کد خبر: ۲۸۵۹۰
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۴۰۰ - ۱۵:۱۷-16 December 2021
«فرّ» که در فرهنگ ایرانی از دو اصطلاح آیینی «فرّ کیانی» و «فرّ ایرانی» تا مفهوم عادی و معمول آن در ادبیات فارسی با مظاهر گوناگون خود، مانند شاهبازان و همای و آهو و درخت عظیم و پرشاخ و برگ سایه گستر و قوچ و برّه و هاله نورانی در تمثالهای شهریاران ساسانی مراحل تحول و نمودهای زمانی و مکانی گوناگونی را پیموده است.
در شاهنامه به عنوان یک اصل اساسی هم در مورد فرمانروایان و هم سرزمین ایران (با حفظ مفهوم و مدلول بسیار قدیمی و باستانی خود مطرح شده و درباره آن نکات زیر قابل توجه است: 

۱) «فرّ» گذشته از یک اعتقاد اساطیری باستانی نماینده اصل «امید» در ضمیر نا آگاه ایرانیان نسبت به پایداری ایران و خلل ناپذیری این سرزمین اهورایی است
 
۲) «فرّ کیانی» اگرچه طبق سنت ظاهرا به شهریاران تعلق داشته و ادعای انتسابِ انسابِ فرمانروایان دوره اسلامی، از شهریاران مازندران گرفته تا غزنویان، و همین ابو منصور محمد بن عبد الرّزاق یادگار ادامه این سنّت است، ولی به عنوان یک موهبت اهورایی گاهی برحسب سعادت و شقاوت مقدّر و گاهی برحسب لیاقت و شایستگی اختصاص به هیچ شخص معینی ندارد و پنداری حقیقت مسأله این است که «فرّ» به تبار کیومرث و کیقباد و اردشیر اختصاص ندارد، بلکه هر کس که «فرّ» به او تعلق گیرد تیار معنوی و روحانی این چهره های اساطیری محسوب می گردد. البته این استنباط منطقی و تا حدی معرفه النّفسی ارتباطی با صورت ظاهر روایات ندارد.

۳) پهلوانان بزرگی که به مراتب بیش از شهریاران نمایندگی نجات بخشی پایداری این سرزمین را دارند، مثل سام و گرشاسپ (یا سام گرشاسپ) و رستم از موهبت «فرّ» به طور رسمی برخوردار نبوده باشند از همه مزایا و مواهب این موهبت الهی برخوردار بوده اند و در حقیقت پهلوانی و شکست ناپذیری آنان تجلی «فرّ» بزرگتر در ایرانی در برابر «فرّ کیانی» بوده است (چنانکه در داستان رستم و اسفند یار و داستان جنگ هماون به وضوح و تاکید انعکاس دارد). 

ع) در همه شاهنامه شاید «ضحّاک» یا اژدهاک تنها فرمانروای بی بهره از «فرّ» است و یا به عبارت روشنتر شهریاری است برخوردار از «ضد فرّ» اهریمنی. انتقال فرّ را به علل گوناگون، یعنی برگشتن بخت یا از دست دادن شایستگی که توجیه منطقی و علت معقول آشکاری برای آنها نباید جست، در سرنوشت جمشید و کیکاووس و اردوان و غیره می توان مشاهده کرد. شخصیت عظیم و منفی افراسیاب نماینده کوشش خارق العاده برای به دست آوردن «فرّ» است که طبعا به جایی نمی رسد، زیرا «فرّ کیانی»، که ناگزیر محاط در دایره «فرّ ایرانی» است، نمی تواند نصیب تورانیان و ترکان گردد. برجسته ترین نمونه منفی شهریاری از لحاظ فرّ کیکاووس است که فردوسی درباره او صریح می گوید:
 
که کاووس بی فرّ و بی پرّ و پای 
نشسته است بر تخت بی رهنمای 

۵) مسلما فردوسی به عنوان یک مسلمان راستین و ثناگوی پیغمبر و حیدر نمی توانسته درباره استیلای تازیان بر ایران و توجیه این واقعه تاریخی نظر روشن و مشخصی داشته باشد (در این مورد فقط مسأله ترس و بیم از بیان احساسات مطرح نبوده، بلکه اصلا وجدان و ضمیر فردوسی در این باره آشفته و درمانده بوده است). 

ولی آیا آنچه درباره ضحّاک گفته و ظاهرا هیچ ارتباطی با روزگار یزدگرد سوم و رستم سپهسالار در آن زمان ندارد و ارتباط سنّتی و مبهم ضحّاک با تازیان تجلّی صریح احساس او در این باره نبوده است؟


منبع:
فردوسی و شاهنامه، تألیف منوچهر مرتضوی، انتشارات توس، ص ۷۲،۷۳



نقل معانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان