کد خبر: ۲۸۳۱۱
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۳-23 November 2021
چه چیزی جان آدمی را می‌کاهد وقتی تمام ظواهر خوشبختی فراهم‌اند؟ وقتی در خانه امن خودت نشسته‌ای اما چیزی موریانه‌وار روحت را می‌تراشد؟
تکرار روزها و تداوم بی‌پایان شب‌ها آدمی را آرام آرام از لطافت و خلاقیت و تفکر دور می‌کند و چهره بی‌تفاوتی به دورن او می‌بخشد که ثمره‌اش افسردگی و زوال است. ریچارد ییتس نویسنده رمان «جاده انقلابی» با به تصویر کشیدن یک تراژدی تمام عیار از زندگی یک زوج آمریکایی به ظاهر خوشبخت در دهه پنجاه، از بین همه بیماری‌های درونی در آن دوران، تکرار را بزرگترین رنج زنان می‌داند. در زمانه‌ای که زن بودن متعارف با انسان بودن نیست همه چیز باسمه‌ای و تکراری است. شکلی از خوشبختی، نمایشی دست چندم از سعادت.

«جاده انقلابی» کتابی است درباره این وضعیت. وضعیت زن بودن در جامعه‌ای اتفاقا مدرن که فقط قله‌ها را به آدم نشان می‌دهد اما در نهایت تو را در همان چارچوب همیشگی ابدی و ازلی می‌خواهد: در خانه بمان و بچه‌هایت را بزرگ کن. اما «آپریل» به عنوان زنی از بی‌شمار زنانی که دنبال حفر روزنه‌ای از درون غار تاریک زناشویی هستند، نمی‌خواهد تن به تماشای ملال این تکرار بدهد. او دنبال آن است که با ترفندی بتواند دوده‌های روزمرگی که همه زندگیش را تیره و تار کرده از این غار بزداید. 

«آپریل» می‌کوشد تا در این تلاش دست «فرانک» همسرش را هم بگیرد و بالا ببرد اما فرانک شوربختانه حلقه‌ای تازه به حلقه‌های این زنجیر اضافه می‌کند تا همه چیز در سیاهی مرگ فرو شود.

این روایت شاید پیش از هر چیز خواننده را به این یقین می‌رساند که روزمرگی برای هر کس در هر کجای جهان می‌تواند مثل طاعونی بی‌نشانه همه چیز را ویران کند. در میانه این تلاش نافرجام اما حکایت آن شعله روشنی که در جان آپریل می‌درخشد تا مگر اندکی از تاریکی بکاهد جان‌مایه روایت این کتاب است.

اما شاید وجه قابل توجه داستان این باشد که در این روایت هیچکس مقصر نیست. نه زن و نه مرد. در این تراژدی که زندگی مدرن برای شخصیت‌ها رقم زده ما انسان‌ها محکوم به تحمل همدیگریم بی‌آنکه کیفیتی در میانه باشد. این، همان جان‌مایه دردناکی است که خواننده را به متن نزدیک می‌سازد و باعث می‌شود او تجربه‌ای زیسته را درک کند. تجربه‌ای که راه علاجش انگار از خون می‌گذرد. از نبودن و رفتن.

در این میان باید از کار فرناز حائری مترجم این کتاب نیز یاد کرد که با ترجمه روان و نثری پیراسته توانسته به خوبی ماهیت و جان کلام را به زبان فارسی منتقل کند. او با جملات کوتاه، کوبنده و موجز شمایلی از واقعیت داستان را پیش روی ما گسترده است تا با شخصیت‌های داستان احساس خویشاوندی کنیم. شخصیت‌هایی که می‌توانند هر کدام از ما باشند و چه چیز ارزشمندتر از این که داستان انسان روایت شود. انسانی فارغ از مرز و جغرافیا و فرهنگ. 

مینا اکبری


چاپ شده در روزنامه اعتماد/ ٢١اردیبهشت١۴٠٠
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان