کد خبر: ۲۷۹۳۵
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۸-20 October 2021
هخامنشیان ستمگر یا عادل؟
منادی حقوق بشر  یا ظالم؟ در ۲۲۰ سال شاهنشاهی هخامنشیان ما شاهد پادشاهانی صلح جو و ملایم چون اردشیر دوم و خونریز و سخت گیر چون اردشیر سوم بودیم،  شهریاری قاطع و مدبر چون داریوش کبیر داشتیم و پادشاهی سهل انگار مانند؛ خشایارشاه، بنیانگذار پیروزی چون کورش کبیر و فرمانروای شکست خورده ای چون؛ داریوش سوم، بنابراین نمی‌توان از منظر تاریخی، عصر هخامنشی را با یک داوری کلی، عصر عدل یا ظلم دانست مگر آن که اغراض سیاسی وجود داشته باشد، اما می‌توان به چند ویژگی از نقش تاریخی و سیاسی خاص هخامنشیان اشاره کرد:

الف - هخامنشیان در جایگاه امپراتوری ایرانی 

هخامنشیان بنیانگذار نخستین امپراتوری جهانی بودند و چون ایرانی بودند و مرکز این امپراتوری ایران بود ، ساختار فیزیکی و جغرافیایی ایران را بنیانگذاری کردند ، اگر در عصر اوستایی و اسطوره ای ، بنیان های هویتی ایرانی پیص ریخته شد ، در عصر ماد و به ویژه هخامنشی،  ساختار جغرافیایی ایران بنیانگذاری شد تا در دوران اشکانی و ساسانی شاهد تثبیت مفهوم ایران به مثابه یک کشور  باشیم.  

ب- هخامنشیان به مثابه خاطره ای از عظمت ایران باستان فراموش شده 

هخامنشیان در روایت تاریخی سنتی و کلاسیک ایرانی با کیانیان در هم آمیختند و نمادی از ایران با عظمت باستان بودند اما درست در زمانی که ایران در معرض یورش قدرت های استعماری غربی قرار گرفته بود ، ایرانیان با تاریخ هخامنشیان از طریق مطالعه آثار یونانی و رومی و نیز خواندن سنگ نبشته‌ها به وسیله غربی‌ها، آشنا شدند، ایرانی تحقیر شده توسط روس و انگلیس ناگهان چهره ای دیگر از خود را در آیینه تاریخ هخامنشی کشف می نماید، ایرانی نیرومند و جهانگشا که آسیا و اروپا را به یکدیگر متصل می نماید و شهریارش، دریا را به خاطر نافرمانی در برابر امر فرمانروای ایران به تازیانه می‌بندد، ایرانی که در برابر تکبر روس و انگلیس و امثال گریبایدوف و جیمز موریه ، آزرده و رنجیده شده بود، به یک باره نوشدارویی را در برابر این تحقیرها کشف می نماید به نام شاهنشاهی هخامنشی، که نه تنها از غرب چیزی کم ندارد بلکه بنیانگذار مدنیت است و غرب متمدن را به مثابه خدمتگزار و کارگزاری مادون به اطاعت و فرمانبرداری خود وا داشته است، همین شناخت از تاریخ هخامنشی در جنبش بیداری ایرانیان و نهضت ترقی خواهی نقشی بنیادین داشت و جوهر اصلی آثار روشنفکران متقدم از آخوند زاده تا کرمانی و حتی شاعرانی چون ؛ میرزاده عشقی شد، قوه محرکه ای که آن چنان نیرومند است که شاعر جوان و تنگدستی چون عشقی از مال شخصی ناچیزش بگذرد و با هزینه خود، اپرای رستاخیز شهریاران ایران را برگزار نماید.  این نگرش تاریخی، قوه انرژی نهضت مشروطیت می گردد و ایران را به نخستین دموکراسی آسیا تبدیل می نماید ‌و در عصر پسا مشروطه نیز کم و بیش ایدئولوژی حاکم است و تا مدت ها چه حاکمان و چه مخالفانی مانند ملک الشعرای بهار و فرخی یزدی و حتی روحانی مانند سید حسن مدرس به این عظمت باستانی به عنوان یک نقطه اتکا ، ارجاع می دادند ، این وضعیت کم و بیش تا پس از کودتای ۲۸ مرداد حکمفرما است.

ج- نفی و تمسخر  هخامنشیان ، ابزار مبازره

پس از ۲۸ مرداد۳۲ ، رژیم پهلوی که از آرمان‌های مشروطه به شدت فاصله گرفته بود،  تلاش کرد مبانی مشروعیت خود را بر یک قرائت ایدئولوژیک از شاهنشاهی استوار نماید، نهاد سلطنت در ایران به طور سنتی از پایگاه مشروعیت نیرومندی بهره مند بود، اما در ایران دهه ۳۰ و ۴۰ با خلا مشروطه و تعلیق عملی قانون اساسی از سویی و نابودی اشرافیت زمین دار به عنوان پایگاه سنتی سلطنت از سویی دیگر تلاش می شود که ایدئولوژی شاهنشاهی با تاکید ویژه  بر عصر هخامنشی و کورش کبیر ، مبنای مشروعیت، حکومت پهلوی گردد، جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نیز در همین چارچوب برگزار می گردد، واکنش به این ایدئولوژی سازی در میان اپوزیسیون ، هجو و تحقیر و نفی هخامنشیان است که در تمسخر جمله معروف شاه در جشن های ۲۵۰۰ ساله با عنوان؛ آسوده بخواب کورش ، تجلی و ظهور یافت.

د- هخامنشیان در جایگاه اپوزیسیون 

با انقلاب اسلامی و پیروزی مخالفان نظام شاهنشاهی،  هخامنشیان به عنوان مبنای ایدئولوژیک نظام سرنگون شده ، در معرض نقد و طرد و هجمه برخی از  انقلابیون قرار می گیرند اما این هجمه ها خیلی زود با واکنش گروهی از میراث داران فکری مشروطیت مواجه می‌گردد، نگاه به هخامنشی به عنوان عصر عظمت فراموش شده ایران که یکی از قوه محرکه های مشروطه و بنیان‌های فکری آن بود بسیار نیرومند تر و جا افتاده تر از سیاست تبلیغاتی رژیم شاه به عنوان‌ ایدئولوژی رژیم پهلوی بود و از این رو نیز، هجمه انقلابیون فاتح بر رژیم پهلوی نیز در جایی که از تمسخر شاه فراتر رفته و به هجمه به خود هخامنشیان تبدیل می شد با مقاومت عمومی مردم روبرو گردید.

نقطه اوج تلاقی نگاهی  که هخامنشیان را ایدئولوژی رژیم پهلوی می دید با دیدگاهی که هخامنشیان را عظمت فراموش شده ایرانی،  مواجهه شیخ صادق خلخالی با نصرت الله امینی استاندار فارس در موضوع تلاش برای تخریب تخت جمشید بود، نتیجه این نبرد برای خلخالی شکست و برای امینی یک خوشنامی ابدی و تاریخی گردید، اما با گذر زمان و افزایش نارضایتی ها از وضع موجود، بار دیگر گروهی از طرفداران پهلوی درصدد برآمدند که هخامنشیان را در قالب مبنای ایدئولوژیک رژیم پهلوی بازسازی نمایند. 

تلاش‌های گروهی به عنوان کمیته نجات پاسارگاد با محوریت زن و شوهری که حداقل بانو به طرفدار رژیم پهلوی تبدیل شده و متعاقبا نامگذاری ۷ آبان به عنوان روز کورش و برگزاری تظاهرات در آن روز در کنار آرامگاه کورش همراه با شعار به نفع پهلوی و نقش آفرینی شبکه‌های سلطنت طلبی چون؛ من و تو، همگی از تلاش‌ها برای بازتولید رویکرد محمدرضا شاه در بهره مندی از هخامنشیان به عنوان مبنای ایدئولوژیک رژیم پهلوی حکایت دارد که این بار در قالب مبنای فکری پهلویسم و سلطنت طلبی نوین به کار می‌آید.

واکنش حاکمیت جمهوری اسلامی در مقابل این تلاش ها اگرچه به تندی صدر انقلاب نبوده اما بازهم به سمت و سوی نفی اصل هخامنشیان رفته که این واکنش می تواند اتفاقا سوخت لازم را برای همان اپوزیسیون سازی از هخامنشیان فراهم ساخته و به عبارتی بازی در زمین اپوزیسیون سلطنت طلب است. 

از سویی دیگر در طول ۴۳ سال گذشته یک جریان خاصی نیز به ستیز با هخامنشیان روی آورده و جنبه سیاسی هخامنشیان در عصر امروز را پررنگ تر ساخته است و آن جریان تجزیه طلب و به طور خاص پان ترکیسم است، تجزیه طلب‌ها برای نابودی هویت  ایرانی و وحدت ملی، دو محور هخامنشیان ‌و شاهنامه فردوسی را به عنوان دو رکن تاریخی فرهنگ ‌و هویت ایرانی در تیر راس حملات خود قرار داده اند و  در مورد هخامنشیان از شکاف سیاسی میان حاکمیت و اپوزیسیون در جهت اهداف خود بهره برداری می نمایند.  

در این میان راهکاری که هم به سود ایران و هم در جهت منافع حاکمیت است ، غیر سیاسی کردن هخامنشیان است ، اگر جمهوری اسلامی همان رویکرد  کم و بیش سازنده ای که در برابر فردوسی و شاهنامه در پیش گرفت را نسبت به هخامنشیان و کورش کبیر نیز اتخاذ نماید هم اپوزیسیون پهلویست و هم قوم گرایان تجزیه طلب را توامان خلع سلاح می نماید ، متوقف ساختن اظهار نظر های غیر کارشناسی درباره هخامنشیان،  پاسداشت و تکریم کورش کبیر و صیانت ویژه از حدود و ثغور فیزیکی تخت جمشید و پاسارگاد و سایر میراث  باستانی ایران، می‌تواند یک آغاز خوب باشد 


محمدعلی بهمنی قاجار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان