کد خبر: ۲۸۶۸۳
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۴۰۰ - ۱۸:۴۱-24 December 2021
به این بیت توجه کنید: عشق تو کف بر هم زند صد عالم دیگر کند/ صد قرن نو پیدا شود بیرون ز افلاک و خلا (۱)
سخن بر سر «عشق تو کف بر هم زند» است که به‌درستی آن را «دست‌افشانی کردن، علامت شادمانی» معنی کرده‌اند و در شرح بیت نوشته‌اند:«عشق تو ای حضرت معشوق دست‌افشانی می‌کند و با این شادی و شور خود، جهان‌های بی‌شماری می‌آفریند» (۲).

چند نکته گفتنی است:
۱.ابتدا ابیات پیش از این بیت را بخوانیم:
بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
باشد که بگشایی دری گویی که برخیز اندر آ

غرق‌ست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت
ای صد هزاران مرحمت بر روی خوبت دایما

به گمانم در زنجیرۀ تداعی‌ها،«برجوشد وفا»، مولانا را به یاد دریا و جوش آن انداخته که: «عاشق خموش خوش‌تر، دریا به‌جوش خوش‌تر»(۳). در بیت دوم نیز در تداوم آن تداعی از «غرق» گفته است. 

۲. در ادامه غزل می‌گوید: 
ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران 
عالم اگر بر هم رود عشق تو را بادا بقا

عشق تو کف بر هم زند صد عالم دیگر کند
صد قرن نو پیدا شود بیرون ز افلاک و خلا

فرموده: «عالم اگر بر هم رود»، اهمیتی ندارد زیرا عشق صد عالم دیگر می‌سازد. در چنین بافتی که دریا و جوشش آن و خلق عالم جدید، بر ذهن مولانا گذشته، فرموده: «عشق تو کف بر هم زند» . یعنی انگار آفرینش عالم جدید، منوط و نتیجۀ کف بر هم زدن عشق است.

۳.به این سه نکته هم عنایت بفرمایید:
الف.تشبیه عشق به دریا در شعر مولانا مکرر است. برای مثال: «عشق دریایی‌ست و موجش ناپدید» (۴).
ب. کف دریا مضمون مکرر و متنوع شعر مولاناست. مثلا: «کف برآورده‌ست این دریا ز عشق»(۵).

ج. مولانا «کف زدن» را مکرر برای دریا به کار برده؛ به معنی کف برآوردن و با ایهامی به کف زدن و دست افشاندن:
- قومی چو دریا کف‌زنان، چون موج‌ها سجده‌کنان(۶)

- سجده‌کنان رویم سوی بحر همچو سیل
بر روی بحر زان‌پس ما کف‌زنان رویم (۷)

- ای دل دریاصفت، موج تو ز اندیشه‌هاست
 هردم کف می‌زنی، بر چه گهر عاشقی؟ (۸)

- مه را ز هوای خویش دف‌زن کردی
صد دریا را ز خویش کف‌زن کردی (۹)

- مطربانشان از درون دف می‌زنند
 بحرها در شورشان کف می‌زنند(۱۰)

و این بیت با تناسبات و ایهام‌هایش و بازی با لالا و یتیم:
کف بزن خوش صفت لولوی لالا برگو
بحر پرجوش چو لالاست بر آن در یتیم (۱۱)

۴.برگردیم به: «عشق تو کف بر هم زند صد عالم دیگر کند». به نظرم زنجیرۀ تداعی‌های ضمیر و ذهن، از جوشش وفا، دریا و غرق را به یاد مولانا آورد و کف زدن عشق، دریا و کف دریا را به خاطرش آورد و به یاد نقش کف دریا افتاد در روایات خلقت عالم. روایات معروفی که در کتب تاریخ و تفاسیر عامه و خاصه و قصص انبیا و متون تصوف و عجایب‌نامه‌ها به عبارات مختلف نقل شده است:

«پس [خدای تعالی] عالم همه یکسر از آب آفرید. آنگاه به هیبت یک نظر به آب نگرید. آن آب از هیبت خدای تعالی برجوشید و دودی از میان آب برآمد. از دود آسمان‌ها بیافرید... چون کار آسمان‌ها تمام شد این آب از زیر آسمان از هیبت خدای بجوشید و کف برآورد و گرد آمد میان جهان آنجا که خانۀ کعبه است امروز و خدای عزوجل از آن کف دریا، زمین آفرید و بازکشید» (۱۲).
این روایت با کمی تغییر چنین هم نقل شده است:

«چون خدای عزوجل خواست که زمین و آسمان بیافریند، نخست گوهری بیافرید ... آنگه به نظر هیبت بدان نگریست. آن گوهر از هیبت نظر خدا آب گشت. می‌لرزید و می‌لرزد تا روز قیامت و تا ابد هرگز آب نبود مگر لرزان. آنگه آتشی زیر آن بیافرید و بر آن گماشت تا آن آب را برجوشانید؛ کفی بر سر آورد و دودی از آن برآمد. از آن کف زمین را بیافرید و از آن دود آسمان را بیافرید» (۱۳).

و مولانا هم به این روایت مشهور توجه داشته است:
یک گوهری چو بیضه، جوشید و گشت دریا
 کف کرد و کف زمین شد وز دود او سما شد (۱۴)
و این بیت‌:
از کف دریا بنگارد زمین
 دود سیه را بنگارد سما (۱۵)
استاد فروزانفر در پانوشت هر دو بیت، مضمون را صرفا مستفاد از آیۀ «ثم استوی الی السماء و هی الدخان» دانسته  و به روایت مورد بحث ما اشارت نفرموده است .

و در این بیت از مثنوی شریف:
چون نماند خاک و بودش جف کند
خاک سازد بحر او چون کف کند (۱۶)

به برخی شرح‌های مثنوی که دم دستم بود، مراجعه کردم (مثل شرح استادان گولپینارلی، جعفر شهیدی و کریم زمانی) و ندیدم که به این نکتۀ روایی خلق خاک و زمین از کف دریا اشاره شده باشد.

بنابراین به نظرم مولانا در مصرع «عشق تو کف بر هم زند صد عالم دیگر کند» به‌طریق ایهام به روایت خلق عالم و زمین از کف توجه داشته است.

میلاد عظیمی

پانوشت
۱. کلیات شمس یا دیوان کبیر، با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر، امیرکبیر، چاپ چهارم، ۱۳۷۸، ج۱، ص۸.
۲. شرح دیوان شمس تبریزی، کریم زمانی،نشر قطره و شکوه دانش، چاپ پنجم، ۱۳۹۸،ج۱، ص ۱۱۸.
۳. کلیات شمس ، ج۱، ص۱۱۹.
۴. همان، ج۳،ص۱۱.
۵. همان، ج۴،ص۲۳۲.
۶.همان، ج۱،ص۲۶.
۷.همان، ج۴،ص۵۱.
۸. همان، ج۶،ص۲۴۶.
۹. همان، ج۸، ص۲۸۹.
۱۰. مثنوی معنوی، تصحیح محمدعلی موحد، هرمس و فرهنگستان زبان فارسی،۱۳۹۶،ج۱،ص ۴۹۶.
۱۱.کلیات شمس، ج۷، ص۱۳۰.
۱۲. تاریخ بلعمی، تصحیح بهار، کوشش محمد پروین گنابادی، زوار، ۱۳۵۳، ج۱، صص ۳۹-۴۱ (با تلخیص). نیز نک: آفرینش و تاریخ، محمد بن طاهر مقدسی، مقدمه و ترجمه و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی،آگاه،۱۳۷۴، ج۱، صص۲۷۷-۲۷۸.
 ۱۳. تفسیر سورآبادی، تصحیح علی اکبر سعیدی سیرجانی، فرهنگ نشر نو،۱۳۸۱، ج۱، ص۴۸ و با اضافاتی همان، ج۴، ص۲۴۵۲؛ تفسیر کمبریج، تصحیح جلال متینی، بنیاد فرهنگ،۱۳۴۹، ج۲، ص۱۰۴؛ ققص الانبیا، ابواسحاق ابراهیم نیشابوری، تصحیح حبیب یغمایی،۱۳۸۲، ص۳ ؛ شرح التعرف لمذهب التصوف، مستملی بخاری، تصحیح محمد روشن، اساطیر، ج۴، ص ۱۶۸۹ (بخشی از روایت با تأویل صوفیانه) و ج۲، ص۴۸۸؛ روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن (معروف به تفسیر ابوالفتوح ازی)، تصحیح محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۱، ج۱،ص ۱۵۵؛ عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات، محمد بن احمد طوسی، تصحیح منوچهر ستوده، ۱۳۸۲،ص۸۸.
۱۴. کلیات شمس، ج۲، ص۱۶۹.
۱۵. همان، ج۱، ص۱۵۷. 
۱۶. مثنوی معنوی، همان، ج۲، ص ۱۴۰۹.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان