کد خبر: ۲۸۱۴۰
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۲-07 November 2021
مدتی ست یکسری تحلیل ارتکازی و عرفی در خصوص بحث ظهور پررنگ شده، مخصوصا از سمت بعضی خطیب ها و به اصطلاح اساتید مفاد تحلیل شون اینه که حضرت وقتی ظهور می‌کنند که مومنین قدرت محافظت از حضرت و همچنین قدرت قیام جهانی یا منطقه ای داشته باشند.
اشکال این تحلیل اینه که:‏ اگر اینچنین بود ائمه علیهم السلام ظهور را معلق بر این امر میکردند، ائمه حتما اونرا بعنوان وظیفه متذکر می‌شدند، مهیا کردن چنین چیزی را از شیعیان می خواستند، اما می بینیم این مسئله به رغم اساسی بودنش نیامده، و حتی حضرت در توقیعات اینرا نخواسته و این عدم تذکر از فراموشی نیست‏.

اشکال تحلیلهای عرفی اینه که بنابر تصورات عادی شکل گرفته، اما وقتی روایات ظهور را می بینیم متوجه میشیم که در اون دوران معادلات عادی نیست. با مسائلی مثل رجعت حضرت عیسی و گذشتگان مواجهیم (نزل ابن مریم فیکم) که به تنهایی معادلات رو در دنیا به هم خواهد ریخت چه برسه به سایر وقایع‏.

بنابراین ما با یک شرایط خارق العاده مواجه هستیم. بنابراین شرایط خارق العاده، نمیشه تحلیل عرفی و ارتکازی کرد که مثلا اگر ما الان تسلیحات جمع کنیم این در مسیر حمایت و ظهور حضرته، یا اگر در فلان انتخابات مومنین رای بیاورند ظهور نزدیک تر میشه، این تحلیل ها مطابق شرایط ظهور نیست‏.

اونچه از روایات بدست میاد اینه که دوران ظهور در شرایطی رقم میخوره که اولا امت ناامید از ظهور هستند.
(إذا خرج عند اليأس و القنوط من أن يروا فرجا)

ثانیا هر دسته و قوم و صنفی به حکومت رسیده اما نتوانسته عدالت بگستراند.
(لا يبقى صنف من الناس إلا و قد ولّوا على الناس)

ثالثا شیعیان با اختلاف دارند و همدیگر را تکذیب می‌کنند.
(اختلفت الشيعة و سمى بعضهم بعضا كذابين)

و رابعا مومنین بوسیله فتنه ها غربال میشن
(تميزوا و تمحصوا)
(لا یکون فرجنا حتی تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلو)

و خامسا ظلم و جور در تار و پود دنیا عجین شده
(ملئت ظلما و جورا)

پس چالش دوران ظهور ضعف و ناامیدی مومنین ست.
(ضعف العباد و اليأس من الفرج)

اما این ناامیدی از کجا نشات گرفته؟ از اینجا که بنیان تحلیل ها و تطبیق های عرفی در مورد ظهور متلاشی شده. در روایته که از امام خواستند این فتنه ناامیدی را تشبیه کنند، حضرت فرمود:‏ (و واعدنا موسی ثلاثین لیله)

خداوند با حضرت موسی قرار سی روزه گذاشته بود و حضرت به قومش فرموده بود سی روز غایب هستم، (و اتممناها بعشر) ده روز در بی خبری اضافه شد. موسی نیامد و قومش ناامید و گوساله پرست شدند، فتنه بنی اسرائیل در ده روز بود و فتنه مومنین نسبت صاحب امر هم مثل آن است.

فلذا مکررا فرمودن (کذب الوقاتون) اونها که وقت تعیین میکنند دروغگو هستند. (هلک المستعجلون) و کسانی که در ظهور حضرت عجله کنن هلاک می‌شوند.

از ائمه پرسیدند راه حل خروج از این فتنه ها چیست؟ حضرات فرمودن اولا خدا با عجله شما عجله نمیکنه، پس عجله نکنید. (إن الله لا يعجل لعجلة العباد)‏

قضیه را مبنایی برای خودتون حل کنید. حضور در نهضت حضرت آرزوی همه ماست ولی ارزش، شناخت امام و باقی موندن بر امرش هست. هرکسی باقی بر امر بمیره، مثل شهید در رکاب حضرته (من مات عارفا لإمامه کمن مع القائم في فسطاطه) برای نجات فرمودند: (یقین) داشته باشید که ظهور حتمی ست.

ولو در شرایطی که توقعش را نداشته باشید. یقین از کجا میاد؟ فرمودند از (تقوا). پرسیدند سلوک پیش از ظهور چیست؟ فرمودند (دعا و انتظار فرج).

این سه اصلی ست که هم در روایات آمده و هم در توقیعات حضرت، و این سه اصل طلایی ست برای دوام آوردن تا ظهور حضرت‏. اینکه ما باید در مقابل کفار قوی باشیم. یا اینکه باید زمام امر را به اهلش بدیم.

با فساد و فسق مقابله کنیم و حُسن این قبیل ارتکازات و استحسانات چیزی نیست که ربطی به ظهور حضرت داشته باشه، هر قومی مبتلا به عدل باشه به فلاح و سعادت میرسه و هر قومی مبتلا به ظلم و جور باشه بلعکس‏.

اما اینکه آیا دوران ما متصل به دوران حضرته، سیستم ما به ظهور منتج میشه یا نه، به هیچ عنوان قابل پیش بینی نیست، و توقع ایجاد کردن نسبت به اون هم تحلیل مفسده برانگیزی ست. مفسده ای که از روایات بر میاد پیش از ظهور خیلی ها را ناامید میکند.

از طرفی اوضاع در دوران ظهور کاملا دگرگونه، به گونه ای که کسانی که ازشون انتظار میره در امر ظهور باشند، هنگامه ظهور از این امر خارج میشن و کسانی که ازشون انتظار و توقعی نیست بخاطر جوهر و معرفت شون وارد امر ظهور می‌شوند. (إذا خرج القائم خرج من هذا الأمر من كان يرى أنه من أهله)‏.

ما در این سالها دیدیم و می بینیم که عده ای یک دهه موسوم به بصیرت اند و دهه بعدی شناخته شده به ضلالت! در دوره ای که عناوین به این سرعت دست به دست میشه، خرج کردن از یک طیف یا جناح یا شخص یا حرکت بنام ظهور خسارته، و تسریع کننده اون حس یاس و انکار که چالش آخرالزمان است.


‏مصادر:
بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۹۳
غیبت نعمانی ص ۲۵۵
بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۴۴
کافی ج ۱ ص ۳۴۰
نوادر الاخبار ص ۳۵۱
ارشاد جلد ۲ ص ۳۷۵
کافی جلد ۱ ص ۳۴۱
سفینه البحار جلد ۵ ص ۳۸۷
۱۴۲ اعراف
کافی جلد ۱ ص ۳۶۸
کمال الدین ج۲ ص ۴۸۳
کافی ج۱ ص ۳۵۷
بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦
إثبات الهداة ص ۲۸۸‏بحارالانوار ج۵۲ ص۱۲۲
غیبت نعمانی ص ۳۳۰

مصطفی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان