کد خبر: ۲۹۵۹۴
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۳:۴۸-14 March 2022
مفهوم کودک و عوالم کودکی در آثار ادبی کهن و متون فرهنگی گذشته ی ما چنان که باید محل اعتنا و توجه جدّی نبوده است.
اساسا مقوله ی ادبیات کودک، ژانر ادبی تازه ای است که متاثر از ادبیات غرب در سالهای پس از انقلاب مشروطه، جای خودش را اندک اندک در ادبیات معاصر ما باز کرده است آن‌گونه که شاعران و نویسندگانی به این فکر افتادند که به طور خاص برای مخاطبان کودک بنویسند. 

کودکانی که تحقیقات روانشناسانی چون "ژان پیاژه" نشان داده که دنیایی متفاوت از دنیای آدم بزرگ ها دارند و از همین رو بایستی با توجه به نیازها و  ذهنیت و رفتار و روحیات ایشان، به خلق آثاری در قالب شعر و قصه و داستان پرداخت. البته ناگفته نماند که افسانه ها، مَثَل ها و مَتَل ها و قصه ها و داستان های عامیانه ای از قدیم وجود داشته که در فحوای نکته های آموزشی و تربیتی، مایه ی سرگرمی بچه ها و برانگیختن حس کنجکاوی و اعجاب و شگفتی آنها بوده و مهم تر از اینها، فرصتی برای کودکان فراهم ‌می کرده تا برای لحظاتی هم که شده، از دنیای واقعی بزرگترها که عاری از تلخی ها و خشونت ها نبوده است، فاصله بگیرند و از این طریق، در دامن پرمهر رویا و تخیل پناهگاهی یابند و محرومیت ها و ناکامی های عاطفی و نیازهای برآورده ناشده‌ی دوران کودکی را تا حدی جبران نمایند. 

از این داستان ها و قصه ها که بگذریم در ادبیات سنتی ما ایام کودکی در اغلب موارد، رمز و تمثیلی از جهل و  غفلت و بی خبری دانسته می شد و شاعران هرجا که می خواستند به جهل و نادانی و غفلت و دیگر مفاهیم منفی از این دست اشاره کنند، روزگار طفلی و کودکی را به عنوان شاهد سخن و اثبات مدعای خویش ذکر می کردند. 

در واقع توجه گذشتگان بیشتر ناظر بر سویه ها و ابعاد منفی عوالم کودکی بوده و به جنبه های مثبت و ارزشمند عواطف و احساسات کودکانگی که امروزه این همه بر آن تاکید بلیغ می شود مثل حس در لحظه زیستن، پرسشگری، رویاپردازی، تازگی نگاه، شگفت زدگی در مواجهه با پدیده های هستی و بازی و شادی و شنگی و سبکبالی، اعتنای درخوری نداشته اند‌. در این میان، مولانا از جمله عارفانی است که در آثارش، خاصه در مثنوی به رفتار کودکان و عوالم کودکی، برای بیان مقاصد عرفانی خویش استشهاد می کند که گاهی نشان از ژرف نگری و دقت خاص او در رفتار کودکان دارد. 

هر چند همان طور که اشاره شد، این رفتارها را غالبا همچون رمز و تمثیلی برای خامی و غفلت اهل دنیا و کسانی که همواره به دور از حزم و احتیاط و عاقبت اندیشی، گرفتار پاسخدهی به نیازهای فوری و فوتی خودشان هستند، به کار می گیرد. یکی از نمونه های جالب این ابیات مثنوی است:
 
از خمیری اُشتر و شیری پَزَند
کودکان از حرص آن کف می گَزَند

شیر و اُشتر، نان شود اندر دهان
در نگیرد این سخن با کودکان!

این ابیات نشان می دهد در زمان مولانا هم مثل امروز، نان و شیرینی هایی به شکل حیواناتی چون شیر و شتر درست می کردند و کودکان بر سر تصاحب این حیوانات مجازی از سر حرص، با یکدیگر نزاع می کردند و کف دستشان را گاز می گرفتند، غافل از اینکه این حیوانات واقعی نیستند و چون به دهان روند تبدیل به خمیر و نان می شوند. در نگاه مولانا، حال دنیاپرستان، بی شباهت به حال کودکان نیست که اسباب و  مال و متاع دنیا را همچون کودکان، پایدار و جدی گرفته اند و از حقیقت دنیا و خصلت ناپایداری و سرشت بازیچه بودن آن غافل گشته اند.

ایرج رضایی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان