کد خبر: ۲۹۲۱۹
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۰:۴۷-12 February 2022
ایران، در نمادشناسی باستانی ایرانی، سرزمینِ سپندِ روشنی، سرزمین روز است؛ و توران سرزمینِ دُروند تیرگی، سرزمینِ شب است.
از این روی ایرانیان فرزندان روزند، و تورانیان زادگان شب. آنان همواره با روشنایی و روز در پیوندند؛ و اینان پیوسته با تاریکی و شب. ناگفته پیداست که روشنایی و روز نمادهای خجسته و نیک و اهورایی‌اند؛ و تاریکی و شب نمادهای گجسته و بد و اهریمنی... از آنجاست که سپیدی رنگ سور و عروسی‌ست و سیاهی رنگ سوگ و مرگ. بر پایۀ این دو نماد و نگارۀ باستانی است که در زبان پارسی سپیدبخت کنایتی است از فرّخروز و نیک‌اختر و سیاه‌بخت کنایتی است از شوریده‌روز و بداختر.

رای زدن ایرانیان در روز

ایرانیان در شاهنامه، همواره به هنگام روز و در روشنایی، در دشواریها و پُرسمانها رای می‌زنند:

۱ـ زال دربارۀ رودابه و پیوند و پیوکانی با او، با بزرگان رای‌ می‌زند:

چو زد بر سر کوه بر تیغ شید
چو کافور شد روی گیتی سپید
درِ بار بگشاد دستانِ سام
برفتند گردان به زرّین ستام

۲ـ رای زدن سام با بزرگان، دربارۀ زال و رودابه:

چو برخاست از خواب از موبدان
یکی انجمن کرد با بخردان

۳ـ رای زدن ایرانیان با یکدیگر، دربارۀ بازگشت به ایران پس از آنکه از پیران ویسه شکست خورده‌اند:

چو برزد سر از کوه تابنده شید
برآمد سرِ تاجِ روزِ سپید
سپاه پراکنده گِرد آمدند
همی هرکسی داستانها زدند

رای زدن تورانیان در شب

۱ـ پیران با تورانیان رای می‌زند، آنگاه که ایرانیان برای کین‌خواهی سیاووش به توران تاخته‌اند:

سر از کوه برزد همان گاه ماه
چو بر تخت پیروزه، پیروز شاه
سپهدار پیران سپه را بخواند
همی گفت: زیشان فراوان نماند...

۲ـ رای زدن کاموس کُشانی و خاقان، در نبرد با ایرانیان:

ز خورشید چون شد جهان لعل فام
شبِ تیره بر چرخ بگذاشت گام،
دلیران لشکر شدند انجمن
که بودند دانا و شمشیرزن
همی رای زد رزم را هرکسی
از ایران سخن گفت هرکس بسی

ایرانیان شبیخون نمی‌زنند

ایرانیان فرزند روشنی و روزند؛ از این روی شبیخون را خوش نمی‌دارند؛ نمونه را فریبرز بر زبان رهام، بدین سان رای ایرانیان را دربارۀ شبیخون به پیران ویسه می‌رساند:

کسی کو بلا جُست گُرد آن بُوَد
شبیخون نه کردار مردان بُوَد
شبیخون نسازند گُندآوران
کسی کو گراید به گرزِ گران

تورانیان شبیخون می‌زنند

۱ـ سلم و تور به منوچهر شبیخون می‌زنند:

به تدبیر با یکدگر ساختند
 همی رای بیهوده انداختند
که چون شب شود ما شبیخون کنیم
همه دشت و هامون پر از خون کنیم

۲ـ افراسیاب هنگام شب به سیاوش می‌تازد:

دو بهره چو از تیره شب درگذشت،
طلایه هم آنگه بیامد ز دشت،
که افراسیاب و فراوان سپاه
پدید آمد از دور تازان به راه

منبع:
رؤیا، حماسه، اسطوره، میرجلال‌الدین کزّازی، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۶، ص: ۱۶۹ تا ۱۸۲ 



کانال نقل معانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان