کد خبر: ۲۸۱۸۵
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۴۰۰ - ۰۳:۲۵-12 November 2021
دومین بیت از غزل معروف حافظ با مطلعِ  خیز تا خرقۀ صوفی به خرابات بریم / شطح و طامات به بازارِ خرافات بریم بیت زیر است که بحث‌‌هایی را برانگیخته:
سویِ رندانِ قلندر به ره‌آورد سفر/ دلق بسطامی ‌و سجّادۀ طامات بریم
بیت بالا به همین صورت در بیشترِ تصحیحات حافظ‌شناسان معروف ما از جمله قزوینی، خانلری، سایه، خرمشاهی و نیساری آمده است. نکتۀ بحث‌انگیز، حضور بسطامی در مصراع دوم است، همان بایزید بسطامی، عارف نامدار و محبوب‌القلوب ایرانی در قرن سوم هجری که شارحان و حافظ‌شناسانِ پرآوازۀ عصر ما، از جمله استادان بهاء‌الدّین خرّمشاهی و سعید حمیدیان گفته‌اند که حافظ در حق ایشان طنز و تعریض روا داشته است؛ به ویژه آنکه خواجه، دلقِ بسطامی را در کنار سجّادۀ طامات نهاده که این یکی در نظام اندیشگی حافظ مظهرِ ریا و ریاکاری است. چنین می‌نماید ضبط بسطامی، با میانجی یا بی‌میانجی فقط از طریق نسخۀ معروف خلخالی (مورَّخِ 827) به تصحیحات یادشده وارد شده است، اما ناگفته پیداست که این بیت به سبب اِحتوا بر نظرگاهِ حافظ نسبت به عارف نامداری چون بایزید اهمیت شایانی دارد و از همین رو شایسته بود هردو استادِ عزیز و استادانِ عزیزِ دیگر،  پیش از آنکه دربارۀ این بیت و حضور بسطامی در آن به بحث بپردازند و نظری تا بدین حد شایانِ اهمیت ابراز دارند، نخست دربارۀ اصالتِ این بیت و ضبطِ بسطامی در نسخه‌های دیوان به اندازۀ کافی به بحث می‌پرداختند. استادان ارجمند در این باره هیچ نگفته‌اند. در این مورد شارحان دو نگاه متفاوت داشته‌اند، برخی مانند استاد حسین‌علی هروی و استاد خرمشاهی طنز و تعریض را پذیرفته و ‌گزارش کرده‌اند. به نوشتۀ هروی، «... بسطامی را که نماد یک صوفی پرمدعاست، دلق و سجّاده‌اش را به عنوان ره‌آوردِ سفر برای رندان خرابات ببرد».  خرمشاهی نوشته است: خواجه «طنز و تعریضی به بسطامی و اصولاً تصوّف رسمی خانقاهی دارد ». ولی برخی استادان دیگر کوشیده‌اند زهر این تعریض را کم‌اثرتر گردانند. از جمله استاد حمیدیان «ضمنِ تأکید بر مقام والای بایزید در عالم تصوّف و اقبالی که به این عارف عاشق و چهرۀ دوست‌داشتنی شده است»، می‌نویسد: «سخن حافظ دربارۀ او آمیخته به طعن و طنز از جهت شطّاحی و طامات‌گویی اوست و ظاهراً ارتباطی به جایگاه بلند عرفانی او ندارد ». اما تا آنجا که نگارنده دیده است، دو تن از حافظ شناسان ما با هوشمندی، به بحثِ نسخه‌شناسی و بررسی ضبط‌ها پرداخته و به نتایج درستی رسیده‌اند، اما پیش از آن، نگاهی می‌افکنیم به آرایش نسخه‌‌ها: 
از میان 50 نسخۀ قرن نهم که زنده‌یاد نیساری دیده‌اند و نیز دو نسخۀ کهن دیگر (801 و 803)- که بعداً شناخته شد- این غزل در ۳7 نسخه از جمله در کهن‌ترین نسخۀ تازه‌مکشوف دیوان، مورخ 801 آمده است و از آن میان بیتِ مورد بحث در ۲5 نسخه از جمله در نسخۀ 801  نیست؛ بنابراین، این بیت، از میان 52 نسخۀ قرن نهم، فقط در 12 نسخه دیده می‌شود و از همین رو، استاد نیساری آن را در بخش «ابیات اضافه بر متن» ثبت کرده است  . بنگرید به آرایش نسخه‌های دوازده‌گانه در مصراع دوم: 
2 نسخۀ 803، 822: دلق سلطانی و سجاده و طامات بریم
2 نسخۀ 821 ، 823: دلق بطحائی و سجادۀ طامات بریم 
1 نسخۀ 824: دلق و سجاده و شطّاحی و طامات بریم 
1 نسخۀ 827: دلق بسطامی و سجادۀ طامات بریم
3 نسخۀ 862 ، 867، بی‌تاریخ، (قرن9): دلق پشمینه و سجادۀ طامات بریم
2 نسخۀ 874؟، 893: دلق و سجاده و تسبیح به طامات بریم 
1 نسخۀ بی‌تاریخ که در گذشته، در تملّک اصغر مهدوی بوده: دلق سر طاعی و سجادۀ طامات بریم(1) 
با توجه به آرایش نسخه‌ها، از آنجا که این بیت در نسخه‌های قدیمی و اکثریت آنها نیامده، باید مشکوک تلقی کرد، ولی از سوی دیگر به‌رغم تکرار برخی مضامینِ بیت مطلع، از جمله طامات و خرقه و شطح، این بیت به لحاظِ زبانِ شعری در اوج و سخته و استوار است و به لحاظ معنایی نیز در حوزۀ جهان‌بینی و اندیشۀ نابِ حافظ نفس می‌کشد. از میان کسانی که به بحث نسخه‌شناسی وارد شده‌اند، نخست باید یاد کنیم از مسعود فرزاد که با بررسی همۀ ضبط‌های نسخه‌های خود، بر آن شد که در برابر «سجّادۀ طامات»، «دلق شطّاحی (شطح گفتن)» مناسب‌تر است(2) ؛ دیگری  رشیدعیوضی است که دقیق‌تر به بحث نسخه‌شناسی پرداخته است به شرح زیر: 
در مفهوم «دلق بطحائی» و «دلق سلطانی» راه به جایی نبردیم و در برابر دلق بسطامی نیز باید گفت که منصرف ذهن ازآن «بایزید بسطانی» عارف بزرگ قرن سوم هجری است و تصور نمی‌رود که حافظ او را مورد طعن قرار داده باشد. با توجّه به هر چهار ضبط نسخ کهن به نظر می‌رسد که ضبط صحیح ضبط نسخۀ 824 است منتها تألیف جمله در این نسخه تغییر شده است. با انتخاب ضبط سه نسخۀ 821، 823 و 827 به جای بطحائی، سلطانی و بسطامی مطابق ضبط نسخۀ 824 «شطّاحی» آوردیم . 

آنچه رشید عیوضی در گزینش شطّاحی بدان توجه داشته، منطقِ متن و فرامتن است و در پایان به نکتۀ مهمی در تصحیح متن اشاره دارد که برخی به خطا این شیوه را دستبرد در متن تصور می‌کنند و آن این است که می‌توان ضبطی را از یک نسخه برگزید ولی ترتیبِ قرار گرفتن کلمات و ترکیبات در محور عرضی متن را از نسخه‌ای دیگر؛ در اینجا برای آنکه مصحح بتواند اصل سرودۀ حافظ را حدس بزند، شطّاحی را از روی نسخۀ 824 برگزیده و ترتیب قرار گرفتن کلمات را از نسخه‌های دیگر.   
در پایان نگارنده قصد دارد با جزئیات بیشتری به بحث نسخه‌شناسی بپردازد و به یکی دو نکتۀ دیگر در باب نامحتمل بودن ضبط بسطامی اشاره کند. به لحاظ تصحیح متن، در بخش دومِ مصراع، اطمینان بیشتری هست؛ چه، در 7 نسخه، «سجّادۀ طامات» ضبط شده که می‌توان آن را اصیل انگاشت، همچنین، در اصالت نخستین واژۀ مصراع یعنی دلق هم نباید تردید کرد. پس صورتِ تردیدبرانگیز، بسطامی و صورت‌های دیگر از جمله، بطحائی و سلطانی و شطّاحی و پشمینه است که از آن میان یکی را باید برگزید. اگر فقط تاریخ نسخه‌ها را در نظر بگیریم، نخست ضبط شطّاحی است و سپس به ترتیب بطحائی، سلطانی، بسطامی و پشمینه. از نگاهی دیگر، به سبب نزدیکی صورت‌های خطی و تقدم تاریخی 4 ضبط نخست، شایسته است، صورت پشمینه کنار گذاشته شود

. اکنون ما چهار صورت در پیش روی خود داریم که باید یکی را برگزینیم: شطّاحی، بطحائی، سلطانی، بسطامی، که از آن میان دو صورت بطحائی و سلطانی به لحاظ منطق درون‌متنی و فرامتنی راهی به دهی نمی‌برند و آشکارا مشخص است که هردو تصحیف صورت دیگری هستند که در اینجا می‌تواند شطّاحی یا بسطامی باشد. از میان این دو، ضبط شطّاحی نسبت به بسطامی دشوارتر است. کاتبان لغتِ شطح را نیک می‌شناسند، ولی شطّاحی را کمتر، چون کاربرد آن بسیار کمتر است و از همین رو، به احتمال بیشتر شطاحی به صورت سادۀ بسطامی و صورت‌های مبهم دیگر تبدیل شده تا برعکس. ضبطِ شطّاحی گذشته از تقدّم تاریخِ کتابت، به دلایل زیر نیز محتمل‌تر است: یکی اینکه ترکیبِ «دلقِ بسطامی» (دلقِ منسوب به بایزید) به هیچ روی معروف نبوده و در هیچ متن منظوم یا منثوری به کار نرفته‌است، نه پیش از عصر حافظ و نه حتی بعد از عصر حافظ  که دیوان خواجه سراسر سرزمین‌های فارسی‌زبان را درنوردید و همین نکته نشان می‌دهد که اساساً این بیت با ضبط بسطامی احتمالاً رایج نبوده است. دوم اینکه چنانکه گفته شد، طنز و تعریض و تسخر به بایزید از مصراع موردِ بحث آشکارا پیداست و چنانکه حافظ‌شناسان عزیز خود نیز باور دارند، دشوار بتوان پذیرفت که خواجه در حق چنین عارف بزرگ و والامقامی چنین نسبتی را روا داشته باشد و نکتۀ آخر اینکه اصولاً یکی از شگردهای حافظ در پرده و پوشیده سخن گفتن است و شاعر به هیچ شخصِ دیگری، چه صوفی و چه غیر صوفی، با ذکر نام تعریض نکرده و در یک مورد که نظر بر این است، بیتِ «آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا بود که گوشۀ چشمی به ما کنند»، تعریض به شاه‌نعمت‌الله ولی عارف نامدار قرن هفتم و هشتم هجری است، بازهم نامی از او نرفته است. بنابر این، منطق متن و فرامتن و برخی قواعد و ضوابط نسخه‌شناسی، ضبطِ بسطامی‌ را تأیید نمی‌کنند یا دست کم در برابر ضبط شطّاحی کمتر محتمل است.

 در اینجا حافظ از سفرِ ناکردۀ خود اجناسِ ملموسی را به عنوان ره‌آوردِ سفر می‌آورد: دلق و سجّاده، نه سخنان پا درهوایی چون طامات و شطحیات (بنگرید به برخی نسخه‌ها از جمله 824). رندان قلندر، یارانِ جانی و هم‌پیاله‌های باوفای حافظ‌اند و حافظ که به سفر روحانی رفته، برای یاران جانی، دلقِ صوفی‌نمایی می‌آورد که از برای خنده بپوشند و شطح بر زبان جاری کنند و سجاده‌ای که بر روی آن طامات ببافند و خوش باشند.

اما در راهِ پذیرفتن شطّاحی، مانع بزرگی نیز هست و آن اینکه به‌رغمِ کاربرد فراوانِ شطح و شطحیات و شطاح (شطح‌گوینده)، وجه مصدری آن، شطّاحی پیش از عصر حافظ در متون صوفیه و جز آن دیده نمی‌شود، ولی بعد از عصر حافظ، شواهدی از آن در دست است . آیا باید فرض کرد که لغت شطّاحی از طریقِ همین بیتِ موردِ بحثِ حافظ به متون بعدی راه یافته است؟ نمی‌دانیم. در هر صورت، در تصحیح متن همیشه نمی‌توان ضبطِ برگزیده (در اینجا: شطّاحی) را ضبطی ناب دانست و ضبطِ نابرگزیده (بسطامی) را ناباب.  

(1)از دوست نازنینم آقای محمدحسن شرفی که صفحۀ فیسبوکی دوستداران حافظ با عنوان «در جستجوی حافظ برتر» را اداره می‌کنند، سپاسگزارم که در تنظیم ضبط نسخه‌ها نگارنده را یاری رساندند.

(2) فرزاد، مسعود، حافظ: صحّت کلمات و اصالت غزلها، شیراز، دانشگاه شیراز، 1348: 2/994؛ پیش از فرزاد، در دیوان حافظ به سعیِ قدسی شیرازی (1314قمری) به جای «بسطامی»، «شطّاحی» دیده می‌شود و حسین پژمان نیز در حاشیۀ یکی از نسخه‌های حافظ به درستیِ همین ضبط اشاره دارد؛ نک: دیوان خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، به کوشش ح. پژمان، تهران، چاپخانۀ شرکت تضامنی علمی، 1318: 239، حاشیۀ 3؛ برای بحثی مفید و نظراتِ مختلف در این باره، نک: پایمرد، منصور، «از سجّادۀ طامات سعدی تا دلق بسطامی حافظ»، سعدی‌شناسی، پاییز 1399، شمارۀ 26، 1399: 112-120.

ابوالفضل خطیبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان