کد خبر: ۲۸۶۸۹
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۴۰۰ - ۲۳:۴۵-24 December 2021
[به ياد آوريد] هنگامى را كه خدا فرمود: «اى عيسى! من تو را برمى‌گيرم و به‌سوى خود، بالا مى‌برم و تو را از كسانى كه كافر شدند، پاك [و دور] مى‌سازم؛ و كسانى را كه از تو پيروى‌‌‌ كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كسانى كه كافر شدند، قرار مى‌دهم؛ سپس بازگشت شما به‌سوى من است و [آنگاه] در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى مى‌كنم.
عصر اسلام: قوله تعالي: إِذْ قالَ اللهُ يا عيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فيما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ [۵۵]

[به ياد آوريد] هنگامى را كه خدا فرمود: «اى عيسى! من تو را برمى‌گيرم و به‌سوى خود، بالا مى‌برم و تو را از كسانى كه كافر شدند، پاك [و دور] مى‌سازم؛ و كسانى را كه از تو پيروى‌‌‌ كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كسانى كه كافر شدند، قرار مى‌دهم؛ سپس بازگشت شما به‌سوى من است و [آنگاه] در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى مى‌كنم.

۱(آل‌عمران/ ۵۵)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی رَافِعٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لَمَّا مَلَکَ أَشْبَخُ بْنُ أَشْجَانَ وَ کَانَ یُسَمَّی الْکَیِّسَ وَ مَلَکَ مِائَتَیْ سَنَهًٍْ وَ سِتّاً وَ سِتِّینَ سَنَهًًْ فَفِی سَنَهًِْ إِحْدَی وَ خَمْسِینَ مِنْ مُلْکِهِ بَعَثَ اللَّهُ عِیسَی‌ابْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ اسْتَوْدَعَهُ النُّورَ وَ الْعِلْمَ وَ الْحِکْمَهًَْ وَ جَمِیعَ عُلُومِ الْأَنْبِیَاءِ قَبْلَهُ وَ زَادَهُ الْإِنْجِیلَ وَ بَعَثَهُ إِلَی بَیْتِ الْمَقْدِسِ إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ إِلَی الْإِیمَانِ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ فَأَبَی أَکْثَرُهُمْ إِلَّا طُغْیَاناً وَ کُفْراً فَلَمَّا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ دَعَا رَبَّهُ وَ عَزَمَ عَلَیْهِمْ فَمُسِخَ مِنْهُمْ شَیَاطِینُ لِیُرِیَهُمْ آیَهًًْ فَیَعْتَبِرُوا فَلَمْ یَزِدْهُمْ إِلَّا طُغْیَاناً وَ کُفْراً فَأَتَی بَیْتَ الْمَقْدِسِ یَدْعُوهُمْ وَ یُرَغِّبُهُمْ فِیمَا عِنْدَ اللَّهِ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ سَنَهًًْ حَتَّی طَلَبَتْهُ الْیَهُودُ وَ ادَّعَتْ أَنَّهَا عَذَّبَتْهُ وَ دَفَنَتْهُ فِی الْأَرْضِ حَیّاً وَ ادَّعَی بَعْضُهُمْ أَنَّهُمْ قَتَلُوهُ وَ صَلَبُوهُ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیَجْعَلَ لَهُمْ عَلَیْهِ سُلْطَاناً وَ إِنَّمَا شُبِّهَ لَهُمْ وَ مَا قَدَرُوا عَلَی عَذَابِهِ وَ دَفْنِهِ وَ لَا عَلَی قَتْلِهِ وَ صَلْبِهِ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمْ یَقْتَدِرُوا عَلَی قَتْلِهِ وَ صَلْبِهِ لِأَنَّهُمْ لَوْ قَدَرُوا عَلَی ذَلِکَ کَانَ تَکْذِیباً لِقَوْلِهِ وَ لَکِنْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ بَعْدَ أَنْ تَوَفَّاهُ فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَرْفَعَهُ أَوْحَی إِلَیْهِ أَنْ یَسْتَوْدِعَ نُورَ اللَّهِ وَ حِکْمَتَهُ وَ عِلْمَ کِتَابِهِ شَمْعُونَ بْنَ حَمُّونَ الصَّفَا خَلِیفَتَهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ فَفَعَلَ ذَلِکَ فَلَمْ یَزَلْ شَمْعُونُ یَقُومُ بِأَمْرٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَهْتَدِی بِجَمِیعِ مَقَالِ عِیسَی (علیه السلام) فِی قَوْمِهِ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ یُجَاهِدُ الْکُفَّارَ فَمَنْ أَطَاعَهُ وَ آمَنَ بِهِ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ جَحَدَهُ وَ عَصَاهُ کَانَ کَافِراً حَتَّی اسْتَخْلَصَهُ رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَعَثَ فِی عِبَادِهِ نَبِیّاً مِنَ الصَّالِحِینَ وَ هُوَ یَحْیَی بْنُ زَکَرِیَّا (علیه السلام) فَمَضَی شَمْعُونُ وَ مَلَکَ عِنْدَ ذَلِکَ أَرْدَشِیرُ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) اسماعیل‌بن‌ابی‌رافع از پدرش نقل می‌کند که گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: وقتی که اشبخ‌بن‌اشجان که کیّس (زیرک) نامیده می‌شد به پادشاهی رسید و دویست‌وشصت‌وشش سال پادشاه شد، در پنجاه‌ویکمین سال از پادشاهی‌اش خداوند عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) را مبعوث کرد و نور، علم، حکمت و همه‌ی علوم انبیای قبل از او را نزدش به ودیعه گذاشت و انجیل را برایش اضافه کرد و او را به بیت‌المقدس به‌سوی بنی‌اسرائیل فرستاد که آن‌ها را به کتاب و حکمتش و به‌سوی ایمان به خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) دعوت می‌کرد ولی اکثر آن‌ها در برابر آن، از هر کاری جز طغیان و کفر ابا داشتند. وقتی به او ایمان نیاوردند، پروردگارش را خواند و آن‌ها را قصد نمود (بر آن‌ها نفرین کرد)؛ پس شیطان‌های آن‌ها مسخ شدند تا معجزه‌ای به آن‌ها نشان دهد و عبرت بگیرند ولی جز طغیان و کفر بر آن‌ها نیفزود. به بیت‌المقدس آمد و سی‌وسه سال آن‌ها را دعوت می‌کرد و به آنچه نزد خداست تشویق می‌نمود تا اینکه یهود او را جستجو کرد و ادّعا نمود که او را نجه کرده و زنده در زمین دفن نموده است و بعضی از آن‌ها ادّعا کردند که او را کشته و به صلیب کشیده‌اند و خداوند برای آن‌ها هیچ تسلّطی بر عیسی (علیه السلام) قرار نداده بود و امر بر آن‌ها مشتبه شد و نتوانستند او را نجه و دفن کنند و نتوانستند او را بکشند و به صلیب بکشند؛ به دلیل سخن خدای عزّوجلّ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا؛ پس نتوانستند او را بکشند و به صلیب بکشند؛ چون اگر می‌توانستند این کار را انجام بدهند، این عمل تکذیب سخن خدا بود ولکن خدا او را به‌سوی خود بالا برد بعد از آنکه او را از میان مردم برگرفت و هنگامی‌که خدا خواست او را بالا ببرد به او وحی کرد که نور خدا و حکمتش و علم کتابش را به شمعونِ صفا فرزند حمّون جانشینش بر مؤمنین بسپارد؛ و عیسی (علیه السلام) این کار را انجام داد. شمعون همواره امر خدای عزّوجلّ را برپا می‌داشت و در میان قوم خودش بنی‌اسرائیل به همه سخنان عیسی (علیه السلام) هدایت می‌کرد و با کافران جهاد می‌کرد؛ پس هرکس از او اطاعت کرد و به او و به آنچه او آورده بود ایمان آورد، مؤمن بود و هرکس او را انکار نمود و از فرمان او سرپیچی کرد، کافر بود تا اینکه پروردگارمان عزّوجلّ او را برگزید [پیش خود برد] و در میان بندگانش پیامبری از صالحان یحیی‌بن‌زکریا (علیه السلام) را مبعوث کرد و شمعون از دنیا رفت و در آن زمان اردشیر پادشاه شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۴۹/ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۳۳۵؛ فیه: «أسیخ بن اشکان» بدلٌ «أشبخ بن اشکان» و «کان یسمّی الکیّس» و «فلما یؤمنوا ... کفراً» محذوفتان و «مکث» زیادهًْ/ کمال الدین، ج۱، ص۲۲۴ و نورالثقلین؛ فیهما: «فلم یزل شمعون ... ذلک اردشیر» محذوفٌ

۲(آل‌عمران/ ۵۵)
الرّضا (علیه السلام)- مَا شُبِّهَ أَمْرُ أَحَدٍ مِنْ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ حُجَجِهِ (علیهم السلام) لِلنَّاسِ إِلَّا أَمْرُ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ (علیه السلام) وَحْدَهُ لِأَنَّهُ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ حَیّاً وَ قُبِضَ رُوحُهُ بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ رُفِعَ إِلَی السَّمَاءِ وَ رُدَّ عَلَیْهِ رُوحُهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسی إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ حِکَایَهًًْ لِقَوْلِ عِیسَی (علیه السلام) وَکُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ.

امام رضا (علیه السلام) برای مردم چنین نشان داده شد، دروغ می‌گویند خدا بر آن‌ها خشم می‌گیرد امر هیچ یک از انبیاء (علیهم السلام) بر مردم جز عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) مشتبه نشده زیرا او را زنده از زمین بلند کردند و در بین آسمان و زمین قبض روح نمودند. سپس به آسمان بردند و در آنجا روحش را برگرداندند. و سخن خداوند که می‌فرماید: إِذْ قالَ اللهُ یا عِیسی إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا و خدا از گفته‌ی عیسی (علیه السلام) در قیامّت حکایت می‌کند که می‌گوید: و تا زمانی که در میان آن‌ها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولی هنگامی‌که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آن‌ها بودی و تو بر هرچیز، گواهی!. (مائده/۱۱۷)

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۳۳۸/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۱۳/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴۲۰؛ فیه: «و مطهّرک ... شیء شهید» محذوفٌ

۳(آل‌عمران/ ۵۵)
الصّادق (علیه السلام)- وَ أَمَّا غَیْبَهًُْ عِیسَی (علیه السلام) فَإِنَّ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی اتَّفَقَتْ عَلَی أَنَّهُ قُتِلَ فَکَذَّبَهُمُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِقَوْلِهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُم.

امام صادق (علیه السلام) داستان غیبت عیسی (علیه السلام) این است که یهود و نصاری هم قول شدند که کشته‌شده‌ی خدای عزّوجلّ به گفته‌ی خود: درحالی‌که نه او را کشتند، و نه بردار کردند؛ بلکه امر بر آن‌ها مشتبه شد. (نساء/۱۵۷). آن‌ها را تکذیب کرد و فرمود او را نکشتند و به دار نزنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۹۰ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۳۳۹

۴(آل‌عمران/ ۵۵)
الباقر (علیه السلام)- إِنَّ عِیسَی (علیه السلام) وَعَدَ أَصْحَابَهُ لَیْلَهًًْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ، فَاجْتَمَعُوا إِلَیْهِ عِنْدَ الْمَسَاءِ وَ هُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا فَأَدْخَلَهُمْ بَیْتاً ثُمَّ خَرَجَ عَلَیْهِمْ مِنْ عَیْنٍ فِی زَاوِیَهًِْ الْبَیْتِ وَ هُوَ یَنْفُضُ رَأْسَهُ مِنَ الْمَاءِ، فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَیَّ أَنَّهُ رَافِعِی إِلَیْهِ السَّاعَهًَْ وَ مُطَهِّرِی مِنَ الْیَهُودِ فَأَیُّکُمْ یُلْقَی عَلَیْهِ شَبَحِی فَیُقْتَلُ وَ یُصْلَبُ وَ یَکُونُ مَعِی فِی دَرَجَتِی، فَقَالَ شَابٌّ مِنْهُمْ: أَنَا یَا رُوحَ اللَّهِ قَالَ: فَأَنْتَ هُوَ ذَا. فَقَالَ لَهُمْ عِیسَی (علیه السلام): أَمَا إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ یَکْفُرُ بِی قَبْلَ أَنْ یُصْبِحَ اثْنَتَیْ عَشْرَهًَْ کَفْرَهًًْ، فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْهُمْ: أَنَا هُوَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ. فَقَالَ عِیسَی (علیه السلام): إِنْ تُحِسَّ بِذَلِکَ فِی نَفْسِکَ فَلْتَکُنْ هُوَ. ثُمَّ قَالَ لَهُمْ عِیسَی (علیه السلام): أَمَا إِنَّکُمْ سَتَفْتَرِقُونَ بَعْدِی عَلَی ثَلَاثِ فِرَقٍ فِرْقَتَیْنِ مُفْتَرِیَتَیْنِ عَلَی اللَّهِ فِی النَّارِ وَ فِرْقَهًٍْ تَتْبَعُ شَمْعُونَ صَادِقَهًًْ عَلَی اللَّهِ فِی الْجَنَّهًِْ ثُمَّ رَفَعَ اللَّهُ عِیسَی (علیه السلام) إِلَیْهِ مِنْ زَاوِیَهًِْ الْبَیْتِ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنَّ الْیَهُودَ جَاءَتْ فِی طَلَبِ عِیسَی (علیه السلام) مِنْ لَیْلَتِهِمْ فَأَخَذُوا الرَّجُلَ الَّذِی قَالَ لَهُ عِیسَی (علیه السلام) إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ یَکْفُرُ بِی مِنْ قَبْلِ أَنْ یُصْبِحَ اثْنَتَیْ عَشْرَهًَْ کَفْرَهًًْ وَ أَخَذُوا الشَّابَّ الَّذِی أُلْقِیَ عَلَیْهِ شَبَحُ عِیسَی (علیه السلام) فَقُتِلَ وَ صُلِبَ وَ کَفَرَ الَّذِی قَالَ لَهُ عِیسَی (علیه السلام) تَکْفُرُ قَبْلَ أَنْ تُصْبِحَ اثْنَتَیْ عَشْرَهًَْ کَفْرَهًْ.

امام باقر (علیه السلام) عیسی (علیه السلام) در شبی که خداوند او را به آسمان بالا برد با اصحاب خود قرار ملاقات گذاشت؛ پس آن‌ها که دوازده مرد بودند در اوّل شب نزد او جمع شدند. عیسی (علیه السلام) آن‌ها را در خانه‌ای وارد کرد سپس از میان چشمه‌ای در گوشه‌ی آن خانه بر آن‌ها ظاهر شد درحالی‌که سرش را تکان می‌داد تا آبش بریزد؛ به آن‌ها گفت: «خداوند به من وحی فرمود که درهمین لحظه مرا به‌سوی خود می‌برد و از آزار و تهمت‌های یهود پاک می‌سازد پس کدام‌یک از شما می‌خواهد به‌صورت من در بیاید و کشته شود و به صلیب کشیده شود تا در بهشت با من و در درجه‌ی من باشد»؟ جوانی از میان آن جمع گفت: «ای روح‌الله من حاضرم»! عیسی (علیه السلام) فرمود: «پس تو به‌صورت من درخواهی آمد». سپس فرمود: «در میان شما کسی است که قبل از آنکه کافران دوازده تا بشوند به من کافر می‌شود مردی از آن‌ها گفت: «ای پیامبر خدا (علیه السلام)! من همان کافرم»؟ عیسی (علیه السلام) فرمود: «آیا آن را در نفس خود احساس می‌کنی؟ اگر چنین احساسی داری پس همان باش». سپس عیسی (علیه السلام) به آن‌ها فرمود: «شما بعد از من به سه فرقه تقسیم خواهید شد، دو فرقه به خداوند افترا می‌زنند و در آتش هستند و یک فرقه که از شمعون پیروی می‌کنند به خدا سخن راست نسبت می‌دهند و در بهشت هستند». سپس درحالی‌که آن‌ها به عیسی (علیه السلام) نگاه می‌کردند خداوند او را از همان گوشه‌ی خانه به‌سوی خود بالا برد. امام (علیه السلام) فرمود: «یهود در همان شب برای جستجوی عیسی (علیه السلام) آمدند و مردی را دستگیر کردند که عیسی (علیه السلام) به او گفت: «در میان شما کسی است که قبل از آنکه کافران دوازده تا بشوند به من کافر می‌شود و جوانی را که به‌صورت عیسی (علیه السلام) در آمده بود گرفتند و در نتیجه کشته شد و به صلیب کشیده شد و کافر شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۹۰ القمی، ج۱، ص۱۰۳/ نورالثقلین

۵(آل‌عمران/ ۵۵)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَمَّا أَرَادَ مَلِکُ بَنَی إِسْرَائِیلَ قَتْلَ عِیسَی (علیه السلام) دَخَلَ خَوْخَهًًْ وَ فِیهَا کُوَّهًٌْ فَرَفَعَهُ جَبْرَئِیلُ مِنْ الْکُوَّهًِْ الَی السَّمَاءِ.

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) هنگامی که پادشاه بنی‌اسرائیل تصمیم به کشتن عیسی (علیه السلام) می‌کند عیسی (علیه السلام) وارد شهر خوخه می‌شود که در شهر خوخه کوهی وجود داشت که جبرئیل (علیه السلام) او را از آن کوه به سوی آسمان بالا برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۹۰ بحرالعرفان، ج۳، ص۴۳۵

۶(آل‌عمران/ ۵۵)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مِنْ ذُرِّیَّتِیَ الْمَهْدِیُّ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) إِذَا خَرَجَ نَزَلَ عِیسَی‌بْنُ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) لِنُصْرَتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صَلَّی خَلْفَه.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نسل من است، هنگامی که او خروج کند، عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) به یاری و کمکش نازل می‌شود و پشت سر او نماز می‌خواند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۹۰ الإمالی، ص۲۱۸

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان