقیم تهران سر بود، مهربانیها کرد و به لقب "مؤدب السلطنه" سرافرازش کرد».
عضویت در جامع آدمیت
دکتر اسمعیل مرزبان در همین سالها به عضویت #جامع_آدمیت درآمد و به یکی از اعضای مؤمن و مؤثر این مجمع تبدیل شد. متن سوگند‌نامۀ او که بیانگر نوع رویکرد و فعالیت مجمع مزبور نیز هست، بدین شرح است:
«پروردگارا، اقرار می‏کنم که تو به من شرافت آدمیت عطا فرموده و در ادای حقیقت این موهبت‏ عظمی هر قصوری که کرده باشم در حضور تو و به حق تو و قدرت تو قسم یاد می‏کنم که شأن این‏ هیأت شریفه را در هر مقام مادام‌العمر با تمام قوای خود محفوظ و محترم نگاه بدارم و هرگاه از تعهد خود کوتاهی نمایم، از فیض رحمت دنیا و آخرت حضرتت بی‏‌نصیب بمانم. مورخۀ بیست و هشتم شهر شعبان 1325 دکتر اسماعیل مرزبان»
معرف و ضامن دکتر اسماعیل خان برای پذیرفته شدن در جامع آدمیت سالارالدوله‏ بوده و بدین شرح از او ضمانت کرده است:
«ضمانت آدم فوق، بر عهدۀ این جانب از فرائض‏ ذمۀ عالم آدمیت است؛ [امضاء] سالار الدوله»
آغاز فعالیت سیاسی
دکتر اسمعیل مرزبان از حدود سال 1324 هجری قمری و همزمان با اوج گیری مشزوطه‌خواهی در ایران، فعالیت خویش در عرصۀ سیاست را آغاز نمود. بعنوان نمونه وی در سال 1324 ه.ق. برابر با 1906 میلادی معاون میهماندار سرسیسل اسپرینگ- رایس بود و با او از رشت به تهران سفر کرد و در هماهنگی آزادیخواهان گیلان با مشروطه‌طلبان مرکز اقداماتی به عمل آورد.
بر مبنای همین قبیل شواهد از دکتر اسماعیل خان بعنوان شخصیتی یاد شده که از روزهای آغاز نهضت مشروطیت، خدمات بزرگی به این نهضت کرده است. 
امین‌الملک مرزبان در همین ایام به حزب اعتدالیون پیوست و پس از مشروطه و در مجلس اول از شهرت و نفوذ خویش به نفع اعتدالیون بهره برد.
زنده‌یاد #سیدحسن_تقی‌زاده [آرمیده در آرامگاه ظهیرالدوله] در نوشته‌های مختلف خویش و از جمله ضمن شرح حالی که از دوست نزدیک خود میرزا محمدعلی‌خان تربیت نوشته، به فعالیتهای دکتر مرزبان در این سالها نیز اشاراتی داشته است. بعنوان نمونه:
«...وقتی که رشت در 16 صفر 1327 قمری از طرف مجاهدین فتح شد و یکی از سران و رؤسای آنها مرحوم میرزا علی‌محمدخان برادر صاحب ترجمه [= میرزا محمدعلی خان تربیت] بود، مرحوم تربیت به رشت رفت و تا آنجا که به خاطر دارم از طرف انجمن آنجا، مشارالیه به همراهی دکتر اسماعیل خان مرزبان (امین الملک حالیه) به اروپا برای کار کردن در محافل اروپا فرستاده شدند»[1]
وکالت پس انقلاب مشروطیت
چنانکه ذکر شد در رویدادهای منجر به انقلاب مشروطیت دکتر اسماعیل مؤدب‌السلطنه در نهان و آشکارا با آزادیخواهان و مجاهدان هم‏رأی و همراه بود، و به همین سبب پس از امضای فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس، در دوره‏‌های دوم و سوم قانونگذاری، از گیلان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید: 
«... مرزبان در دور دوم از طرف مردم رشت به وکالت رسید و در دوره سوم مردم انزلى او را به مجلس شورای ملی فرستادند. وی در زمانی که‏ مؤتمن الملک رئیس مجلس سوم بود، بعنوان نایب رئیس اول مجلس انتخاب شد. وی همچنین در مجلس سوم جزء لیدران اعتدالى بود و سر و صداى زیادى در مجلس داشت».
بدین ترتیب وی بعد از مشروطه رفته‌رفته رشتۀ اصلی خود یعنی طبابت و کحالی (چشم پزشکی) را رها کرد و داخل سیاست شد.
وی همچنین در کابینه‌های عین‌الدوله، وثوق‌الدوله و سپهدار اعظم و نیز در کابینه احمد قوام و ابراهیم حکیمی به وزارت رسید.
در کابینه عین الدوله
در سال 1333 هجری قمری لقب میرزا  اسمعیل‌خان از مهذب‏‌السلطنه به امین‌‏الملک تبدیل شد و در همان سال عین‏‌الدوله که به کمک اعتدالی‌‏هاى مجلس رأى اعتماد گرفته بود، امین‏‌ا‌لملک را به وزارت تجارت و فوائد عامه منصوب نمود:
«در نیمۀ اول جمادی الثانی 1333 قمری میرزا حسین‌خان مشیرالدوله، رئیس الوزرا، استعفا کرد و عبد المجیدمیرزای عین‌ الدوله جای او را گرفت.عین الدوله روز سه‏‌شنبه‏ شانزدهم جمادی الثانی 1333 برابر دهم ثور (اردیبهشت) 1294 و ماه مه 1915 میلادی‏ وزیران خود را به این شرح معرفی کرد:
وزیر علوم و اوقاف و صنایع مستطرفه میرزا ابراهیم خان حکیم الملک،
وزیر داخله عبد الحسین‌میرزای فرمانفرما،
وزیر خارجه میرزا حسن‌خان محتشم السلطنه،
وزیر جنگ عبدالمجید میرزای عین الدوله،
وزیر مالیه عبدالله خان همدانی حاج امیر نظام، 
وزیر عدلیه فتح الله‌خان سردار منصور، 
وزیر پست و تلگراف دکتر اسماعیل خان مؤدب السلطنه‏ (امین الملک).»
وی از وزیران خوب و بنام این کابینه بود و عین الدوله علاوه بر وزارت پست و تلگراف، وزارتخانۀ تجارت و فلاحت و فواید عامه را نیز بدو سپرده بود.
البته دولت‏ عین الدوله بیش از دو ماه دوام نیافت و کابینۀ او در ماه شعبان برابر برج سرطان 1294 سقوط کرد.در این مدت کوتاه و آشفته هیچ یک از وزیران به انجام کار مؤثری موفق نشدند و امین الملک نیز با همۀ شایستگی و کاردانی و پاک‏‌نظری که داشت، خدمتی در خور نتوانست کرد.
در کابینه وثوق‌الدوله
دکتر امین الملک مرزبان در 1295 خورشیدی در کابینه وثوق‏‌الدوله باز هم به وزارت پست و تلگراف برگزیده شد:
«... پس از یک سال و چند ماه میرزا حسن خان وثوق الدوله مأمور تشکیل کابینه شد (بعد از کابینۀ محمد ولی‌خان سپهسالار اعظم). [گفته شده که] او کسانی را به وزارت برگزید که جز امین‌الملک و دو سه نفر دیگر خوشنام و مورد اعتماد مردم نبودند...»
آغاز زمامداری وثوق الدوله همزمان با فترت مجلس بود. او روز سه‏‌شنبه بیست و نهم شوال 1334 قمری برابر هفتم سنبلۀ (شهریور)1295 مطابق اوت 1916 وزیرانش‏ را به احمد شاه معرفی کرد. 
البته دوام دولت وثوق الدوله نیز به یک سال تمام نرسید و در ماه‏ رجب 1335 ساقط شد.
«دکتر اسماعیل خان امین‌الملک(مؤدب السلطنه) گرچه در مدت وزارتش اندکی از شوریدگیها و نابسامانیهای وزارت پست و تلگراف کاست،اما به انجام خدمتی قابل‏ ذکر کامیاب نشد،از آنکه نه وسایل کار داشت و نه همکاران فعال و دانا...»
کابینه دوم عین‌الدوله
دکتر مرزبان در کابینه دوم عین‌‏الدوله نیز به همان سمت قبلی یعنی وزارت پست و تلگراف برگزیده شد:
«به سال 1336 قمری دگربار عبد المجید میرزای عین‌الدوله مأمور تشکیل کابینه‏ شد.روز ششم صفر 1336 برابر سی‏ام عقرب (آبان)1296 شمسی(1917 میلادی) کسانی را که به وزارت برگزیده بود به احمد شاه معرفی کرد. (در این ایام مجلس سوم پایان یافته‏ بود و مجلس چهارم هنوز باز نشده بود).این بار نیز دکتر اسماعیل خان امین الملک وزیر پست و تلگراف بود.این کابینه هم بیش از یک ماه و بیست روز دوام نکرد و روز بیست‏ و ششم ربیع الاول برابر جدی(دی)1296 از کار برکنار شد.»

انتصاب بعنوان نایب‌الایالۀ آذربایجان
در سال 1298 خورشیدی وثوق‌‏الدوله براى استاندارى آذربایجان عین‏‌الدوله را در نظر گرفت. شخص اخیر با اختیاراتى وسیع که از جمله ضمیمه شدن خمسه به حوزه استاندارى او بود، به این مأموریت رفت و امین‌‏الملک را به عنوان قائم مقام و نایب‌‏الایاله تعیین نمود. ولى در این مأموریت بین عین‏‌الدوله و امین‏‌الملک سخت بهم خورد و اختلاف این دو موجب احضار و برکنارى وی گردید.
در کابینه سپهدار اعظم
دکتر مرزبان در کابینه سپهدار رشتى نیز نخست وزیر مالیه بود و سپس به وزارت معارف رفت.
 «در سال 1339 قمری دکتر اسماعیل امین‌الملک در کابینۀ اول سپهدار اعظم به‏ وزیری مالیه انتخاب شد. در این روزگاران وضع مالی ایران آشفته‏‌تر از گذشته بود و رئیس الوزرا بر این امید بود که به همت امین‌الملک اصلاح شود.
او در این کار کوششها کرد، اما همه بی‏فایده ماند، از آنکه قدرت حکومت مرکزی تا دروازه‏‌های پایتخت هم نفوذ نداشت.بر هر شهری و شهرکی کسی فرمان می‏‌راند. مردم از ادای مالیات درمانده بودند. نفوذ بیگانگان بر همه جای ایران سایه افکنده بود، و سراسر ایران ناامن بود،و پیداست‏ که در چنین شرایط تلاش و شایستگی امین الملک چاره‌‏گر نبود:
«در بیست و پنجم جدی (دی‌ماه) 1299 خورشیدی کابینۀ اول سپهدار اعظم استعفا کرد و شاه‏ بیدرنگ هم او را به تشکیل دولت جدید مأمور نمود. در این زمان مجلس همچنان تعطیل بود. سپهدار با تردید و نگرانی بسیار فرمان برد و سرانجام روز هشتم جمادی الثانی 1339 برابر بیست و هشتم دلو(بهمن)1299(فوریه 1921 میلادی)، پنج روز پیش از وقوع کودتا، هیأت وزیران را در کاخ فرح‏‌آباد به احمد شاه معرفی کرد....»
این بار دکتر اسماعیل خان‏ امین‌الملک به وزیری معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه انتخاب شده بود.
حکومت دوم‏ سپهدار فقط پنج روز دوام یافت. وزیران هنوز جا خوش نکرده بودند که عمر دولتشان‏ به سر آمد!
کودتای سیدضیاء‌الدین و رضاخان وقوع یافت. روز چهارم حوت(اسفند)1299 سید ضیاء الدین‏ رئیس الوزرا شد و کارها دگرگونه. و به این ترتیب با کودتاى 1299 وزارت معارف دکتر مرزبان بیش از 5 روز طول نکشید و وی بلافاصله پس از کودتا به زندان افتاد.
بازگشت به طبابت پس از کودتا
در دوران پس از کودتا، دکتر اسماعیل‌خان امین الملک مرزبان، بناچار کار سیاست و وزارت را رها کرد و از دولت و دولتیان برید و به مردمان و به حرفۀ اصلی خود یعنی طبابت و کخّالی پیوست.
وی در این روزگار دیگربار محکمه (مطب) خویش را دایر کرد و به معالجت‏ بیماریهای چشم مردمان بیمار پرداخت. وی بزودی به عنوان یکى از چشم‌‏پزشکان معروف ایران اشتهار یافت به طورى که از تمام شهرهاى ایران بیماران براى ملاقات او به تهران مى‏‌آمدند و او تمام همّ خود را صرف بیماران مى‌‏نمود. 
پس از تاسیس ادارۀ سجل احوال و رواج شناسنامه در ایران دکتر امین‏‌الملک که از قبل نیز با عنوان مرزبان شهرت داشت، همین نام را بعنوان نام خانوادگى خود انتخاب نمود .
متعاقب تأسیس دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تهران دکتر مرزبان گاهی نیز در این دانشکده حضور مى‏یافت.
بعد از شهریور ١٣٢٠
پس از وقایع شهریور 1320 خورشیدی و خروج رضاشاه از ایران، میل یا هوس سیاستمداری بار دگر در دل این چشم پزشکِ نامدار،‏ زنده شد و همین عامل سبب گردید که در مردادماه 1321 خورشیدی، هنگامی که احمد قوام به نخست وزیری رسید، دعوت او را برای ورود به کابینه بپذیرد و بدین‌ترتیب دکتر اسماعیل مرزبان‏ در کابینۀ قوام‌السلطنه که از نخستین کابینه‌های عصر محمدرضاشاه بشمار می‌رفت، به عنوان وزیر بهداری برگزیده شد.
زمامداری قوام بیش از شش ماه دوام نیافت. «در آن روزگاران سخت و تلخ، ایران در اشغال قوای بیگانه بود و مردم در آتش بینوایی و ناامنی و قحطی‏ و دهها بلای‏ توانفرسای دیگر می‏‌سوختند و هیچ‏کس، چاره‌‏گری نمی‏‌توانست.
مقارن این احوال بیماری تیفوس در تهران و بسیاری از شهرهای پرجمعیت‏ شایع شد.دکتر مرزبان همۀ طبیبان را به مبارزه با این بیماری خطرناک بسیج کرد؛ تا مگر بیماران از چنگال مرگ رهایی یابند.
این کوششهای انسانی بی‏‌اثر نبود، اما خلقی‏ انبوه جان سپردند از آنکه همراه و در پی جنگ از این بلاها و تباهی‌ها بسیار است...»
در سال 1322 دکتر مرزبان با جمعی از پزشکان خیراندیش به مبارزه با استعمال‏ تریاک و الکل قیام کرد.این گروه بدین منظور انجمنی برپا داشتند و کوششهای پیگیر این انجمن دولت را به جلوگیری از کشت و مصرف تریاک وادار کرد.
حضور در کابینۀ حکیمی
روز دوازدهم اردیبهشت 1324 شمسی حکومت به حکیمی سپرده شد. او روز بیست و سوم اردیبهشت برابر اول جمادی الاخر 1364(مه 1945)همکارانش را به‏ مجلس شورای ملی معرفی کرد.
در این کابینه،که مجلس آن را نپذیرفت و پس از گفتگوها و مشاجرات طولانی مخالفان و موافقان سرانجام روز چهاردهم خرداد ساقط شد، دکتر مرزبان باز هم وزیر بهداری بود.
گفتنی است که بعد از شهریور 20 دکتر مرزبان افزون بر عضویت در کابینه بعنوان وزیر بهداری، مدتی هم با سمت استانداری به رضائیه (ارومیه) رفت که این رویداد در کابینه قوام‌‏السلطنه و به سال 1321 تحقق یافت.
بعد از سقوط کابینه حکیمی
پس از سقوط کابینه ابراهیم حکیمی، دکتر مرزبان به راستی و برای همیشه از سیاست روگردان شد، و تنها برای چند سال معاونت و سرپرستی #شیر_و_خورشید_سرخ ایران (هلال احمر بعد از انقلاب) را بر عهده گرفت که با حرفۀ پزشکی او مربوط بود.
وی در این سالها به شیوۀ سابق و همانند دوران جوانی خویش، به صوفیان صفایی پیوست و «به اعتماد تمام به عالم تصوف و وارستگی گرایید و مرادش همه پاکیزگی جان شد..»
همراهی با اشرف پهلوی در سفر شوروی
دکتر مرزبان در آخرین روزهای خردادماه 1325 خورشیدی در همراهی با زنده‌یاد شاهدخت اشرف پهلوی به کشور اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد. وی در این سفر سازمانهای خیریۀ این کشور بزرگ را از نزدیک مشاهده‏ و مطالعه کرد و چون بازگشت به شیر و خورشید سرخ ایران خدمتها نمود.

ریاست انجمن اخوّت
دکتر مرزبان در سالهای پایانی از فعالترین اعضای #انجمن_اخوت  و همچنین بنا بنوشتۀ اسماعیل رائین (در صفحۀ 484 از جلد 3 فراموشخانه و فراماسونری در ایران) بعنوان رئیس هیئت مشاوره انجمن اخوت فعالیت داشت:
ـدکتر اسماعیل مرزبان از مریدان پاک اعتقاد ظهیرالدوله بود و پس از او و انتظام، روزگاری بزرگ انجمن اخوت شد...»
در همین ارتباط وی در جشن پتجاهمین سال تاسیس انجمن اخوت که در روز دوم تیر ماه 1327 شمسی یا 15 شعبان 1367 قمری در محل انجمن اخوت در خیابان فردوسی برگزار شد، سخنرانی مفصلی دربارۀ تاریخچۀ انجمن اخوت و چگونگی تشکیل آن نمود. این سخنرانی از نظر محتوای ارزشمند آن و با توجه به نزدیک بودن دکتر مرزبان با ظهیرالدوله و سوابق دیرینۀ او در انجمن اُخوّت، یکی از منابع مهم در زمینۀ تاریخچۀ این انجمن محسوب می‌شود. 
زنده‌یاد دکتر مرزبان سرانجام در روز چهاردهم فروردین 1339 خورشیدی چشم از جهان فروبست و در گورستان ظهیرالدوله بخاک سپرده شد. بر سنگ مزار او در قطعۀ G، شمارۀ 15 تنها این مندرجات خواناست:
«آرامگاه اختصاصی شماره 15، دکتر اسمعیل مرزبان امین‌الملک، 1250 – 1339»
درباره او
زنده یاد امین‌الملک مرزبان بدون تردید یکی از بزرگ‌مردان زمان خود و از مفاخر تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود
مهدی بامداد در جلد نخست شرح حال رجال ایران، صفحه ١۴٠، ذیل شرح حال وی می نویسد: 
«... دکتر مرزبان پس از اتمام تحصیل و عملیات از چشم پزشکان معروف تهران شد و در این فن شهرتی پیدا کرد، ولی چون میل زیادی به وکالت و وزارت داشت، مطب خود را به کلی رها کرد و دیگر گرد حرفه خود نمی گردید. چند بار در کابینه‌های مختلف وزیر شد و یکی دو بار نیز لقب خود را تغییر داد و از نظر اهمیت، تبدیل به أحسن نمود. ضمناً در سلک دراویش صفی علیشاهی و ظهیرالدوله نیز درآمده بود و خود را جانشین آنان می‌دانست و رئیس انجمن اخوت بود و در سن هشتاد و اندی در تهران درگذشت و بر خلاف سایر وزراء که اکثراً دارای آلاف و الوف می‌باشند، هنگامیکه درگذشت، چیز چندان قابلی نداشت.»
اقبال یغمایی نیز به همین ویژگی وی، چنین اشاره کرده است:
«مرزبان به مقامهای بلند رسید، اما هرگز به گرد آوردن مال و ثروت نکوشید، از این جهت جز نام نیک میراثی به جای ننهاد.»
زنده‌یاد دکتر مرزبان بنا به نظر عموم مطلعین: «مردى منیع‌‏الطبع و بزرگوار بود، مادیات به هیچوجه براى او ارزشى نداشت و از بیماران خود گذشته از اینکه حق‌‏العلاج نمى‏گرفت، بلکه داروى مجانى هم مى‌‏داد. در اوایل جوانى به علت نزدیکى و حشر و نشر با مرحوم ظهیرالدوله مشرب تصوف پیدا کرد و در آخر عمر در این باره سازمانى بنام جمعیت اخوت بوجود آورد و تا زمانى که حیات داشت در رأس آن جمعیت بود. غالبا شبهاى جمعه با هم‌مسلکان خود در دفتر جمعیت واقع در خیابان فردوسى اجتماع مى‌‏نمودند و مشکلات برادران خود را در حد امکان مرتفع مى‏‌کردند. بعد از مرگ دکتر مرزبان، سپهبد  #فرج‌الله_آق‌اولى [آرمیده در آرامگاه ظهیرالدوله] به این سمت رسید. دکتر مرزبان مردى خوش‌نیت، مهربان، نوعدوست، باوقار، کم اثر، ساده و خوش باور بود.» [شرح پایانی برگرفته از کتاب دکتر عاقلی: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)]
برخی از دیگر پانوشت‌ها
[1] تقی زاده، سیدحسن؛ زندگی طوفانی (خاطرات)؛ پیشین، صفحۀ: 414

[1] این تاریخ تولد که برابر با ١٢٩١ یا ١٢٩٢ قمری می شود، به روایت سنگ مزار وی و صحیحترین تاریخ تولد اوست. در منابع مختلفی که به زندگینامۀ وی پرداخته اند، سال تولد او گاه به سالشمار هجری قمری و گاه به سالشمار خورشیدی، بسیار متفاوت ذکر شده و تاریخهایی از سال ١٢۴۶ خورشیدی گرفته تا سال ١٢۵۴ خورشیدی (که همین سال، در اغلب زندگینامه های موجود از وی بعنوان سال تولدش ثبت شده) را در بر میگیرد. تاریخهایی که البته خطا به نظر می رسند و صحیحترین تاریخ باید همان سال 1250 خورشیدی باشد که بر سنگ قبر وی درج شده است.
[2] رضوانی، محمّداسماعیل؛ سفرنامۀ ظهیرالدوله همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان؛ پیشین، صفحۀ: 183
[3] مقصود واگن های قطار است.
[4] رضوانی، محمّداسماعیل؛ سفرنامۀ ظهیرالدوله همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان؛ پیشین، صفحۀ: 195

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان