کد خبر: ۲۹۳۶۶
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۲:۴۷-24 February 2022
عنایت‌الله سمیعی ملقب به مدبرالدوله و مشهور به مدبرالدوله سمیعی یا "عنایت‌الله‌خان مُدبّرالدولۀ سمیعی" [به احتمال زیاد آرمیده در آرامگاه ظهیرالدوله]
مدبرالدوله سمیعی از رجال سیاسی و فرهنگی نامدار ایران و از دولتمردان و دیپلمات‌های برجستۀ ایرانی در عصر رضاشاه پهلوی بود. وی همچنین وزیر امورخارجه ایران در کابینۀ محمود جم، برای سالها وزیر مختار و سفیر ایران در عراق، سفیر ایران در آلمان، معاون وزارت فرهنگ، کفیل وزارت اقتصاد ملی و... بود. 

امضای پیمان سعدآباد بنمایندگی از ایران، تأسیس سفارت ایران در عراق، ریاست هیئت نمایندگی ایران در کمیسیون اقتصاد جهانی، و دهها مورد فعالیتهای فرهنگی و سیاسی دیگر، از جمله فعالیتهای شاخص اوست.

پنجم اسفندماه سالروز درگذشت عنایت‌الله سمیعی مدبرالدوله است.

خلاصۀ زندگینامه

عنایت‌الله سمیعی که بعدها به لقب مدبرالدوله ملقب گردید، در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در تهران (به روایتی)[۱]و یا در سال ۱۲۶۷ خورشیدی در شهر رشت (به روایت دیگر)[۲]دیده به جهان گشود. [۳] پدرش میرزا ابراهیم مدبرالدوله از رجال فرهنگی گیلان و از خاندان مشهور سمیعی بود که از اعقاب "حاج سمیع میلانی آذربایجانی" به شمار می‌روند[۴].

عنایت الله سمیعی تحصیلات مقدماتى خود را در زادگاه خویش پایان داد و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در تهران وی وارد مدرسۀ عالى علوم سیاسى که به تازگی (در اواخر عصر قاجاریه) تأسیس شده بود، گردید و جزو یکی از نخستین گروههای محصلین این مدرسه به تحصیل مشغول شد[۵]. او دورۀ مدرسۀ عالی علوم سیاسی را با موفقیت به اتمام رسانید و سپس برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و در رشتۀ حقوق مشغول ادامۀ تحصیل شد.

عنایت الله سمیعی پس از فراغت از تحصیل به ایران بازگشت و در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در دستگاه دولت استخدام گردید.

در همین دوران وی که پس از مرگ پدر لقب او را احراز کرده و با عنوان "عنایت الله مدبرالدوله" خوانده می شد، همکاری خود را با برخی مطبوعات پایتخت آغاز کرد و از جمله بنا به روایت زنده‌یاد استاد ایرج افشار، در کنار نویسندگانی چون: محمود پهلوی(محمود محمود بعدی)، اسماعیل یکانی، و حسین کاظم‌‌زاده ایرانشهر (که بعدها همگی از نویسندگان شاخص و نامدار ایران شدند)، با سیدعبدالرحیم خلخالی در نگارش نشریۀ پروین، همکاری نمود.

وی که در ابتدا به استخدام وزارت داخله درآمده بود، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی بعنوان مدیرکل بخش امور شرقی وزارت‏ داخله  منصوب شد.[۶]. این مقام در وزارت داخله (وزارت کشور امروزی) "مدیر ادارۀ شرق" خوانده می‌شد.

عنایت الله سمیعی چندى بعد به سمتِ ریاست ادارۀ معارف و اوقاف گیلان رسید و در آن دیار که سرزمین آباء و اجدادی او محسوب میشد، منشاء خدماتی شد.از آنجا وی به مقام مدیرکلى وزارت معارف منصوب شد و تا سال ۱۳۰۲ در این منصب باقی ماند.
 مدبرالدوله در ۱۳۰۲ خورشیدی بعنوان منشی ریاست وزراء و یکسال بعد در سال ۱۳۰۳ به ریاست دفتر کابینه رسید. این مناصب مصادف با هنگامى بود که رضاخان سردار سپه به نخست‏‌وزیرى رسیده بود و از این روی احراز ریاست دفتر نخست‏‌وزیرى و ریاست کابینۀ هیئت وزیران توسط مدبرالدوله سمیعی جز به دستور یا اشارۀ سردارسپه ممکن نبود و وی در مقام منشی ریاست وزراء و ریاست دفتر کابینه تحت فرمان مستقیم رضاخان سردارسپه و از همراهان همیشگی او بود. 

مدتی پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه پهلوی و در سال ۱۳۰۶ خورشیدی عنایت‌الله مدبرالدوله (که پس از متداول شدن سجل احوال و نام خانوادگی در ایران بیاد جدّ خود حاج سمیع میلانی آذربایجانی، و به همراه دیگر اعضای این خاندان، فامیلی سمیعی را برای خود برگزیده بود) به معاونت وزارت‏ داخله، و سپس به معاونت وزارت فوائد عامه و تجارت رسید.

وی در سال ۱۳۰۸ به وزارت خارجه انتقال یافت و از ۱۵ تیر ۱۳۰۸ تا اول بهمن ۱۳۰۹ خورشیدی به سفارت ایران در عراق (یا بعنوان وزیر مختار ایران در بغداد) منصوب گردید.

مدبرالدوله سمیعی سپس به تهران فراخوانده شد از ۳۰ دی ۱۳۰۹ تا ۱۳ خرداد ۱۳۱۰ خورشیدی در کابینه مهدیقلی‏ هدایت بعنوان کفیل وزارت اقتصاد ملی برگزیده شد.
وی از بهمن ۱۳۱۰ تا آذر ۱۳۱۲ خورشیدی سفیر ایران‏ در آلمان بود و بعنوان وزیر مختار ایران در برلن شناخته می‌شد. وی در همین دوران بعنوان رئیس هیئت اعزامى ایران در کمیسیون اقتصادى جهان، در مجامع این کمیسیون شرکت داشت. 

مدبرالدوله سمیعی همچنین از آذر ۱۳۱۲ تا فروردین ۱۳۱۵ خورشیدی مجددا سفیر ایران در عراق شد. عنایت‌الله سمیعی سپس از ۲۵ فروردین ۱۳۱۵ تا اسفند ۱۳۱۶ خورشیدی در کابینۀ زنده‌یاد محمود جم بعنوان شصت و دومین وزیر امور خارجۀ ایران برگزیده شد. منصبی که تا زمان درگذشت او تداوم داشت.

وی سرانجام در روز پنجم اسفندماه سال ۱۳۱۷ خورشیدی بر اثر سپتی‌سمی (=انتشار عفونت در خون) ناشی از عفونت گوش (یا بنا به روایتی بر اثر بیمارى سرطان) در برلن درگذشت. پیکر او پس از انتقال به ایران احتمالن در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

یک توضیح: نوشتۀ بالا مختصری از زندگینامه مدبرالدوله سمیعی است و ضمن آن به خدمات متعدد او در مناصب مختلفش (که در زندگینامه‌های دیگر او مورد اشاره قرار گرفته‌اند) اشاره نشده است. علت این اختصار تردید در مورد دفن او در آرامگاه ظهیرالدوله است. توضیح این که در قطعهA آرامگاه (ردیف ۲۱، شماره ۱۹)، سنگ مقبره‌ای هست که از مندرجات آن تنها عبارت: "...ت الله سمیعی" خوانا باقی مانده است که با توجه به برخی قرائن از جمله خوانش نگارنده[=ملک محمد] از بخشهای ناخوانا، و نیز مجاورت این سنگ قبر با مقبرۀ برخی دیگر از اعضای خاندان مکرم سمیعی (از جمله مقبرۀ دکتر عطاءالله سمیعی (برادر کوچکتر مدبرالدوله)،  نعمت‌الله سمیعی (برادرزاده مدبرالدوله)، و ...، این قبر به احتمال زیاد قبر عنایت‌الله سمیعی ملقب به مُدبّرالدوله و معروف به مدبرالدوله سمیعی بوده است. 

متاسفانه در هیچیک از زندگینامه‌های مدبرالدوله به محل خاک‌سپاری او اشاره نشده است و ضمنن جستجوی نشریات بهمن‌ماه ۱۳۱۶ نیز با توجه به فاصله زمانی میان درگذشت مدبرالدوله با زمان انتقال پیکر او به ایران و خاک‌سپاریش بی‌حاصل بود. بر این اساس از مطلعین و بویژه اعضا و بستگان خاندان معظم سمیعی طلب راهنمایی و رفع این تردید را دارم.


برخی از پاورقی‌های متن
[۱] بخش اعظم مندرجات سنگ قبر محو و نابود شده و خوانا نیست و به همین دلیل تا قبل از بررسی نگارنده در هیچ کجا به دفن مرحوم مدبرالدوله در این آرامگاه اشاره نرفته است. با این وجود بنا به برخی قرائن که در ادامۀ متن از آنها صحبت کرده ام، به ظن قریب به یقین این قبر به زنده یاد مدبرالدوله سمیعی تعلق دارد.

[۱] کریمیان، علی؛ نمونۀ امضای اعضای هیئت دولت (از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی)؛ مجلۀ گنجینۀ اسناد، شماره ۱۰ و ۱۱، تابستان و پاییز ۱۳۷۲، صفحۀ: ۷۸
[۲] عاقلی، باقر؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران؛ پیشین، جلد ۲، صفحۀ: ۸۳۰
[۳] با توجه به محو و نابود شدن مندرجات سنگ قبر مرحوم مدبرالدوله سمیعی، امکان ترجیح یکی از این تاریخها بر دیگری همانند دیگر زندگینامه هایی که در این مجموعه تدوین کرده ام، وجود ندارد.
[۴] دربارۀ حاج سمیع و نحوۀ مهاجرت او از آذربایجان به گیلان در عصر افشاریه و همینطور خاندان بزرگی که از احفاد او در گیلان نشو و نما کرده اند، ذیل مقالات مربوط به دیگر اعضای این خاندان به تفصیل صحبت کرده ام.
[۵] نقل به مضمون از: عاقلی، باقر؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران؛ پیشین، جلد ۲، صفحۀ: ۸۳۰ (به همراه اضافاتی از نگارنده)
[۶] کریمیان، علی؛ نمونۀ امضای اعضای هیئت دولت (از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی)؛ پیشین، صفحۀ: ۷۸
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان