کد خبر: ۲۸۹۱۲
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۳-09 January 2022
مدتی است می خواهم این مطلب را بنویسم و‌ راستش تا به امروز صبح فرصتش را پیدا نکرده بودم.
مخاطب این‌ نوشته دوستان و آشنایان نویسنده من است مخصوصا دوستان ایرانی. چندی‌‌ پیش دیدم نویسنده‌ای شاکی بود که چرا کتاب های او را مردم نمی خرند و بعد سر خوانندگان بیچاره هوار می کشید که بیا! این کتاب من! برو از توی لینک آمازون یا جای دیگر بخر! یکی از دوستان نازنین هم نوشته ای عصبانی گذاشته بود از مواجه اش با فروشنده شهرکتاب که کتاب هایش را برای نشر نیاورده بود و نداشت و گفته بود که مگر من فاحشه ام که کتابم را تبلیغ کنم؟ اینها همه نمونه هایی از مواردی است که به نظر من نویسندگان کار خودشان را انجام نمی دهند و از روزگار و هوا انتظار دارند کتاب آنها را چاپ کند و هزار هزار برایشان بفروشد.  

من نمی دانم چطور نویسندگان ما به این نتیجه رسیده اند که «در جهان امروز» که هر سیستم موفقی روش و استراتژی موثر برای رسیدن به هدف دارد، ما می توانیم در خانه بنشینیم و صبح تا شب بنویسیم و از جهان انتظار داشته باشیم قلم ما روی کاغذ خشک نشده نوشته را از زیر دست ما بقاپد، شبانه ببرد چاپخانه چاپ کند و بعد کتاب فروشی آن لاین یا سر خیابان کتاب ما را بگذارد برای فروش و بعد خوانندگان هم صف بکشند کتاب ما را بخرند و دایم هم در شبکه های اجتماعی از آن حرف بزنند؟

واقعیت این است که ساز و کار نویسندگی در قرن بیست و یکم مثل همه هنرها و پیشه های دیگر فرق کرده است. اگر یک زمانی نویسنده در خانه می نشست و می نوشت و از آن طریق ارتزاق می کرد، امروزه برای بیشتر نویسندگان دنیا داشتن شغل دیگر در کنار نویسندگی لازم است. بیشتر نویسندگان معلم اند یا درس می دهند یا صدها شغل دیگر دارند. امروز هرکسی می تواند نوشته هایش را - چه ارزش ادبی داشته باشد یا نه - چاپ کند. از نوشتن در شبکه های اجتماعی بگیر تا وب لاگ شخصی یا گروهی تا چاپ کتاب در آمازون و روش های آن لاین دیگر. به واقع امروز آنچه گردن باریک و تنگ صنعت کتاب هست، چاپ نوشته نیست.  هر نوجوان دبیرستانی هم می تواند شعرهای عاشقانه اش را چاپ کند. آنچه سخت است انتشار نوشته و رساندن نوشته به دست مخاطبِ درست آن است و از آن سخت تر،  راضی کردن او به خریدن و خواندن کتاب است.

در ماه های گذشته من درباره ی راه های انتشار کتاب (منظورم منتشر کردن و دربرابر چشم مخاطب قرار دادن کتاب است) زیاد خوانده ام. در امریکا این کار مهم را برای نویسندگان مشهور پابلیسیست انجام می دهد. چند ماه قبل از چاپ کتاب پابلیسیست به تبلیغ درباره کتاب می پردازد و تلاش می کند کتاب پیش از چاپ، در مجلات و روزنامه های معتبر نقد شود، در یک یا چند برنامه رادیو درباره کتاب صحبت شود و یا بتواند در مکان های فیزیکی یا آن لاینِ معرفی کتاب به معرفی آن بپردازد و آن قلابی که خواننده را صید می کند در دریا بیاندازد. پابلیسیست ها در امریکا چیزی نزدیک ده هزار دلار برای سه ماه یا کمی بیشتر کارِ فشرده و مستمر از ناشر یا نویسنده دستمزد می گیرند و پر واضح است که برای اکثریت نویسندگانی که ناشر کوچکی کتابشان را در میاورد یا خودشان کتاب را چاپ می کنند، اختیار کردن پابلیسیست و پرداخت این مبلغ بسیار سخت و شاید ناممکن است. 

باید به این واقعیت اعتراف کنیم که اگر نمی توانیم پابلیسیست برای کتاب پیدا کنیم خودمان باید سعی کنیم دانش این کار را بیاموزیم و بعد تا حد امکان خودمان برای دیده شدن کتاب زحمت بکشیم. و دیده شدن کتاب هم فقط پست های آتشین در شبکه های اجتماعی گذاشتن نیست! خیلی از نویسنده ها مثل من خجولند یا فکر می کنند دون شان نویسنده است که راههای انتشار کتابش را یاد بگیرد و از دوستان و آشنایان در صنعت نشر بخواهد کتابش را نقد کنند یا معرفی کنند یا خودش ایمیل بزند و بخواهد و منتظر بماند و جواب نه و بی اعتنایی بشنود یا اصلا  تقاضایش را بسیاری حتی فرصت نکنند بخوانند. ولی درین جهانی که ما زندگی می کنیم، چاره ی دیگری وجود ندارد. تا بخواهی نویسنده، تا بخواهی کتاب، تا بخواهی نوشته برای خواندن! اگر می خواهی خواننده وقت عزیزش را درین زمانه ای که پر از راهزنان «وقت» است به تو بدهد، باید برایش زحمت بکشی. قدم رنجه کنی تا کتابخانه و یا رستوران یا قهوه خانه آنطرف شهر بروی و از آنها خواهش کنی و ببینی می شود دورهم آیی کتاب بگذارند؟ برای دوستت و آشنایت نامه بنویسی، به سر دبیر آن مجله و آن روزنامه و آن رادیو ایمیل بزنی. بر اساس شرایطی که هرکدام ازین پایانه های تبلیغاتی می خواهند کتاب و خلاصه کتاب و حرف حساب کتاب را بفرستی و منتظر بمانی. به بعضی دانشکده ها نامه بنویسی و هزار و یک کاری که هرگز حتی فکر نمی کردی باید برای نویسندگی انجام دهی انجام بدهی. 

۱) باید دانش نشر کتاب در قرن بیست و یکم را یاد بگیری 
۲) پیش فرض های گذشته و چهره‌ی آنتوان چخوفی و لئو تولستویی از نویسنده را که در عمق اندیشه فرورفته و دارد موقع نوشتن پیپ می کشد! را دور بریزی
۳) انرژی و وقتت را سامان دهی کنی و فهرستی از کارهایی که باید انجام دهی تهیه کنی
۴) کارهای فهرست شده را در چند ماه مانده به انتشار کتاب یک به یک انجام دهی
۵) و بدانی و به خاطر بسپاری که هیچ ضمانتی در آخر کار برای موفق شدن نیست
۶) شاید آنوقت موفق شوی. 

اما اینکه بنشینی و انتظار داشته باشی سر خواننده هوار بکشی چرا کتاب تو را نخریده است و یا چرا دنیا تو را کشف نکرده است آسان خواهی و زیاده طلبی است.

مژگان قاضی راد
برچسب ها: مژگان قاضی راد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان