کد خبر: ۲۹۶۲۳
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۳:۳۹-16 March 2022
هر که نقصِ خویش را دید و شناخت/ اندر اِستکمالِ خود، دو اسبه تاخت
ز آن نمی‌پَّرد به سوی ذوالجَلال
کو گُمانی می‌بَرَد خود را کمال

عِلّتی بتّر ز پندارِ کمال
نیست اندر جان تو ای ذُو دَلال

از دل و از دیده‌ات بس خون رود
تا زِ تو این مُعجِبی بیرون رود

عِلّت ابلیس اَنَا خیری بُده ست
وین مرض، در نفس هر مخلوق هست

گرچه خود را بس شکسته بیند او
آبِ صافی دان و سِرگین زیرِ جُو

چون بشوراند ترا در امتحان
آب، سِرگین رنگ گردد در زمان

در تگِ جُو هست سِرگین ای فَتی
گرچه جُو صافی نماید مر تو را

( دفتر اول مثنوی، ابیات ۳۲۱۲ به بعد)

مثنوی شریف مولانا، کتابی است که انسان می تواند آن را همانند آینه ی غمّاز و بی زنگاری در دست گیرد و به کشف و تماشای جان و روح و ذهن و ضمیر خود با تمام راز و رمزها، فراز و فرودها، دنائت‌ها و حقارت‌ها و جلالت‌ها و شرافت‌هایش بپردازد. همدلی و همنشینی با معارف و اسرار جلیل و حال و هوای جانپرور و قدسی این کتاب معنوی، اندک اندک بر حسب همت و جِدّ و جهدِ سالک و تشنه کامِ حقیقت، پرده از هزار توی ضمیر او بر می دارد و راه را برای والاترین و دشوارترین شناخت ها یعنی "خودشناسی" هموار می سازد. 

مولانا در جای جای این کتابِ کتاب‌ها، از مخاطب بیدار و جان آگاهش می خواهد تا در احوال نَفسِ خود نیکوتر نظر کند و به شناخت نقص ها و کاستی های خود نائل آید. از نگاه مولانا، کمال طلبی و کمال خواهی در گرو بصیرت و آگاهی از نقص هاست. انسانهایی که به چنین معرفت و بصیرتی دست یافته اند در عرصه ی کمال خواهی دو اسبه یعنی با شتاب هرچه تمام بدون ضایع کردن عمر و فوت وقت به پیش می تازند. آن کس که دچار پندارِ کمال شود و در خویشتن عیب و نقصی نیابد، یقینا پر و بالی در هوای حقیقت و سفر به ناکجا و کوی حضرت ذوالجلال نمی گشاید و لاجرم از شکفتگی و شادی و  دیدارِ افق های تازه و  جان ها و جهان های بلند، محروم می ماند. 

به چشم مولانا، همان چشمان پُر خمارِ نازنینی که سرمه و روشنا از حضرت حق یافته بود، در جان و روح آدمی، هیچ بیماری(علّتی) زیانبارتر و مهلک تر از پندارِ کمال نیست. علاج بیماری معجبی و خودپسندی، البته کار سهل  و ساده ای نیست. حصول به این مقصد عالی، با خون دل خوردن های بسیار میسّر می شود. انسانهایی که واجد چنین بیماری هستند باید بدانند که با ابلیس هم بسترند و شیر از پستان او می نوشند. همان ابلیسی که فرمان سجده ی خداوند بر آدم خاکی را نپذیرفت و از سر نخوت و قیاسی باطل،  بانگ رسوای "انا خیر منه، خلقتنی من نار و خلقته من طین"، بر زبان آورد. 

مولانا خیرخواهانه از ما می خواهد تا مراقب چنین مرض و عفونت هولناکی باشیم. مرضی که بی استثنا در جان هر آفریده و مخلوقی نهان است و چون زمینه و مجال مناسبی یابد، سر باز می کند و چرکاب کشنده اش در تار و پود جان و رگهای روان آدمی جاری می شود. در ادامه، مولانا با تمثیل بسیار جالب و روشن و راهگشایی این حقیقت را با ما در میان می نهد که هیچ انسانی نباید نفس و باطن خود را از دام کبر و غرور مُبَرّا بداند. بسا کسانی که ظاهری فروتن دارند و به چشم خویش و دیگران شکسته و متواضع می نمایند با این همه جان آنها جولانگاه پنهان کبر و نخوت و خودخواهی است.  

حال چنین افرادی، در مَثَل به آبی می ماند که در نگاه نخست، صاف و زلال می نماید اما زیر و بستر آن پوشیده از سرگین های دل آزار است. کافی است تا کسی این آب را که به نظر پاک و زلال می نماید با چوبی و یا هر وسیلت دیگری زیر و زبر کند و درهم بشوراند. آنگاه درخواهد یافت که آن آب پاک و زلال، رنگِ سرگین به خود می گیرد و نهانش، عیان و رسوا می شود. پس ای جوان، بهوش باش که در ته جویبار شخصیت تو، سرگین های بی شماری( خلق و خوهای دل آزار و ناپسند) وجود دارد، اگرچه ظاهر جویبار، صاف و پاک جلوه می نماید.

ایرج رضایی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان