کد خبر: ۲۹۰۸۵
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۱-29 January 2022
تلفظ درست واژه‌ی آسمان که در شعر و ادب فارسی به صورت چرخ، فلک، گردون، گنبد گردون، قدح لاجوردی، فانوس خیال و غیره …. به کار رفته آسمان (asman) است و نه آسِمان (aseman)، و از دو بخش«آس» و «مان» بوجود آمده است.
«آس» به معنای آسیا، آسیاب و «مان» هم که پسوند مشابهت است ، به معنای مانند و مثل. یعنی چیزی که مثل آسیا می چرخد و می گردد و نمی آساید. چنان که شاعران – البته شاعران متقدم – در این زمینه گفته اند:

آسیا آساست ناساید دمی
آسمان زان است نام او همی
 (عطار)

چرخ سجود می کند،خرقه کبود می کند
چرخ زنان چو صوفیان، چون که ز تو صلا رسد (مولانا)

ایرانیان باستان، برای آسمان چهار پایگاه (= طبقه) می شناختند: پایگاه ستارگان، پایگاه ماه ، پایگاه خورشید و پایگاه روشنایی بیکران که همانا بهشت برین باشد.

اما از دوره ی ساسانیان تعداد طبقات آسمان به هفت رسید.
 فردوسی در یک بیت از این هفت طبقه به این صورت نام می برد:

چو کیوان و بهرام و ناهید و شیر
چو خورشید و تیر از بر و ماه زیر

در بیتی دیگر نیز فردوسی آسمان را دارای هفت طبقه و زمین را هم دارای هفت طبقه می داند. او ضمن تصویر کردن میدان جنگ و گرد و خاکی که از زمین بلند می شود و به آسمان می رود، می گوید آنقدر گرد از زمین برخاست که گویی یک طبقه از زمین برداشته شد و به آسمان رفت:

زِ گَردِ سواران در آن پهن دشت
زمین شد شش و آسمان گشت هشت
                    
به نظر «اخوان الصفا»، زمین در مرکز عالم قرار گرفته است و این افلاک گرد آن را فرا گرفته اند. این افلاک نُه گانه به ترتیب از بالا تا پایین عبارتند از: 

فلک الافلاک ، فلک ستارگان ثابت، فلک زحل، فلک مشتری، فلک مریخ، فلک شمس، فلک زهره، فلک عطارد، فلک قمر.  

از این نُه فلک، فلک الافلاک همان است که در قرآن کریم از آن به عرش یاد شده اشت.

به طور کلی باید گفت که در باورمتقدمان، آسمان جایگاهی پاک و مقدس بود که با عالمی دیگر پیوند داشت و رنگ آبی آن نیز بر معنویت و تقدس آن می افزود و اینگونه وانمود می شد که آسمان مکان خداوند و فرشتگان است و روان انسان بعد از مرگ بدانجا پرواز می کند.

به همین خاطر است که هنگام نیایش سر به آسمان برده و دست ها را به سوی آسمان دراز می کردند و هنگام دعای خیر و یا نفرین شر برای کسی با انگشت اشاره، آسمان را نشانه می گرفتند. مثلا ً فردوسی، رستم را هنگامی که از اسفندیار زخم برمی دارد، در حالی تصویر می زند که سر به سوی آسمان دارد و با خداوند در گفتگوست:

همی راند تیر گز اندر کمان
سر خویش کرده سوی آسمان

همی گفت کای پاک دادار هور
فزاینده ی دانش و فرّ و زور

به بادا فره این گناهم مگیر
تو ای آفریننده ی ماه و تیر

فردوسی به این هم بسنده نمی کند. او در شاهنامه در پایان هر داستان – آن جا که می خواهد به نتیجه ای کلی برسد، آسمان را به میان می آورد و تمام گناهان را به پای او می نویسد مثلا ً پس از سوگواری رستم بر جنازه ی سهراب، آنجا که دیگر داستان به بن بست غم انگیز خود می رسد و خواننده با انبوهی از «چراها» ی تأسف بار روبروست، به التیام روان دردمند او می شتابد و می سراید:

چنین است کردار چرخ بلند
به دستی کلاه و به دستی کمند

چو شادان نشیند کسی با کلاه
به خم کمندش رباید ز ماه

نگاه خیام به« آسمان» و متعلقات آن، رنگی دیگر دارد. برای ذهن او که آفریینده را حتی زیر پرسش می گیرد چه فرق می کندکه تعداد طبقات آسمان چند تا باشد، «هفت» تا باشد یا «هشت» تا؟:

 خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت.
آنچه ذهن او را درگیر می کند انسان است و سرانجام ِ انسان:
  
ای بی‌خبران شکل مجسم هیچ است
وین طارم نُه‌سپهر ارقم هیچ است

خوش باش که در نشیمن کون و فساد
وابسته‌ی یک دمیم و آن هم هیچ است!

او به انسان که گناه آرزوهای پایمال شده اش را به گردن چرخ می اندازد و قضای آسمانی را دستاویز بدبختی های خود می داند، نهیب می زند که چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است:

نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

مولانا جلال الدین با آسمان از زاویه های مختلف برخورد هایی شگفت انگیز دارد.

او هم، چون شاعران دیگر «آسمان» را نماد قدرتِ خدا می داند و آن را در مقابل «زمین» که نماد انسان است، قرار می دهد و عنوان می کند که انسان خاکی را از پذیرش هر آنچه از سوی آسمان برایش مقدر شده باشد،




علوم‌وفنون‌ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان