کد خبر: ۲۸۸۷۶
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۴۰۰ - ۱۴:۵۶-06 January 2022
تلاش گروه‌های طرفدار پهلوی و سلطنت طلب‌ها برای ارائه تصویر غیر ایرانی از بحرین و تطهیر محمدرضاشاه در قضیه جدایی بحرین از ایران، ابعادی مضحک پیدا کرده است.
این فرقه بدون این که پیامدهای وطن فروشانه و خائنانه تاریخ سازی خود را درک نماید، تلاش دارد تا برای این که محمدرضاشاه را از مسولیت تجزیه بحرین نجات دهد با حرارتی بیشتر از انگلیس ها و اعراب، بحرین را غیر ایرانی نشان داده و ادعا نماید که بحرین در دوره قاجار از ایران جدا شده است. در این راستا واقعیت اشغال بحرین به وسیله انگلیس و  ‌ایجاد حکومت دست نشانده در بحرین را بزرگ نمایی کرده و مدعی استقلال بحرین از ایران در عصر قاجاریه می گردند در پاسخ به این ادعاها ، ذکر چند نکته لازم به نظر می‌رسد:

۱. هیچ گاه، هیچ کسی ادعا نکرده که بحرین تا زمان تجزیه آن از ایران و اعلام استقلال، در تصرف دولت ایران بوده و قوانین و مقررات و حکومت ایرانی در آن جا وجود داشته است که این افراد با نشان دادن این که در بحرین حکومت مجزا وجود داشته ادعا می کنند بحرین، دویست سال پیش از استقلال جدا شده است . موضوع حق حاکمیت ایران بر بحرین بر مبانی روشنی استوار بوده است که همگی این مبانی اتفاقا با درک  واقعیت  عدم اعمال حاکمیت ایران بر بحرین همراه بوده است .  ادعای ایران اینست.

بحرین بخشی از خاک ایران بوده و بخشی از خاک یک کشور را بدون رضایت آن کشور و به شیوه غیر قانونی نمی توان از خاک آن کشور جدا کرد. 

جدایی قفقاز یا هرات و مرو و .... همگی با تحمیل عهدنامه های مرزی به ایران همراه بوده است ، دولت ایران با انعقاد معاهدات سیاسی، از حق حاکمیت خود بر این سرزمین ها به طور رسمی اعراض کرده بود اما درباره بحرین نه تنها معاهدهش ای امضا نکرد و نه تنها هیچ گاه از حق حاکمیت خود اعراض و صرفنظر نکرده بود بلکه مرتبا بر حق حاکمیت خود بر بحرین تاکید و تصرفات انگلیس‌ها در بحرین ها را غاصبانه و اشغالگرایانه  خوانده و شیخ بحرین و حکومت او را پوشالی و دست نشانده انگلیس می داند.

۲. باتوجه به این که بحرین در اشغال بیگانه قرار داشت و حکومت دست نشانده بیگانه در آن تشکیل شده بود،  وجود امیر برای بحرین و یا ولیعهد و پول جداگانه و موارد دیگر که هنوز دانشمندان نخبه فرقه پهلویست کشف نکرده‌اند. طبیعی و بدیهی است، در همه موارد مشابه که سرزمینی به زور از خاک کشور اصلی جدا شده و حکومتی پوشالی در آن ایجاد می شود برای بیگانه سازی با کشور مادر این اقدامات انجام می‌گیرد، هم اکنون نیز در اوستیای جنوبی یا آبخازیا و کریمه یا قبرس شمالی  همین بساط است. 

در عمده این سرزمین ها اقدامات بسیار گسترده تری از بحرین هم صورت گرفته است این ها نه تنها پاسپورت و پول و تمبر و کد تلفن جدا دارند بلکه رژیم جمهوری و قانون اساسی ‌و وزارت خارجه و بعضا شناسایی بین المللی چند کشور را هم دارند که بحرین هیچ کدام از آنان را نداشت . دانشمندان معظم فرقه پهلویسم، می توانند خوشحال باشند ‌ در راستای ارائه تصویر غیر ایرانی از یک سرزمین دیرینه ایران به ادامه کشفیات خود پرداخته و آگاه شوند که بحرین در این دوران تمبر هم داشته ولی بدانند که هیج کدام از این ها نافی حق حاکمیت ایران نبوده و اقدامات خودسرانه حکومت اشغالی بوده است که ایران هیچ گاه آن را به رسمیت نشناخته بود.
 
۳‌. یک روش برای تحریف تاریخ، ارائه واقعیات تاریخی به عنوان‌ کشفیات و تکرار بدیهیات تاریخی و نتیجه گیریهای عجیب و غریب از آن است، برای نمونه همگی می‌دانیم که روایت ایرانی از تاریخ باستان بر اساس روایت زرتشتی و اساطیری دوره ساسانی ‌و سلسله‌های پیشدادی و کیانی و اشکانی و ساسانی بوده و حتی اشکانیان نیز برای ایرانیان پسا ساسانی چندان شناخته نشده بودند و آشنایی ایرانیان با دوران هخامنشی و ماد و جزئیات عصر اشکانی یا محدود به آن دسته ایرانیانی بوده که آثار یونانی خوانده بودند و یا عمدتا پس از کشفیات مستشرقین و در سده نوزدهم به بعد بوده است.

اما جریان قوم گرا مدعی می شود اگر کورش کبیر واقعی است پس چرا در شاهنامه از او یاد نشده است، در حالی که کورش کبیر واقعی است و در شاهنامه نیز نباید از او یاد می شد چون تاریخ هخامنشی تا پیش از سده نوزدهم برای ایرانیان شناخته شده نبود و در منابع فردوسی نبوده است. 

همین ترفند را جریان پهلویسم در مورد بحرین به کار می برد ، اگر بحرین جزئی از ایران بود ، چرا  پول جداگانه داشته؟  چرا ولیعهد داشته؟  چرا در اسناد وزارت خارجه ایران به عنوان متصرفات انگلیس یاد شده است و ...

بحرین جزئی لاینفک از خاک ایران بوده که به وسیله انگلیس ها اشغال و حکومتی پوشالی در آن ایجاد شده و تلاش گردیده تا کلیه پیوندهای آن با ایران قطع شود اما دولت ایران تا زمان خیانت محمدرضا شاه و پذیرش این اشغال از شناسایی وضعیت بحرین خودداری و آن سرزمین را بخشی از خاک خود دانسته و همگی اقدامات انگلیس در آن را غاصبانه و غیر قانونی می دانست.  

خانم ها و آقایان پهلویست لازم نیست راه دور بروید،  ببینید که ادعای حاکمیت جمهوری آذربایجان بر قره باغ بسیار سست تر از حق حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین بود،  اما الهام علی اف با وجود سی سال عدم تصرف آذربایجان بر قره باغ ، بخش عمده این سرزمین را  تصرف کرد ، سرزمینی که رژیم جمهوری در آن بر قرار شده بود و بسیار گسترده تر از بحرین به ایران، پیوندهای خود را با باکو قطع کرده بود.

در ارتساخ یا قره باغ نه تنها رژیم سیاسی جدا، پول جدا و همه ترتیبات مستقل و جداگانه بود، بلکه یک آذری هم در این سرزمین زندگی نمی کرد، اما حکومت تازه تاسیس جمهوری آذربایجان که پیشتر هم یک روز بر قره باغ حاکمیت نداشت یا استفاده از اصول حقوق بین الملل خود را حاکم قره باغ دانست و در موقع مناسب نیز این حاکمیت را اعمال کرد، اما محمدرضاشاه در موقع مناسب خروج استعمار انگلیس از خلیج فارس نه تنها حاکمیت ایران را بر این استان چهاردهم ایران اعمال نکرد بلکه با اعراض از حق حاکمیت ایران بر بحرین و شناسایی  رسمی استقلال بحرین ، بر تجزیه  این استان ایران از کشور مادر صحه گذاشت.

در پایان باید گفت که تاریخ سازی پهلویست ها از ماجرای تجزیه بحرین ترکیبی است از خیانت و وطن فروشی ، بیسوادی و وقاحت.

خیانت در ارائه تصویری غیر ایرانی از سرزمینی ایرانی، طرف پهلویست تمام استدلال‌ها و استنادات ایران بر حق حاکمیت خود بر بحرین را کنار گذاشته و ادعاهای طرف مقابل ایران یعنی انگلیس و اعراب را بازگو می نماید به واقع اگر فردا روزی حکومتی در ایران، خدای ناکرده بر سر جزایر سه گانه نیز دست به سازشکاری زده و بخشی از خاک ایران را به بیگانه اعطا نماید، آن ایرانی که برای‌ تطهیر عملکرد چنین حکومتی، به بازگویی ادعاهای اعراب و انگلیس ها در مورد این جزایر بپردازد و مستندات و مبانی استدلال ایران را فراموش نماید، مصداق بارز  خائن به ایران نیست؟ اما روایت پهلویستی از ماجرای بحرین مانند سایر اموری که این جماعت به آن ورود می کنند همراه با نوعی بیسوادی حیرت انگیز نیز هست.

اگر می خواهید حاکمیت ایران بر بحرین را نفی کنید حداقل زحمت بکشید و کتاب دکتر آدمیت در مورد حق حاکمیت ایران بر بحرین را یک بار بخوانید و اگر مفاهیم آن را متوجه نمی شوید از کسی کمک بخواهید و تلاش کنید مبانی مورد استناد دکتر آدمیت را رد نمایید و بعد با دانش بیشتر به این حوزه ورود نمایید نه این گونه هم چون نشریات زرد. 

این روایت وقیحانه نیز هست زیرا خود محمدرضاشاه و دستگاه وی هیچ گاه به این سان وقیح نبودند که اصل حق حاکمیت ایران بر بحرین را انکار نمایند بلکه با نوعی شرمساری ضمنی، با تاکید بر حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین،  خطای خود را این چنين توجیه می کردند که کاری از دست ما بر نمی‌آمد ، اما جماعت نو پهلویست،  به طور کلی حق حاکمیت ایران بر بحرین را انکار می نمایند،  کاری که پیشتر فقط انگلیس ها و جریان های پان عرب تندرو و ناصری انجام می دادند.


محمدعلی بهمنی قاجار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان