کد خبر: ۲۸۸۸۰
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۸-06 January 2022
صرف نظر از بحث های حقوقی-سیاسی در خصوص سالم بودن یا نبودن و شائبه تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادثی که در کشور رخ داده است، می توان از منظری متفاوت هم به پرونده این انتخابات نگریست و آن را تحلیل کرد.
سئوال کلیدی این است که مجموعه نیروهای اجتماعی حامی میرحسین موسوی که بعد از انتخابات خود را "جنبش سبز" خوانند، چرا صرفا در برخی نقاط تهران نمود یافتتند و چرا این حرکت به بقیه نقاط کشور سرایت پیدا نکرد؟

شاید گویاترین اشاره نسبت به این "مدعا" در سخنرانی سردار احمدی مقدم، فرمانده ناجا چند روز بعد از حوادث انتخاباتی تهران بود که وی سخنانی با این مضمون گفته بود: ما در تهران از منطقه "بلوار کشاورز" به بالا مشکل داریم و این منطقه بحران ساز است، در این منطقه بیش از ۸۰ درصد مردم به موسوی رای داده اند و ...

واقعیت هم این است که تمامی اعتراضات انتخاباتی در برخی نقاط مرکزی، غرب و شمال تهران صورت گرفت و از شهرهای دیگر کشور هم فقط بطور محدود در برخی از مناطق شهرهای شیراز و ارومیه اعتراضات و تجمع هایی به وقوع پیوست.

حتی در مناطق فقیرنشین که معمولا انگیزه های اقتصادی هم برای شورش وجود دارد، این "سرایت" روی نداد و برحسب آنچه که مشاهده می شود شعله این اعتراضات روز به روز "دیجیتالی تر" می شود.

جنبش به اصطلاح سبز منطقا باید در میان طیف شهروندان ناراضی در استانها و شهرهای ایران(بجز تهران) هم نمود پیدا می کرد، اما این اتفاق روی نداد به یک دلیل روشن:

دیدگاه بخش عمده ای از مردم تهران "فراتحریمی" شده بود، به عبارت دیگر بعد از تجربه کردن "تحریم" در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم (۱۳۸۴) تهرانی ها به دلایل مختلف، از لاک تحریم، بیرون آمدند و "آزمودن گزینه های موجود" را امتحان کردند.

اما این دیدگاه "فراتحریمی" در میان فعالان سیاسی و بدنه اجتماعی شهرهای کوچک شکل نگرفته بود، اعتماد کردن و "همراه شدن" با میرحسین موسوی(به عنوان نماد دهه اول انقلاب) و مهدی کروبی(با شعارهای آوانگارد روشنفکری) به عنوان دو گزینه ای که از فیلتر شورای نگهبان و حاکمیت عبور کرده اند، دشوار بود و نیروی موثر اجتماعی(مثلا جنبش دانشجویی) هم به آن میزان قوی و نافذ نبود که بتواند سایر اقشار و طبقات اجتماعی را به "مشارکت سیاسی معنادار و انتخاب هوشمندانه" در انتخابات دهم ریاست جمهوری وادار کند.

معترضان و منتقدان غیر تهرانی، هنوز بین نظریه بدوی و سنتی تحریم و بی رغبتی از انتخابات از یکسو و نظریه مشارکت هوشمند(حضور در انتخابات و استفاده از فرصت تغییر) معلق بوده و هستند و شاید این یکی از دلایل ایجاد وضعیت موجود باشد.

در تحلیل این وضعیت می توان گفت یکی از دلایل مهم عبور از نظریه "تحریم" در سالهای اخیر، تمرکز فعالیت و فضا سازی رسانه های مجازی و رویکرد فوق العاده به اینترنت در شهری چون تهران و وجود نوعی نقد دائمی و گفتگوهای سیاسی-رسانه ای در طیفی از شهروندان بوده است، تهران امروز نه تنها پایتخت رسمی ایران، بلکه پایتخت رسانه های ایران هم هست،

شاهد مثال این ادعا هم نقش مستقیم شبکه های مجازی در اینترنت در شکل گیری بسیاری از تجمعات و تظاهرات اخیر و فرهنگ سازی و واژه سازی های سیاسی -رسانه ای است، در حالی که این طیف مخاطب، تمرکز و فضای خاص اصولا در شهری به جز تهران وجود ندارد.

البته نباید فراموش کرد که پیامدهای طبیعی مربوط ناآرامی های سال ۱۳۸۵ در دو منطقه آذربایجان و کردستان، هم مانعی مهمی برای گسترش ناآرامی ها به استان های حساسی چون آذربایجان و کردستان بود.

همچنین باید از شکاف سنتی "تهرانی-شهرستانی" (که یک شکاف اجتماعی فعال در ایران امروز است) به عنوان یکی از دلایل فراگیر نشدن جنبش سبز یاد کرد، با همه این اوصاف و به طور خلاصه، جنبش سبز را می توان با کمی تسامح "جنبش خرده بورژواتیک تهرانی ها" توصیف کرد.

البته حالت خاصی که بعد از حوادث اخیر ایجاد شده است، عقیم شدن بخش عمده ای از پتانسیل نیروهای "فراتحریمی" و زایل شدن انگیزه در آنان برای تداوم مشارکت سیاسی در ساختار های موجود است.

به نظر می رسد این طیف دیگر تمایلی برای شرکت در انتخابات و رقابت های سیاسی نخواهند داشت و ترجیح می دهند از طریق "اعتراضات دیجیتالی-خیابانی" فعالیت خود را ادامه دهند، وقوع این حالت نیز بر پیچیدگی های صحنه سیاست ایرانی افزوده است.




پارسینه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان