کد خبر: ۲۹۵۶۵
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۱-11 March 2022
فردوسی از دل و جان علاقه‌مند بر روایات قدیمی ملّی ایران بود.
عشق و علاقۀ او نسبت به شاهان و پهلوانان ایران از هریک بیتی که به نام آنها می‌سراید، آشکار می‌شود. فردوسی آنها را کاملاً خداپرست معرّفی کرده و هیچ خوانندۀ دقیقی جز این احساس نخواهد کرد که آمرزش خدایی نصیب همۀ آنها شده است و نیز از خدا درخواست می‌کند که گناهان دقیقی (زردشتی!) را عفو نموده و روز رستاخیز او را آمرزش فرماید. چنین سخنی از یک مسلمان حقیقی شایسته نیست. 

او یک میل و علاقۀ آمیخته به دلدادگی به آن آئین مغانی که هم موافق اصول عقلی و هم به دلخواه اوست، دارد.  از بحث در مسائلی از دین کهن که نه فقط منافی با عقاید یک نفر مسلمان بلکه متباین با فکر اشخاصِ بازنظر است، پرهیز کرده، یا آنکه آنها را به طریق دیگری تعبیر می‌کند؛ ولو آنکه ممکن است که در این خصوص مؤلفین کتابِ مأخذ او پیشقدم بوده باشند. 

فردوسی این قول را که ایرانیان قدیم آتش‌پرست بوده‌اند رد می‌کند. به عقیدۀ او آتش فقط برای تعیین سمت نماز می‌باشد، در صورتی که فقط خدا را می‌پرستیده‌اند. 
فردوسی به طور قطع مذهبی است؛ او جداً خداپرست و یکتاپرست است و این عقیدۀ اساسی خود را دربارۀ همۀ پهلوانانِ خود نیز شامل می‌دارد. بنابر گفتۀ او به چگونگی خدا نمی‌توان پی برد، تنها کفایت می‌کند که آدم به وجود او قائل باشد.  

او ثنویت مزدیسنا را رد می‌کند: «خدا آفریدگار خوبی و بدی و هستی و نیستی است». گفته‌های او در بدوِ کتاب عقایدِ  خداپرستی مطلق است و ربطی به عقاید مخصوص مسلمانی ندارد و نیز در مرثیۀ پسرش، آنجا که دل شاعر صریح و آشکار گفتگو می‌کند، هیچ نکته‌ای که در واقع مربوط به عقیدۀ مسلمانی باشد گوشزد نمی‌شود.

در افسانه‌ای که از مآخذ اسلامی اقتباس شده و راجع به زیارت اسکندر از کعبه است، اظهار می‌کند که خدای زمین و زمان احتیاجی به جا و مکان ندارد. مکان مقدّس عرب‌ها در این فصل نیز  مانند مکان مقدّس مغان در جایی که آنها در مقابل آتش خدا را می‌پرستند، مجسّم شده است [و] می‌گوید که برای پیشینیان ما آتش فقط برای تعیین سمتِ نیایش بود، همان طوری که برای عرب‌ها سنگ سمت پرستش است. 
قطعاً از عرب‌ها که این دینِ جدید را آورده‌اند متنفّر است. در جایی می‌گوید عرب‌ها از لحاظ منافع شخصی به امیر خود خیانت می‌کنند، آن مردمان شکم‌گرسنه هستند. یزدگرد راجع به مسلمانان فاتح می‌نویسد:
از این مارخوار اهرمن‌چهرگان
ز دانایی و شرم بی بهرگان
نه گنج و نه نام نه تخت و نژاد
همی داد خواهند گیتی به باد

همچنین است در این بیت که از جهت تیرگی رنگ چهرشان «زاغ‌سران» نامیده می‌شوند:
از این زاغ‌سارانِ بی آب و رنگ
نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

فردوسی دورۀ اسلامی را در مقابل زمانی که شاهان ملّی فرمانفرمایی می‌کردند، یک دورۀ بسیار نحسی مجسّم می‌کند. البتّه تمام این مطالب طوری بیان شده که در تفسیر کلام به کلام آن نمی‌توان علناً نتیجه گرفت که خود شاعر از اسلام بیزار بوده است.


منبع:
حماسۀ ملّی ایران، تئودور نولدکه، ترجمۀ بزرگِ علوی، با مقدمۀ استاد سعید نفیسی، مؤسسۀ انتشارات نگاه، تهران، ۱۳۷۹، ص: ۱۰۸ ـ ۱۰۵ 




کانال نقل معانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان