کد خبر: ۲۸۱۲۸
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۴۰۰ - ۱۵:۲۱-05 November 2021
مدتی‌ست برای کودکان بوستان و گلستان می‌خوانم و پرسش‌های جذاب و غافلگیرکنندهٔ بچه‌ها موجب شده ناگزیر به نکاتی توجه کنم که پیش از این چندان در چشمم نیامده بود.
مهمتر از همه این که اگر چه سعدی انسانی خداباور است و از دریچهٔ شرع به هستی می‌نگرد، نیک آگاه است با وعدهٔ بهشت و پُرگفتن از دین و ایمان و عمل صالح و فلان و چنان نمی‌توان گریبان همهٔ مردم را گرفت و کشان‌کشان به مینو برد. 

پس این معلم کاردیدهٔ با وضیع‌ و شریف‌‌‌ نشستهٔ بسیار سفرکردهٔ  تلخ‌وترش‌ چشیده برای تربیت سرکِش‌ها و بدقلق‌های کلاسش، نه تنها از هنر سخنوری و فن شاعری به غایت بهره برده که به سحر کلام خود هم اکتفا نکرده است. او در کاروبار معلمی‌اش به اصل دیگری هم توجه داشته که مو لای درزش نمی‌رود و پیروجوان و خردوکلان در پی‌اش هستند؛ سود و منفعت! 

اگرچه خُلق و راستی و درستی و بی‌آزاری، نزد سعدی خوبیِ ذاتی دارند؛ او برای تربیت جامعهٔ اخلاقی در پیٍ ساختن جامعه‌‌ای عقلانی است چرا که عقل و اخلاق مرزهای مشترک دارند، بسیار بار به هم می‌رسند و با هم می‌آمیزند. او در این راه گام به گام با حساب‌کتاب و دودوتا‌ چهارتا، نشان می‌دهد چگونه آدمیزاد منفعتش در مهربانی و تواضع و نیکی و بخشش و بزرگواری است، و ضررش در دروغ‌ودغل و بدرَگی و خشم و بی‌شرمی و مردم‌آزاری.   

سعدی می‌گوید بنوشان و نوش کن. بخشنده باش نه برای این که چند خشت به خانهٔ اخروی‌ات اضافه کنی، برای این که:

هرکه نانش نخورند، نامش نبَرند. 

می‌گوید خبرکش و دوبهم‌زن و نمّام نباش. نه به این دلیل که اسفل‌السافلین و سیخ آتشین در انتظارت است؛ برای این: 

سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم‌زده نشوی.

وای بسا: 
کنند این و آن خوش دگرباره دل
وی اندر میان کوربخت و خجل! 

می‌گوید اگر دستت می‌رسد نیکی کن چرا که: 
هر که در حال توانایی نکویی نکند، در وقت ناتوانی سختی بیند.

و

یکی تخم در خاک از آن می‌نهد
که روز فرومایگی بر دهد

می‌گوید اگر در مصاف با دشمن کسی را به اسیری گرفتی او را نکش:

چو سالاری از دشمن افتد به چنگ
به کشتن‌دَرَش کرد باید درنگ

که افتد کز این نیمه هم سروری
بماند گرفتار در چَنبَری

و اگر بکشی؛ می‌کشند! 

آقای معلم هرگز مسیح‌وار نمی‌گوید اگر ناسزایت گفتند و سیلی‌ زدند صورتت را پیش ببر که لطف کنند و یکی هم بخوابانند آن طرف، که اگر چنین بود چه بسا عده‌ای زیر لب می‌گفتند برو عمو! و درجا کتاب را رها می‌کردند. نظر سعدی: 

بگفتا نیک‌مردی کن نه چندان
که گردد خیره گرگ تیزدندان

او می‌گوید اگر خصم تو نادان و مست و دهن‌پاره است که باید دریغت بیاید از کام و دندان خویش و با سربه‌سر گذاشتن با کهتر از خود، آب و شأن و هیبتت را بر باد نکنی؛ 

محال است اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندربرم

و اگر قوی‌تر از توست: 

چون نداری ناخن درّنده تیز
با ددان آن به که کم گیری ستیز

باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کام دوستان مغزش برآر

و البته پند می‌دهد: 
چو شمشیر پیکار برداشتی
نگه‌دار پنهان‌ ره آشتی

که لشکرشِکوفان مغفرشکاف
نهان صلح جستند و پیدا مصاف

اگر خَفیه ده دل به‌دست آوری
از آن به که صد ره شبیخون بری

همچنین توصیه می‌کند به سرپایین انداختن و کم‌آزاری، نه فقط برای اینکه آدم خوبی باشی؛ برای آسودگی و در امان ماندن، چرا که اگر ارّه بدهی لاجرم تیشه خواهی گرفت:

چو دشنام گویی دعا نشنوی
به‌جز کِشتهٔ خويشتن نَدرَوی

و
چو همواره گویی که مردم خَرند
مبر ظَن که نامت چو مردم بَرند

و خلاصه: 
نخواهی که باشی چو دف روی ریش
چو چنگ، ای برادر سر انداز پیش

می‌گوید اگر آقازاده هم هستی، بی‌هنر و مفت‌خور نباش چرا که: 
«مُلک و دولتِ دنیا اعتماد را نشاید... اما هنر چشمهٔ زاینده است، و دولت پاینده. وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است. 

و حکایت می‌آورد که: 
وقتی افتاد فتنه‌ای در شام
هر کس از گوشه‌ای فرا رفتند

روستازادگان دانشمند 
به وزیریِ پادشا رفتند 

پسران وزیر ناقص‌عقل 
به گدایی به روستا رفتند

و می‌گوید اگر خواستی شاه و شاخ بشوی باسواد و دانا شو نه برای این که غصب کردن جای افراد لایق‌تر از خود معصیت دارد، برای این که خرابکاری می‌کنی و مضحکه و مایهٔ عبرت می‌شوی: 

موجب آن که بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند. 

اگر یک بذله گوید پادشاهی
از اقلیمی به اقلیمی رسانند


عاطفه طیّه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان