کد خبر: ۲۷۹۴۲
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۰ - ۱۱:۰۱-21 October 2021
مخالفانش او را شاگرد و مرید بقایی می خوانند،خودش و طرفدارانش اما می گویند از برهه ای از بقایی بُریدند چرا که دیگر آیت خودش را از او سر می دید و مستقل عمل می‌کرد!
منتقدینش آیت را تئوریسین توطئه و تفرقه نام گذاشتند. شاگردِ خلف بقایی که قطب بندی های نهضت ملی را به شیوه ی استادش به انقلاب کشاند و حتی آنرا تا اندرونی حزب جمهوری اسلامی هم هدایت کرد. آیت به سانِ بقایی از ملی‌ها (مصدقی‌ها) و ملی-مذهبی‌ها منزجر بود. موافقانش ولی او را مرید آیت الله کاشانی و شهیدی میدانند که پیشِ پایِ توطئه ترور شده و هنوز نیز هر ساله او را ترور میکنند! تلاشی متفاوت برای قدسیت بخشی از یکسو و افسانه سازی از سویی دیگر! 

اتمهای واقعیت هر چه باشند، ترور او در صفِ ترورهای رازآلود تاریخ معاصر جا خوش میکند و بزودی گردِ سوگیرهایِ عشق و نفرت نخواهد گذاشت. اهل نجف آباد بود،سال ۱۳۱۷ بدنیا آمد،از نقطه نظر مادی دستش تنک بود، با این وجود از بچگی سودایِ دانستن داشت.در کنار دبیرستان، درس حوزوی را تا حد فقه و اصول گذراند. پایِ اتوبوس های شهری میرفت تا سفارش دهد که از اصفهان برایش روزنامه بیاورند. آرشیوِ مفصلی از بریده های روزنامه داشت که آنها را در صندوقی گذاشته بود. میلِ عجیبی به گردآوری اسناد داشت، مکانیزمی که سرش را به باد داد!

لیسانسش ادبیات فارسی، فوق لیسانسش جامعه شناسی از موسسه عالی علوم اجتماعی تهران بود. قبل از اینکه عضو «حزب زحمتکشان» بقایی شود،ذارادتمندش بود. از رهگذرِ ارتباط بقایی با کاشانی به او علاقه مند شد، چرا که کاشانی افراد مشتاق فعالیت سیاسی را به بقایی حوالت میداد.

اولین نامه به بقایی را در اسفند ۱۳۳۱ و متعاقب غائله ۹ اسفندماه (قصد خروج شاه از کشور و جریان قتل مصدق) نوشت. نامه دومش بعد از انحلال مجلس ۱۷ توسط مصدق بود که از ارسال هر دو خودداری کرده بود. او بعد از کودتا به عضویت حزب بقایی درآمد. 

آیت نامه معروف ۹۴ صفحه ای در سال ۱۳۴۲ به بقایی نوشت و در آن بقایی را «رهبر ارجمند» می نامد. در این نامه در تلاش است تا خط ممیزه ملی گرایی و اسلام گرایی را از همدیگر منفک و بقایی را به شاخص های اسلام گرایی متمایل نماید.

انجمن اسلامی به رهبری مهندس بازرگان را طرفداران مصدق می نامد و از تلاش خود در کانون تشیع به منظور تقویت حزب(زحمتکشان) و مقابله با بازرگان گزارش می‌دهد. بقایی را «مردی پاک، درست و شجاع» می داند و ضمن انتقاد از او می خواهد که حزب چهره ای مذهبی به خود بگیرد.در مرامنامه حزب برخی از اموری که مربوط به مذهب است گنجانده شود تا اولاً افراد مذهبی جذب حزب شوند و ثانیاً در آینده کسی نتواند از حربه مذهب علیه ما استفاده کند! مبنایی که مخالفانش او را متهم به داشتن نگاه ابزاری به دین می کنند. 

ما باید از نیروی روحانیون حداکثر استفاده را بکنیم. بیشتر با آنها مراوده داشته باشیم.‌ یقیناً به موفقیت ما کمک شایانی خواهد کرد». بازرگان را «ملا مهندس» می خواند.

به زعم آیت در «تمام نهضت آزادی شخصیتی که حتی قابل مقایسه با با جنابعالی باشد، وجود ندارد». آیت معتقد است آنها با وجود مبارزه سهمگین با مصدق طرفی نبستند.(بعد از قضیه مصدق ، سهمی از قدرت به آنها نرسید)از بقایی می خواهد حداقل در ظاهر مناسک مذهبی را رعایت کند و از پذیرفتن افرادی که معروف به سوء شهرت و فساد اخلاقی هستند پرهیز کند. و شاخه مذهبی برای حزب تاسیس نماید.

بقایی در مورد آیت می گوید:
«دکتر آیت جوانی بود اهل نجف آباد اصفهان و موقعی که دانش آموز بود جزو تشکیلات ما در اصفهان شده بود. بعداً هم که آمده بود تهران برای ادامه تحصیل، عضو حزب بود. یک جوانی بود خیلی زحمتکش، امکانات مالی اش هم خیلی محدود بود و خیلی با ایمان و در هم خیلی فعال. بعد از قضایای ۱۳۴۰ او معتقد به مبارزه مسلحانه شد. او مرتب راجع به این موضوع تبلیغ می کرد و در صورتی که ما شعارمبارزه مان در چارچوب قانون بود. 

به او تذکر داده شده بود که تبلیغ نکند اعتنایی نمی کرد و سفت معتقد بود مطابق مقررات حزب، آیت محکوم شد به اخراج موقت از حزب دکتر آیت محکوم شده به اخراج موقت یک ساله از حزب تا وقتی که تعییر عقیده بدهد. تغییر عقیده هم نداد خوب دیگر به حزب نمی آمد. 

در جریان مبارزه با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی آیت به اتفاق سید محمود کاشانی برای جلب نظر بقایی به همکاری با روحانیون پیش او رفتند،اما آب پاکی روی دست آنها ریخت. بقایی حدود سال ۱۳۵۲ آیت را رسما از حزب اخراج کرد. رابطه تشکیلاتی شان اگرچه قطع شد اما تماس های دوستی استمرار داشت.در دوره اخراج با نظامیان مذهبی ارتش از جمله نامجو و کلاهدوز ارتباط گرفت.

مهرانه معلم، همسرش هم می گوید: «همیشه تشکیلاتی فکر می کرد و به تشکیلات، همچنین تشکیلات نظامی معتقد بود». در انقلاب ۵۷ ،فعالیت های سیاسی آیت نیز شدت گرفت.به عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری دعوت شد و دبیر سیاسیش شد.البته با اکثریت اعضای حزب تفاوت مشرب داشت. با بنی صدر مخالف بود و او را مصدقی و عضو جبهه ملی میدانست.با بازرگان هم که از اول موافق نبود. معلم می گوید: «حتی با اعضای شورای انقلاب هم که آن موقع انتخاب شده بودند، زیاد موافق نبود. به خصوص از مطهری انتقاد میکرد که (با) فقدان سابقه سیاسی و مبارزه این افراد را به عنوان عضو شورای انقلاب به خمینی پیشنهاد کرده است». با حمایت حزب به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درآمد. مهمترین وظیفه اش تبیین نظریه ولایت فقیه در قانون اساسی بود! چیزی که مخالفانش آنرا ماموریتی از سوی بقایی می‌دانند!

اولین گروه سیاسی که پس از انقلاب،صحبت از ضرورت ولایت فقیه کرد حزب زحمتکشان بقایی بود. حزب پیشنویسی برای مجلس خبرگان قانون اساسی پیشنهاد داد که در آن حزب به علما تذکر میدهد که از تجربه مشروطه درس بگیرند! 

در ۲۰ دیماه ۱۳۵۸ سرگروههای حزب زحمتکشان در تهران جمع شدند و مظفر بقایی ۳ ساعت و نیم برای آنها صحبت کرد. این سخنرانی به وصیتنامه سیاسی بقایی مشهور شد و اعلان بازنشستگی کرد. پس از این سخنرانی وداع، آیت«پیغام داد که این هم یکی از اشتباهات سیاسی دکتر بقایی بود». 

دوستان آیت او را مؤسس اصل ولایت فقیه در قانون اساسی میدانند. منوچهر محمدی و حتی مخالفانش مانند عزت الله سحابی نیز نظرشان همین است. دکتر بهشتی هم پیشنهاددهنده آن را آیت میداند. منتظری در خاطراتش می آورد:«من و مرحوم آقای بهشتی و آقای ربانی شیرازی و بعضی افراد دیگر از جمله آقای دکتر سید حسن آیت روی قضیه اصرار داشتیم.البته بعضی ها مثل آقای طالقانی و آقای بنی صدر با آن مخالف بودند». به نظر بقایی آیت «خیلی زحمت کشیده بود و کتاب خوانده بود،مطلع بود،شجاع بود به این جهت هم در حزب جمهوری اسلامی تقریباً رقیب بهشتی شده بود و معلوم شد که اینذ(آیت) اگر دور دستش بیاید دور از همه می گیرد». زمانی نیز آیت به همسرش گفته بود: «آب باشد شناگر قابلی هست». 

بعضی ها مبارزه بنی صدر و بهشتی را اساساً مبارزه آیت با بنی صدر می دانند! در دوره اول ریاست جمهوری با وجود کنار رفتن جلال الدین فارسی،حزب جمهوری از عضو رسمیِ خودش یعنی آیت حمایت نکرد و از حسن حبیبی عضو سابق نهضت آزادی حمایت نمود.آیت از این مساله دلخور بود. در مسئله نوار نیز سران حزب از او حمایت نکردند و بهشتی معتقد بود آیت باید پاسخگوی سخنانش باشد. آیت با میرحسین موسوی بیشتر از همه مشکل داشت. موسوی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان حزب)بود و با چاپ مقالات علیه مصدق در روزنامه مخالفت میکرد. 

موسوی خودش مقاله ای در مورد مصدق نوشت و راه او را با راه حسین بن علی مقایسه کرده بود. آیت با وزیر  خارجه شدن موسوی هم به علت مصدقی بودن او و شاگردی حبیب الله پیمان، مخالف بود، ولی علیرغم میل او وزیر شد. او معتقد بود اولاً موسوی شایستگی این کار را ندارد و دوم اینکه یک سری اسناد از وابستگی ایشان دارد.اسنادی که به زعم حامیانش به علت ترورش، سر به نیست شدند.

در مورد رابطه اش با بقایی بعد از انقلاب دیدگاه های متفاوتی وجود دارد.دیدگاه اول(خودش و حامیانش): قائل به این است که بعد از وقایع سالهای ۱۳۴۲ و ۴۳ از بقایی برید و بعد از اخراجش رابطه اش به کلی قطع شد. دیدگاه دوم (مخالفانش): بر اساس صورت جلسات حزب زحمتکشان و خاطرات بقایی،رابطه ی آنها هیچ وقت قطع نشد.

در مجلس اول اعتبارنامه اش توسط خلخالی و دیگران بواسطه عضویت در حزب زحمتکشان و طرفداری از بقایی مطرح شد. آنجا آیت بشدت از بقایی دفاع کرد،کاری که بقایی آنرا به مردانگی و شجاعت تعبیر کرد. 

سلیمی نمین معتقد است بحث آیت یک بحث تاریخی است...شیوه هایش را با مظفر بقایی مشابه میداند و برخوردهایش را با دکتر مصدق غیرمنصفانه و غیرمنطقی می داند. سلیمی می گوید آیت حرف خمینی را زمین گذاشت. در مسئله نوار مخالفانش او را «آیت کودتاچی» گفتند و حامیانش «کارگردان عزل بنی صدر»!

سید محمد خامنه ای گفت: «مرحوم آیت بسیار آدم هوشیاری بود.اصل ولایت فقیه را ایشان باعث شد» هاشم صباغیان آیت را«خوش صحبت، اطلاعاتش خوب بود، تاریخ سیاسی خوب می دانست» میداند.

‏۱۴ مرداد ۱۳۶۰ ترور شد. قاتلین ۶۵تیر در بدنش خالی کردند.تروری وحشیانه که نیازمند این همه خشونت نبود!احتمالاً میخواستند مطلقاً مطمئن شوند که جان به در نَبَرد! وگرنه برای کشتن یک انسان یکی دو تیر در سر و گردنش افاقه می‌کند!

آیت گفت«امروز باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود، بایدبروم تا این اسناد و حقیقت ها را برای مردم روشن کنم» روزی که ۶۵ گلوله قبل ازاینکه تکلیف دیگران را روشن کند،تکلیف خودش را مشخص کرد.اسناد هم با مرگش به محاق رفتند. در سیاست بیش از حد قائل به مرزهای سیاسی بود،کاری به خطرناکی بندبازی سیاسی! 

قضیه « نوار آیت » چه بود؟!

آیت در یک گفت و گوی خصوصی که «عزت‌الله کفایتی» ترتیب ان را داده بود از برنامه‌ای علیه بنی‌صدر و همکاری او با بعضی عوامل حرف میزد و روزنامه انقلاب اسلامی آن را با عنوان سند توطئه آیت علیه دولت منتشر کرد. آیت گفته بود:«بنی‌صدر توی جبهه ملی است و اسلامی فکر نمی‌کند. برنامه‌ای برای بنی‌صدر داریم که بابای بنی‌صدر هم نمی‌تواند مقاومت کند. بنی صدر مهره آمریکا و مرتبط با بختیار است و البته دعوای بنی صدر و آیت مربوط به یک انتخابات در اواخر سال ۴۰ است. در این انتخابات سنجابی و حسیبی و زیرک‌زاده و دکتر صدیقی و ... کمیته مرکزی  را اشغال کردند. سهمی به بنی‌صدر و هدایت‌الله متین دفتری و دیگران ندادند گفتند: اینها قابل  اعتماد نیستند راهشون ندید! 

بنی صدر گفته بود آنچه چاپ شده متن نوار است روزنامه انقلاب درباره نوارها نوشته بود: 
حسن آیت و عده‌ای دیگر که در اطراف او گرد آمده‌اند به هر نحو که از دستشان برمی‌آید به شدت علیه رییس‌جمهور القاء کینه و دشمنی می‌کنند و بعد محمد حسینی بهشتی،  دبیرکل حزب جمهوری اسلامی در رابطه با آیت گفت: «آنچه آقای آیت گفته است در رابطه با من، دوستانم و یا حزب جمهوری اسلامی نبوده و آن طور که خود مطلب نشان می‌دهد مساله‌ای است که مستقیما به خود آقای آیت و احیانا برخی از همفکرانشان ارتباط داشته است. 

نظر شما چیست؟! 

سید حسن آیت // قائم موسوی 
اسرار آیت // جواد موگویی
گروه بی نام // مقدمه دکتر عبدالله جاسبی و تدوین دکتر معصومه شکوری 
خاطرات دکتر مظفر بقایی// حبیب لاجوردی
زندگینامه سیاسی دکتر مظفر بقایی// دکتر حسین آبادیان 



samuel

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان