کد خبر: ۲۸۷۴۱
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۴۰۰ - ۰۲:۳۸-30 December 2021
حدود دی ۱۳۴۷ [جلال] آل‌احمد آمد مشهد. آل‌احمد هفت هشت روزی در مشهد بود. در آن روزها در فرصتی دانشجویان دانشکده ادبیات را دید. روز بعد ما را ساواک خواستند.
 با من همراه من آمد و گفت‌وگویی هم با رئیس ساواک پیش آمد آنجا سر مجله ما که توقیف شده بود. و اما از نظر تاریخی مهم‌تر از همه، آن دیداری بود که آل‌احمد در منزل آقای شریعتی بزرگ با شریعتی پدر و پسر و از جمله علی خامنه‌ای، و این‌ها آنجا در یک روز چهارشنبه‌ای این ملاقات شد.

قضیه این بود که آل‌احمد خانه ما بود بیشتر جوانان دانشجویان و جوان‌ترهای مربوط به ادب و هنر و به هر صورت نیروهایی که از نظر سیاسی یا چپ باید نامیده بشوند یا ملی یا … به هر صورت غیر مذهبی و بیشتر هنری و اینها دور و بر آل‌احمد بودند و دوستان دیگر مشهدی ما، دوستان مذهبی دوستان کانونی می‌گوییم. یعنی کانون نشر حقایق اسلامی، هی گله می‌کردند که آل‌احمد را می‌خواهیم ببینیم گفتیم خیلی خوب. یک روزی قرار گذاشتیم و آمدیم به منزل آقای محمدتقی شریعتی. 

از مسائلی که آنجا کاملاً یاد من هست این است که آل‌احمد یک بحثی کرد، همان بحثی که در [کتاب] «خدمت و خیانت روشنفکران» بارها کرده. آل‌احمد [در آنجا] یک بحثی کرد که مضمونش این بود که نهضت‌های اجتماعی ایران در دهه‌ها و سده اخیر از این باب از مشروطیت هم مثال می‌آورد که: «آن‌گاه که روحانیت به تنهایی خواسته کاری بکند نتوانسته، آن گاهی هم که روشنفکر جدا از روحانیت جدا از بدنه جامعه خواسته تحولی ایجاد کند حکومت ملی مصدق و نهضت ملی را مثال می‌آورد، موفق نشده. هر جا که روشنفکر در دو چهره گوناگون روشنفکر مذهبی یعنی آخوند روشنفکر لائیک یعنی ما مثلاً هر جا این‌ها در تاریخ ایران یعنی در تاریخ اخیر این‌ها با هم کار کردند موفق شدند.» حتی یادم هست که گفت که: «امام زمانی هم نیست و امام زمان یعنی هر کسی در زمان خودش بتواند پیشوایی باشد.» 

این تزش را که گفت به حساب صحبت می‌کرد. یادم هست که رو کرد با همان حالت خاصش که شما می‌شناختیدش خوب و با آن صمیمیت‌ها و قاطعیت‌ها و قرص و قایم یک چیز را بریدن و تمام کردن، گفت: «این‌ست رئیس حالا.» رو کرد به خامنه‌ای که نشسته بود، گفت: «خیلی خوب. من نماینده روشنفکرها هستم. منِ قرتی نماینده روشنفکر، نماینده روحانیت کو؟ تو هستی؟ دستت را بده به من، چراکه این نهضت باید این جوری درست بشود از ترکیب اینها.» این‌ها زمستان ۱۳۴۷ بود در مشهد در منزل محمدتقی شریعتی با حضور عده‌ای از دوستان آقای شریعتی و اعضای کانون نشر حقایق اسلامی.

س- پاسخ آقای خامنه‌ای چه بود؟

ج- پاسخ آقای خامنه‌ای اینگونه بود که حرف‌های آل‌احمد به اعتبار شخصیت آل‌احمد برای من مهم بود و عین جملاتش حتی تقریباً می‌توانم توی ذهنم برای شما بگویم، پاسخ خامنه‌ای یعنی وقتی آل‌احمد دستش را به طرف خامنه‌ای دراز کرد و گفت: «من نماینده روشنفکران کو نماینده روحانیت؟ تو هستی؟ دست به من بده.» اولاً خامنه‌ای همچین کسی در خودش سراغ نداشت که به او بگوید: "بله، من نماینده روحانیت.” و هم آنکه آقای شریعتی آنجا نشستند و خیلی دیگر. و از آن گذشته شخص علی خامنه‌ای از نظر من کسی نبود که حرفی را که او می‌زند عیناً توی ذهن من باشد اما این به یاد من هست که این تز را آقای خامنه‌ای حتماً تأیید کرد، آقای شریعتی پدر و پسر و همه. بله این که بایستی روحانی و روشنفکر با هم حرکت کنند. این [سال] ۴۶ بود اما در زمستان ۵۷ ده سال بعد وقتی نخستین دسته‌های راهپیمایی از جلوی دانشگاه تهران عبور می‌کرد ناگهان سر و کله یک شعاری دیدیم پیدا شد. وقتی رسید جلوی دانشگاه و آن شعار این بود که می‌گفت: ”روحانی، دانشجو پیوندتان مبارک"، و من آنجا ایستاده بودم به یکی از رفقایمان که اتفاقاً مشهدی بود و در آن جلسه حضور داشت، گفتم «یادت هست این تز کی مطرح شد؟» ده سال گذشت از زمستان ۱۳۴۷. [گفت:] «آل‌احمد، بله دقیقاً»

بخشی از مصاحبه نعمت میرزازاده (آزرم) (۱۳۱۷-) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار دوم
تاریخ مصاحبه: ۴ خرداد ۱۳۶۳
مصاحبه‌کننده: ضیاء صدقی
برچسب ها: آل‌احمد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان