کد خبر: ۲۹۶۳۳
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۵:۰۶-17 March 2022
فرقه‌ی دموکرات آزربایجان-اول (خیابانی) نه تنها از جهت هویت ملی انتخابی (ملت ایران، وطن ایران، زبان ملی فارسی) فرزند انقلاب مشروطیت ایران بود، بلکه به لحاظ مشی سیاسی هم، از جمله قانون ستیزی و خشونت گرایی و کاربرد تروریسم، ادامه دهنده‌ی راه آن بود.
در دوران حاکمیت فرقه‌ی دموکرات آزربایجان (خیابانی-نوبری) سایه‌ی تروریسم بر شهر تبریز گسترده شد و هر روز یکی دو تن از مقامات دولتی، تجار، مطبوعاتیان، سیاسیون، روحانیون، به دلایل سیاسی (مخالفت با خیابانی و نوبری)، انتقام از عمّال دوره‌ی صمدخانی، بی‌قانونی و هرج و مرج و انتقام‌جوئی‌های شخصی به قتل می‌رسید («فخرالمعالی مدعی العموم» دادستان تبریز، «سید نعمت‌الله خان» (ن. جاوید) مدیر روزنامه‌ی کلید نجات، «حاجی ملک التجار تبریزی»، پسر موللاباشی دوره‌ی صمدخان، «معتضد لشکر» رئیس قوشون تبریز، «محمدخان» کدخدای محله‌ی ایمره قیز (امیرخیز)، «حسام نظام مراغه‌ای» پسر عموی صمدخان، «سردار مظفر چاردولی»، «حسین خان» فراش‌باشی محله‌ی دروازه، «در شهر چندین جنایت واقع شد، چند نفر از عمال کوچک دوره‌ی صمدخانی به دست اشخاص ناشناسی کشته شدند. 

پسر موللاباشی صمدخان را در روز روشن در پشت عمارت حکومتی با تیر زدند. معلوم بود که این جنایت از طریق انتقام بدست مجاهدین اتفاق افتاده، بلافاصله یکی از کلانتری‌های قدیم را شب در خانه‌اش مقتول نمودند. این دو جنایت واضح بود که برای انتقام از اعمال گذشته است. سپس یک تاجری را ترور نمودند که مردم محترم و معمری بود موسوم به ملک التجار که مورد احترام اهالی بود. دو روز بعد سردار ظفر را هم در خانه‌ی خودش مقتول ساختند. اما جنایتی که شهر را تکان داد و اسباب زحمت فوق العاده برای من فراهم ساخت، قتل امام جمعه‌ی تبریز بود.

در مراجعت نزدیکی کلانتری محله‌ی ششکلان مورد حمله‌ی سه نفر از مجاهدین مربوط به دموکرات‌ها شده و خود او و پسرش کشته شده بودند.  امام جمعه در آن ایام در امور دخالتی نداشته و ظاهرا زنده‌گانی بی‌طرفی را انتخاب کرده بود. این اشخاص از طرف «علی حریری» موظف و نگه‌داری می‌شدند. قتل امام جمعه باعث انزجار مردم نسبت به آزادی‌خواهان شد» (خاطرات عبدالله بهرامی)

«در بحبوحه‌‌ی این گرفتاری‌ها و اندوه‌ها در شهر تبریز، جمعی آدم‌کش (ترور) پیدا گردیده و در هر چند روز یکی دو تن را از خِنگ زنده‌گانی پیاده می‌گردانیدند. و نخستین [کس] که بدست این جمع کشته گردید فخر [المعالی]، مدعی العموم بدایت عدلیه بود. و پس از چند روز یکی از شناخته‌گان اعیان کشته گردید. و سپس سید نعمت الله مدیر جریده‌ی کلید نجات و بس دیگران کشته شدند. و بی گفتگو است که این گونه حادثه‌ها در شهری که جمعی پیشه‌ی خود را آدم‌کشی گردانند و پنهانی و ناشناس خون کسان ریزند، همه‌ی مردم را دوچار ترس و بیم می‌گرداند. و هر کس را به سلامت خود اطمینان نمی‌ماند.... کومیته‌ی آدم‌کش (ترور) هم از یک سوی به رقابت با خشک‌سالی برخاسته و اگر این [خشکسالی] خرمن هستی مردم بی نوا و بی چیز [را] آتش می‌زد، آن [کومیته‌ی ترور] نیز در هر چند شبی به سر وقت یکی از توان‌گران می‌رسید» (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی)

اغلب منابع آن دوره متفق القولند که قتل‌های سیاسی بدست یک «کومیته‌‌ی ترور» انجام می‌گرفت که پس از رفتن روس‌ها از تبریز و پیش از آمدن اوردوی نجات‌بخش عثمانلی، ظاهرا به دستور خیابانی و برای کشتن عمّال صمدخان و کسانی که با روس‌ها همکاری داشتند تاسیس، و توسط نوبری و حریری اداره می‌شد. «در آن روزها که هنوز نوبری به تبریز نیامده بود، و تنها خبر آمدنش رسیده بود، نگارنده از همراهان نزدیک خیابانی شنیدم که می‌گفتند چون نوبری بیاید، ناچار آدم‌کشی خواهد آغازید. چون نوبری به تبریز آمد قضا را چنانچه گفته بودند، چند روزی نگذشت که آدم‌کشی آغازیده گردید و نخست فخرالمعالی و سپس دیگران کشته گردیدند. نه تنها من بلکه بسی دیگران نیز جز این نمی‌پنداشتند که فرماینده‌ی آن کشتارها نوبری است. خیابانی و همراهانش نیز بسی می‌کوشیدند که آن آدم‌کشی‌ها به نام نوبری شناخته شود. لیکن چندی نگذشت که راز از پرده بیرون افتاد و نگارنده و دیگران به دست آورده و دانستیم که کومیته‌‌ی ترور را خیابانی پیش از آمدن نوبری برپا کرده بود. و اگر نوبری و دیگران نیز شرکت داشتند، خود خیابانی پیش‌رضایت داشت و پیش‌فرمان‌ها را او می‌داد....» (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی)

مانند هر تشکیلات تروریستی دیگر، دست «کومیته‌‌ی ترور دموکرات‌های آزربایجان» به خون بی‌گناهان نیز آلوده گشت. اینان افراد بی گناه، حتی آزادی‌خواهانی که مضر تشخیص داده می‌شدند را هم به قتل می‌رساندند: «خیابانی و نوبری و هم‌دستان ایشان پا از گیلیم خود بیرون گذاردند و در کارهایی که وظیفه‌ی ایشان نبود دخالت کردند. و کار بی باکی ایشان به جایی کشید که کومیته‌‌ی آدم‌کشی برپا کردند و به کشتن دشمنان آزادی بس نکرده، خون بی‌گناهان را نیز ریختند». 

«بخصوص که این آدم‌کشان زشت و زیبا جدا نکرده و نیک را با بد با هم در می‌آمیختند. زیرا پاره‌ای کسان بی‌گناه نیز در آن هنگام خونش ریخته گردید». «لیکن چیزی که هست، کومیته‌‌ی ترور در این حد خود نایستاده و تنها به کشتن دشمنان آزادی بس نکرد و برخی بی گناهان و بلکه یکی از آزادی‌خواهان را نیز به آتش خود سوخت.

سید نعمت‌الله خان مدیر روزنامه‌ی کلید نجات، نویسنده‌ای خوب و از آزادی‌خواهان بود. و تنها گناهی که داشت از مخالفان خیابانی و نوبری شمرده می‌شد و در روزنامه‌ی خود زبان خرده‌گیری [انتقاد] باز کرده بود. در راه صوفیان و تبریز به دست کارکنان کومیته‌‌ی ترور زنده‌گانیش در این گیتی به پایان آمده، راه سرای دیگر پیش گرفت. یکی دیگر از قربانی‌های کومیته‌‌ی ترور، حاجی ملک التجار بود و چون کشته شد گفتند که وی گناه نداشت و از روی اشتباه خونش هدر گردیده است. و گذشته از این‌ها حاجی میرزا کریم امام جمعه کشتن وی تاثیر بسیار بدی داشت. بویژه که کارکنان کومیته‌‌ی ترور او را با پسرش در روز جشن نوروز و در یکی از خیابان‌های شهر (خیابان ششکلان) و در برابر چشم صدها نفر مردم خون‌[شان را] ریخته بی گفتگوست که این بی باکی و لاابالی‌گری که به نام حزب دموکرات شناخته گردید نتیجه‌های بسیار بدی را در بر داشت.

بعدها که خیابانی از کرده‌ی خود پشیمان گردیده بود بسیار می‌کوشید که کشتن امام جمعه را به گردن نوبری بیاندازد. لیکن نتیجه نداشت و کسی از وی نمی‌پذیرفت. و همچنان در هنگام قیام خود پیوسته این کوشش را داشت که دامن خود را از چرک تهمت پاک گردانیده و آن کشتارها و خونریزی‌ها را از نوبری و کربلایی علی حریری که یکی از همراهان خیابانی بود بشناساند.» (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی)

مولفین استالینیست آزربایجان شوروی مانند شوکت تقی‌یئوا، در تلاش برای تطهیر فرقه‌ی دموکرات آزربایجان، این ترورها را به کومیته‌‌ی مجازات پس از مشروطه در تهران و تروریست حیدرخان عموغلو ربط داده‌اند. حال آنکه کومیته‌‌ی مجازات مذکور در سال ١٩١٧ با دست‌گیری و اعدام رهبران و اعضای آن در تهران متلاشی شد. اما حاکمیت و اوج قدرت خیابانی مربوط به بعد از سال ١٩١٧ در تبریز است. ارتباط این دو آن است که کومیته‌‌ی ترور دموکرات‌های آزربایجان، اولگوبرداری از کومیته‌‌ی ترور مجازات تهران بود و همچنین عبدالله بهرامی در هر دوی آن‌ها عضویت داشت. 

عبدالله بهرامی (ملیت فارس، با تمایلات ضد تورک) رئیس نظمیه‌ی تبریز در دوره‌ی آزادی‌ستان و عضو حزب دموکرات، از کومیته‌‌ی ترور دموکرات‌های آزربایجان حمایت می‌کرد. وی قبلا هم در تهران با کومیته‌‌ی تروریستی مجازات ارتباط و همکاری داشت: «در آن وقت خیابانی و نوبری و علی حریری و بادام‌چی در منزل من هفته‌ای یک دو بار جلسه‌ی محرمانه تشکیل داده و راجع به سیاست حزب و سایر امور تبادل نظر می‌کردیم». (خاطرات عبدالله بهرامی). بنا به کسروی «رئیس نظمیه یکی از هم‌راهان و هم‌دستان ایشان [خیابانی و نوبری] بود». (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی). یوسف ضیاء و دیگر مقامات حکومت تورک اتحاد-اوردوی عثمانلی هم، عبدالله بهرامی را عامل ترور امام جمعه‌ی تبریز می‌دانستند. 

«شیخ میرزا اسماعیل نوبری»، شخص دوم جنبش خیابانی و دست راست او، از دوره‌ی مشروطه آلوده به تروریسم بود. وی در ماجرای فرستادن بومب به شجاع نظام مرندی به منظور قتل او شرکت مستقیم داشت. تروریستی بنام رجب سرابی تبریزی هم که سید عبدالله بهبهانی را ترور کرده به قتل رسانید، از مجاهدین تبریز و مرید میرزا اسماعیل نوبری بود. «کربلائی علی‌آقا حریری»، از نزدیک‌‌ترین یاران قیام خیابانی، از اعضای فوج نجات تبریز (به رهبری هوارد باسکرویل) در دوره‌ی جنگ بر علیه محمدعلی شاه بود. حکومت تورک اتحاد-اوردوی عثمانلی قصد تبعید وی را هم داشت، ولی او فرار کرد.

پس از آزادسازی تبریز توسط اوردوی نجات بخش عثمانلی و تشکیل حکومت تورک اتحاد به صدارت رهبر ملی تورک جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی مجدالسلطنه، این حاکمیت تورک عده‌ای از تروریست‌ها و آدم‌کشان دموکرات آزربایجانی را دستگیر و پس از محاکمه اعدام نمود. از جمله تروریستی به اسم اسدالله اهل قفقاز که به کشتن معتضد لشکر، رئیس قوشون قاجار در تبریز به امر دموکرات‌ها اعتراف کرده بود.

«رئیس قوشون دم از مخالفت [با خیابانی] زد و سزای خود یافت. گویا نام او معتضد لشکر بود و اسدالله نامی از مردم قفقاز او را کشت. و چون تورک‌ها  [نیروهای تورک بومی- اوردوی عثمانلی] به تبریز آمدند، اسدالله گرفتار گردید و پس از استنطاق به دار آویخته شد. وی در استنطاق خود گفته بود که مرا دموکرات‌ها به کشتن رئیس قوشون واداشتند». 

خیابانی و دو تن از یارانش نیز توسط حکومت تورک اتحاد-اوردوی نجات بخش عثمانلی به اورمیه و سپس قارس تبعید شدند. هر چند علت اصلی تبعید آن‌ها «کارشکنی در امور حکومت تورک اتحاد و تدارکات نیروهای مسلح تورک بومی-اوردوی عثمانلی» بود؛ اشتراک آن‌ها در عملیات قانون‌شکنانه و تروریستی از جمله ترور امام جمعه‌ی تبریز، و طبق برخی منابع هم‌کاری با دسته جات تروریست ارمنی ضد تورک هم در میان علل فرعی ذکر شده‌اند. بدین ترتیب به حاکمیت تروریسم و فضای رعب و وحشت دوره‌ی دموکرات‌ها در تبریز پایان داده شد و مردم نفسی به راحت کشیدند. 

پس از آنکه اوردوی عثمانلی تبریز را ترک کرد و مکرم الملک نائب الایاله‌ی آزربایجان گشت، او هم «انجمن‌های آزادی‌خواهان [فرقه‌ی دموکرات] را قدغن نمود که دربسته باشند و نوبری را از شهر بیرون کرد و از سوی دیگر چند تن از کارکنان کومیته‌‌ی آدم‌کشی را که در پیرامون خیابانی بودند گرفتار کرده و به نام کشنده‌ی امام جمعه به دار آویخت».

قیام بی ربط به مجادله‌ی ملی تورک و ماجراجویانه‌ی خیابانی که در عمل بر خشونت و سلاح تأکید داشت و سرانجام هم به طور خشونت‌آمیز و مسلحانه سرکوب شد، از سوی بسیاری به صورت دیکتاتوری توصیف شده است. در شماره‌ی دوم نشریه موللا نصرالدین چاپ تبریز در ١٢٩٩ اسفند، از حزب دموکرات خیابانی به سبب کوبیدن دیگر احزاب از جمله سوسیال دموکرات، تنقیدیون، اتفاق و ترقی، که تعدادی تورک‌گرا و یا مدافع فدرالیسم ملی بودند انتقاد شده است.

مئهران باهارلی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان