کد خبر: ۲۷۸۰۶
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۰ - ۰۶:۳۷-10 October 2021
تئودور آدورنو زمانی گفته بود با سیطره رادیو دیگر باید فاتحه سوژه [انسان صاحب قدرت خردورزی] را خواند. به عقیده او با احاطه جهان توسط رادیو، دیگر همگان یک چیز مشترک گوش خواهند داد، اخبار را از یک دریچه خواهند شنید و موسیقی و سلیقه هنری همشکلی خواهند داشت. برای آدورنو رادیو مساوی با امحاء و نابودی فردیت و سوژگی انسانها بود.
"آدورنو پس از ترك آلمان نازی كه راديو درآنجا ابزار اصلی اشاعه تبليغات بود، در آمريكا با قلمرو رسانه ای مواجه گرديد كه كانون آن در اشغال راديو قرار داشت. آن دوران "عصر طلايی” راديو محسوب مي شد. راديو به عنوان منبع آموزش، سرگرمی و اطلاعات در بافت زندگی روزمره تنيده شده بود، و خانواده هسته ای را دور خود جمع می كرد.

آدورنو می گوید: راديو در آمريكا هيچ پولي از مردم نمی گيرد، و از اين رو شكل فريبنده ای از يك مرجع بی طمع و بی طرف را بدست آورده است كه بخوبی با فاشيسم تناسب دارد. به عقیده آدورنو راديو دموكراتيك است، همه مشاركت كنندگان را به شنونده تبديل كرده و همه آن ها را مقتدرانه در معرض برنامه های سخن پراكنی كه دقيقا شبيه هم هستند، قرار می دهد. هيچ گونه مكانيسمی براي پاسخ متقابل تعبيه نشده است، و شبكه هاي خصوصی از هر گونه آزادی محروم شده اند. در این شرایط راديو به رسانه ايده آل تبديل شده كه برای ايجاد و حفظ مصرف كنندگان منفعل طراحی شده است كه بايستی نشسته و دستورات صريح [سخن پراكنی سياسی و سخنرانی های رسمی] و تلويحی را از دستگاه راديو دريافت كنند"(پل .ای. تیلور)

 امروزه نزدیک به هفتاد سال از سخنان و نوشته های آدورنو درباره رادیو می گذرد و حالا با سیطره تمام و کمال هزاران شبکه تلویزیونی و اینترنت و شبکه های مجازی، رادیو ارج و قرب آن سالهای خود را از دست داده است. حالا تلویزیون و شبکه های مجازی مانند اینستاگرام دهها برابر بیشتر از رادیو تاثیر گذاری دارند و مخاطبان ساعت های بیشتری را با این رسانه ها صرف می کنند.

آدورنو فیسلوف خوش بینی نبود و هیچ چشم انداز روشنی را برای آینده بشر مشاهده نمی کرد و معتقد بود در آینده وضعیت به شدت تیره تر خواهد شد و انسان و قدرت اندیشگی انسان به طور کامل به اسارت رسانه های جمعی درخواهد آمد. پیش بینی که امروز به وضوح قابل مشاهده است.

 قرن بیست و یکم را باید قرن تلویزیون و اینترنت نامید. قرنی که در آن دیگر سلیقه فردی و اندیشه فردی و انتخاب فردی و علایق فردی و امثالهم معنی ندارد و هر آنچه هست انتخاب هایی است که تلویزیون و اینستاگرام و تویتر و فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی و همه گیر به اسم مردم انجام می دهند و آنها را به اسم سلیقه به خورد مخاطبان خود می دهند. 
امروزه دیگر از دور افتاده ترین روستاها در آفریقا و خاورمیانه تا شرق آسیا و اروپا و آمریکا همگان به یک سبک موسیقی گوش می دهند، یک فیلم سینمایی و سریال را می بینند(سریال بازی تاج و تخت را به یاد بیاوریم که در بیست و چهار ساعت صدها میلیون ببیننده در سراسر جهان داشت)، یک جور لباس می پوشند، یک جور حرف می زنند، به یک نوع نظام سیاسی علاقه نشان می دهند و ایمانشان به اخبار رسانه ها همچون ایمان بنیادگران به اعتقاداتشان است. امروزه چند دقیقه صحبت با افراد کافیست تا به راحتی پی برد که او مخاطب کدام تلویزیون و کدام شبکه تلویزیونی است و با رگ های برآمده گردن و صورت برافروخته مشغول دفاع از کدام صفحه اینستاگرامی و شبکه خبری است. 

حالا قرن بیست و یکم را به راستی می توان قرن پایان انسان و قرن سیطره تلویزیون و اینترنت نامگذاری کرد. قرنی که ارباب بزرگش که همگان به درگاهش پیشانی بر خاک می سایند، نه داریوش اول و نه پطرکبیر و نه لویی چهاردهم و نه چنگیز مغول و نه هیچ جهانگشای دیگری، بلکه اینترنت و تلویزیون است.

فرهاد قنبری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان