کد خبر: ۲۹۴۶۹
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۱۸-05 March 2022
از یک حکایت شمس در مقالات چنین برمی‌آید که برخی از دوستداران او که مجذوبِ شخصیتِ یکسره خاص و متفاوت و نگاه و کلامِ گرم و‌‌ گیرای او بوده‌اند، از او می‌خواسته‌اند برای آنها تفسیر قرآن بسازد.
پاسخ شمس و عذرِ امتناع غریبی که می‌آورد به روشنی نشان می‌دهد که شمس اگر به چنین کاری مبادرت می‌کرد و سخنان او مصون از گزند زمانه به دست ما می‌رسید، اکنون با چه متن ممتاز و خارق‌العاده‌ای مواجه بودیم. متنی که بی‌شک در میان رویکردهای #عرفانی به #قرآن همچون آتش مهیبی که بر فراز کوه بلندی روشن است، از شدتِ تابانی و درخشندگی، چشم ها را در نظاره‌ی خود خیره و حیران می‌کرد و به حیات روحی و معنوی مسلمانان، فراخناکی و طراوت و تازگی افزون‌تری می‌بخشید.    

"گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز. گفتم تفسیر ما چنان است که می‌دانید نی از محمد و نی از خدا. این "من" نیز منکِر می‌شود مرا. می‌گویمش چون منکری، رها کن برو، ما را چه صُداع (دردِ سر) می‌دهی؟ می‌گوید: نی نروم. همچنین می‌باشم منکِر. این که نفس من است، سخن من فهم نمی‌کند. چنان که آن خطاط سه‌گون خط نبشتی. یکی او خواندی، لاغیر. یکی هم او خواندی هم غیر، یکی نه او خواندی نه غیر او. آن منم که سخن گویم. نه من دانم و نه غیر من!" (مقالات شمس، چاپ استاد موحد، ص ۲۶۰)

از آنجا که شناخت انسان خویشتن را در مرکز تعلیمات شمس قرار دارد، می‌توان تصور کرد چنین تفسیری اگر شکل می‌گرفت، امروز در میان تفاسیر متعدد به‌جا مانده از قرآن، یکی از انسان‌مدارانه‌ترین تفسیرها را در اختیار داشتیم. به گفته‌ی محقق فاضل و ارجمند، دکتر مهدی سالاری‌نسب: "کلیت اندیشه‌ی شمس، از جمله هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی او بر انسان و انسان‌محوری بنا می‌شود. او همه چیز را در درون انسان می‌جوید و با سنجه‌ی آدمی می‌سنجد. بنابراین ورود به بارگاه اندیشه‌ی شمس از درگاه انسان آغاز می‌شود." ( کتاب شمس تبریز، دفتر نخست، نشر نی، ص ۵۰)

نمونه‌ای از رویکردِ سراسر نغز و خلاقانه‌ی تاویلی و هرمنوتیکی او را در مواجهه با قرآن، که به دور از جزم‌اندیشی‌ها و تنگ‌نظری‌های معمول بر حرمت و منزلت انسان و جوهر والای انسانی تاکید دارد، می‌توان در این بند از سخنان او در تفسیر آیه‌‌ای مشاهده کرد که می‌فرماید: "اسرافکاران برادران شیطان‌هایند".

"اِنَّ المُبَذّرینَ کانوا اِخوانَ الشّیاطین. مبذران آنهااند که عمر عزیز را که سرمایه‌ی سعادت ابد است خرج کنند. گیرم که حشر و عقوبتی نباشد، چنین جوهر را زیر سنگ نهادن و فانی کردن دریغت نمی‌آید؟" (مقالات شمس)

عنایت دارید که شمس در تفسیر این آیه، عجالتا تمام معتقدات متافیزکی مبنی بر حشر و رستاخیز را کنار می‌گذارد و با فرض این که مخاطبِ کلام او هیچ اعتقادی به زندگی پس از مرگ ندارد و مرگ را پایان کار آدمی می‌داند، چنین تفسیر لطیف و دل‌انگیزی ارائه می‌دهد. 

ایرج رضایی




جمهوریت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان