کد خبر: ۲۸۱۵۸
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۴-09 November 2021
در این مقاله به‌درستی به دوران مختلف زندگی حافظ اشاره شده است. همان‌طور که مقاله اشاره می‌کند، بیش‌تر تحلیل‌گران حافظ را جبری می‌شناسند. این مقاله سعی کرده بگوید حافظ در سه مرحله‌ی زندگی از جبری‌گری، به اختیاری‌گری رسیده است.
همان‌طور که با شک و تردید می‌گوید اولاً ترتیب شعرهای حافظ طوری جمع‌آوری شده است که به‌درستی زمان نگارش آن را نشان نمی‌دهد ( چون اشعار را یکی از دوستان حافظ، به نام محمد گل‌اندام بعد از مرگ حافظ جمع‌آوری نموده)، و واقعا نمی‌توان گفت مثلاً این شعر اختیاری‌گری در زمان پیری حافظ سروده شده.

اما نکته‌ای که نویسنده به آن توجه نکرده آن است که حتی اگر در بیتی از شعر حافظ  نگاه اختیاری‌گری ظاهر شده،  اما در ابیات دیگر آن غزل، دوباره نشان جبری‌گری خود نمایی می‌کند! 

به نظر بنده، با توجه به چند پهلو بودن زبان حافظ، هر کس هر برداشتی از شعر حافظ در مورد مکتب و مرام او می‌کند. به‌راحتی قابل استدلال و اثبات می‌باشد. مثلاً کسانی از روی اشعار حافظ اثبات کرده‌اند که او به آیین قدیم ایرانیان یعنی میتراییسم یا خورشیدپرستی اعتقاد داشته!! ("ما قصه‌ی سکندر و دارا نخوانده‌ایم  / با ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس). یا بسیاری حافظ را زرتشتی می‌دانند ("به باغ تازه کن آیین دین زرتشتی / کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود"). 

بدتر از آن، بعضی کلاً حافظ را کافر می‌دانند و تمام شعرهای چندپهلوی حافظ را از روی مسخره‌ کردن می‌دانند ("آن تلخ وش كه صوفي ام‌الخبائثش خواند / اشهي لنا و احلي ، من قبله العذاری"؛ یعنی آن تلخ مزه‌ای که صوفی آن را مادر بدی‌ها نام داد، نزد ما از بوسه‌ی دختران باکره شیرین‌تر است، یعنی خلاف سخن پیامبر که فرمود شراب مادر همه بدی‌ها است). البته این گروه هم به تقسیم‌بندی در طول عمر حافظ و این‌که در آخر عمر بی‌دین شده اعتقاد دارند! اما نظر بنده این است که با توجه به تایید قرآن و تاثیر در زندگی او که بارها گفته شده (هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم)، مسلماً حافظ مسلمان معتقد به قرآن بوده، اما چون تسلط به قرآن داشته و احادیث جعلی که در تواریخ دروغین اسلامی آمده را نمی‌توانسته قبول داشته باشد، چون با قرآن سازگاری ندارد. 

بنابراین حافظ، دین‌های قدیمی ایرانیان که مردم خالصانه با خدای خود ارتباط داشته‌اند، مثل زردشتی و میتراییسم را هم سو با قرآن می‌دیده، و روی همین اصل برای ابراز عشق و راز و نیاز، هم‌زادپنداری می‌کرده و همان که از زبان یک زردشتی بیان‌ می شده یا آن‌که با زبان خورشیدپرست بیان‌ می‌شده را با زبان یک‌ مومن مسلمان انطباق می‌داده، و این، هنر جادوانه ماندن حافظ است؛ یعنی در اسلام شراب حرام است و در میتراییسم شراب جزء شرایط پرستش! او به زیبایی بین این دو پلی برقرار کرده، اما یک مسلمان در ذهن خود از شراب حافظ یک آرامش و یک رها کردن فکر و بی‌توجهی به دنیا را (که حاصل شراب خوردن و مست شدن و بی‌خبر شدن است) جست‌وجو می‌کند و با آن تطبیق می‌دهد و البته نماد مهر و‌ وفا که در میتراییسم مهم است؛ یعنی بر سر پیمان‌ماندن نیز در گفتار حافظ به بر سر پیمان الست ماندن تفسیر می‌شود. 

به این صورت دقیقا گفتار حافظ با قرآن منطبق می‌شود. همین‌طور در مورد آتش که نماد دین زرتشت است، او این را با عشق به خدا و آفرینش تطبیق می‌دهد و از این رو، هر که به دینی خالصانه باورمند است، حافظ را از خود می‌بیند. 

اما در مورد بی‌دینی حافظ نیز در تمام اشعار این گونه‌ای، دین‌داران دروغی و ریاکاران را مسخره می‌کند و می‌گوید از این دین ظاهری شما من بیزارم و باز تاییدی بر قرآنی بودن او است (در قرآن نیز دین‌داران دروغی و آخوندهای دین‌فروش بنی اسرائیل به الاغ که بار کتاب دارند، تشبیه شده است).

در پایان به این‌نکته می‌پردازم که آیا واقعاً حافظ رنگ عوض کرده و تغییر اعتقاد داده یا این طور نبوده؟

به نظر بنده ساختار فکر حافظ کاملاً با ساختار قرآنی سازگار است و آن به این صورت است که از یک منظر، جهان و آفرینش جبری است و انسان نیز در این جبر گرفتار است (خداوند به پیغمبر می‌گوید "و وقتی تیراندازی می‌کردی، تو تیر را رها نکردی، بلکه ما بودیم که تیر می‌انداختیم" ، و در آیات دیگر نیز همین‌طور ، مثل آیه‌ی "ما هر که را بخواهیم هدایت و هر که را بخواهیم گم‌راه می‌کنیم" و ...). 

بنابر این، دقیقاً برداشت جبری حافظ همان برداشت جبری قرآن است. اما‌ قرآن برداشت اختیاری هم دارد و آن توانایی انسان برای نجات از بدی‌ها و زشتی‌ها و رفتن به سمت زیبایی‌ها و در نهایت بهشت و جهنم. اما اختیار انسان بسیار راحت است و آن‌ منوط به رفتن ذهن و فکر به سمت خدا و از خدا خواستن و رها کردن منیت و خودپرستی است؛ یعنی به محض این‌که انسان از خودخواهی خارج شده و خدانگر شود، خدا به او آن‌چه می‌خواهد می‌دهد. به‌عبارتی ما در یک جبر بزرگ و یک اختیار کوچک و ذهنی هستیم، اما فاعل همه و انجام دهنده‌ی همه‌ی امور خداوند و نیرو و علم او است (چون‌ بدن ما و نیروی ما هم از مجموعه‌ی خلقت خداوند که با هم در ارتباط است و در هم تنیده است حاصل می‌شود).


مهندس علی آزادی


منبع: کانال زیر سقف آسمان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان