کد خبر: ۲۸۰۵۳
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۴۰۰ - ۰۸:۴۷-30 October 2021
قانون اساسی را در سال ۶۷ آقایان می­‌خواستند بازنگری کنند و متصدی این کار حاج احمد آقا خمینی بود و می‌خواستند یک سری به اصطلاح مسائل آن حذف بشود و یک سری موارد دیگر که بعدا معلوم شد که هدفی در بین بود.
آن موقع فشار زیادی بر آیت‌الله منتظری آوردند. حاج احمد آقا با من صحبت کرد و گفت: پیش آقا برویم و آقا را قانع کنیم که به امام بنویسد که در این قانون اساسی ناهماهنگی بین رئیس جمهور، نخست وزیر، بین شورای قضایی و ... وجود دارد و نواقصی دارد و به امام نوشته شود تا شما هستید قابل اصلاح است و اگر در زمان شما این اصلاح نشود بعد دیگر امکان ندارد. 

آقای منتظری یک نامه به امام بنویسند که امام اجازه بدهند قانون اساسی اصلاح بشود. با هم پیش آقا رفتیم. آقا گفتند: من با این کار مخالف هستم به چند دلیل. عمده دلیل این بود که قانون اساسی فعلی مورد تأیید مراجع است، همه گروه­ها به آن رای دادند و اگر این قانون اساسی به هم بخورد معلوم نیست دیگر چه چیزی از در آن در بیاید. خیلی از مراجع دیگر رأی نمی­‌دهند، با زور هم که نمی­‌شود رای بگیرید، کردها هم دیگر قطعاً رای نمی­‌دهند. 

آن روز کردها می­‌خواستند رای ندهند ما آن­ها را قانع کردیم. آقای مفتی­‌زاده آن روز مدعی بود که چرا مثلاً مذهب شیعه در آن قید شده است؟ من و آقای خمینی گفتیم: حالا شما رای بدهید تا بعد ان­شاءالله یک فکری برای آن می­‌کنیم، الآن اول انقلاب است و موقعیت حساس است. 

جلسه مفصلی بود و در مجموع آقای منتظری به احمد آقا گفت: با کار شما با تعبیر خودمانی، یک قانون اساسی شُل و ول درست می‌شود و این صلاح نیست. این استدلال آقا بود. بعدا که احمد آقا رفت مرحوم آقا به من گفتند: هدف این­ها چیز دیگری است، این­ها می­‌خواهند چند تا موضوع که در این قانون اساسی نیست از جمله مجمع تشخیص مصلحت نظام یا مطلقه بودن ولایت فقیه را در آن داخل کنند. 

بالاخره ایشان قبول نکرد. هر چه اصرار کردیم هم من هم احمد آقا، ایشان گفت: من این کار را نمی­‌کنم. حالا احمد آقا از ما انتظار داشت که ما مثلاً کمک او بکنیم. برخی همین را می گویند که اگر تو با احمدآقا جور بودی خیلی مسائل پیش نمی­‌آمد. در هر صورت ما می­‌خواستیم کمک حاج احمد آقا بدهیم که بلکه آقا قبول کنند. من گفتم: اگر شما ابتداً به امام نامه نمی­‌نویسید، اگر امام به شما ابتدائاً نوشتند که شما متصدی امر باز نگری شوید، شما قبول می­‌کنید؟ گفتند: آن حساب دیگری است، اگر امام به من نوشتند به عنوان یک دستور، خب بله این دستور امام است و آن یک حرفی است، اما من ابتدائاً پیش­قدم نمی­‌شوم. 

هدف ایشان این بود که اگر امام از ایشان خواست و متولی شد، از آسیب­‌ها جلوگیری کند.(این را در پرانتز بگویم که احمدآقا در محفلی گفته بود: آقای منتظری مرا سنگ روی یخ کرد، من به دوستان قول داده بودم که آقای منتظری را راضی می‌کنم که نامه­‌ای در باره اجازه بازنگری به امام بنویسد اما قبول نکرد!) آقا بعدا گفتند: این­ها حالا از من که مأیوس شدند سراغ آقای مشکینی می­‌روند و او را راضی می­‌کنند که پیش­قدم شود. چند روز بعد آقای ابراهیم امینی به ملاقات آقا آمد. 

آقا داستان را برای او گفتند. آقای امینی هم حرف­‌های آقا را قبول کرد و گفت حق با شما است ومصلحت نیست که قانون اساسی به هم بخورد. آقا به آقای امینی گفتند: این­ها از من مأیوس شدند حالا سراغ آقای مشکینی می­‌روند، شما برو سراغ آقای‌ مشکینی و به ایشان بگو یک وقت گول نخوری! هدف چیز دیگر است و قبول نکنید. ایشان قبول کرد و رفت به آقای مشکینی هم گفت. اما خب بعد بالاخره آقای مشکینی شد رئیس خبرگان بازنگری و به هر حال کار خود را کردند.  

سید هادی هاشمی/ داماد آیت الله منتظری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
در جنگ روسیه علیه اوکراین کدام پیروز خواهد شد؟
روسیه
اوکراین
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان